<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فَشن</title>
	<atom:link href="http://barani.ca/2008/09/fashion/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/</link>
	<description>خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 12:15:45 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: امیر حسین</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-174</link>
		<dc:creator>امیر حسین</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Sep 2008 13:45:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-174</guid>
		<description>باور کنید بقدری این موضوع ملموس بود که ناخواگاه خندم گفت . همان طور که فرمودید این موضوع بین خانم ها بیشتر رواج داره . منشاش رو میتونم یه موضوع نشات گرفته از برخی کمبود ها برای خودنمایی بدونم . حداقل در خیلی موارد این موضوع مصداق داره . 

نکته هایی که شما اشاره داشتید واقعا مثال زدنی ترین ها بودند . 
ممنون
------------------------------------------------------
:) </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باور کنید بقدری این موضوع ملموس بود که ناخواگاه خندم گفت . همان طور که فرمودید این موضوع بین خانم ها بیشتر رواج داره . منشاش رو میتونم یه موضوع نشات گرفته از برخی کمبود ها برای خودنمایی بدونم . حداقل در خیلی موارد این موضوع مصداق داره . </p>
<p>نکته هایی که شما اشاره داشتید واقعا مثال زدنی ترین ها بودند .<br />
ممنون<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
 <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شانتمیس</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-173</link>
		<dc:creator>شانتمیس</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Sep 2008 10:00:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-173</guid>
		<description>همه مدهایی که گفتی یه طرف این ماجرای کلیپس پشت سر و عینک روی سر رو من نفهمیدم ماجراش چیه که از هر ده تا خانم ایرانی که اینجا میبینی هشت تاشون اینطورین.
-------------------------------------------------------------------
شاید از روی عادت باشه.عادتِ اینکه خُب سالها موهاشون رو با کلیپس جمع کردن زیر روسری و عینک هم شاید براشون مثل تِلِ سر باشه ضمن اینکه اینجا هوا قربونش برم تکلیفش مشخص نیست مثل چراغ راهنمایی چشمک زن میمونه .هی آفتابی میشه هی ابری  :)  </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همه مدهایی که گفتی یه طرف این ماجرای کلیپس پشت سر و عینک روی سر رو من نفهمیدم ماجراش چیه که از هر ده تا خانم ایرانی که اینجا میبینی هشت تاشون اینطورین.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
شاید از روی عادت باشه.عادتِ اینکه خُب سالها موهاشون رو با کلیپس جمع کردن زیر روسری و عینک هم شاید براشون مثل تِلِ سر باشه ضمن اینکه اینجا هوا قربونش برم تکلیفش مشخص نیست مثل چراغ راهنمایی چشمک زن میمونه .هی آفتابی میشه هی ابری  <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-172</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 21:28:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-172</guid>
		<description>سلام 
من وخانمم هرشب به وبلاگ شما سرمیزنیم.ما برای ایالت کبک درمصاحبه قبول شدیم میخواستیم ببینیم شما هم کیس کبک بودید والان در تورنتو زندگی میکنید؟آیامشکل خاصی براتون پیش نیومده؟چون ماهم قصد داریم در تورنتو زندگی کنیم.لطفا راهنماییمون کنید. ممنون.
-----------------------------------------------------------------
سلام دوست عزیز.ممنون.
بله ما هم از طریق کِبک برای مهاجرت اقدام کرده بودیم و به همین دلیل هم از طریق مونترال وارد کانادا شدیم.بهتره که لندینگ شما در ایالتِ کبک باشه ،بعد از لندینگ شما آزادید هرجایی زندگی کنید.ما سه روز بعد به تورنتو اومدیم و هیچ مشکلی هم وجود نداره.زمان ورود توی فرودگاه، فرمهای مربوط به لندینگ شما تکمیل میشه و آدرسی رو از شما میگیرن برای ارسال کارت PR که ما آدرس یکی از دوستانمون رو توی مونترال بهشون دادیم.یادتون باشه حتما باید آدرس شخصی باشه و آدرس هتل یا صندوق پستی رو قبول نمیکنند.بعد هم که به تورنتو اومدیم و یکماهِ بعد هم کارتهای PR مون رو دوستمون برامون فرستاد تورنتو.
موفق باشید.
 </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من وخانمم هرشب به وبلاگ شما سرمیزنیم.ما برای ایالت کبک درمصاحبه قبول شدیم میخواستیم ببینیم شما هم کیس کبک بودید والان در تورنتو زندگی میکنید؟آیامشکل خاصی براتون پیش نیومده؟چون ماهم قصد داریم در تورنتو زندگی کنیم.لطفا راهنماییمون کنید. ممنون.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
سلام دوست عزیز.ممنون.<br />
بله ما هم از طریق کِبک برای مهاجرت اقدام کرده بودیم و به همین دلیل هم از طریق مونترال وارد کانادا شدیم.بهتره که لندینگ شما در ایالتِ کبک باشه ،بعد از لندینگ شما آزادید هرجایی زندگی کنید.ما سه روز بعد به تورنتو اومدیم و هیچ مشکلی هم وجود نداره.زمان ورود توی فرودگاه، فرمهای مربوط به لندینگ شما تکمیل میشه و آدرسی رو از شما میگیرن برای ارسال کارت PR که ما آدرس یکی از دوستانمون رو توی مونترال بهشون دادیم.یادتون باشه حتما باید آدرس شخصی باشه و آدرس هتل یا صندوق پستی رو قبول نمیکنند.بعد هم که به تورنتو اومدیم و یکماهِ بعد هم کارتهای PR مون رو دوستمون برامون فرستاد تورنتو.<br />
موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهربانو</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-170</link>
		<dc:creator>مهربانو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 09:08:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-170</guid>
		<description>چه ضايع كرده  بنده خدا .. 
لاله جون اون س ث هايي كه دخترا ميگن هنوزم رو اعصاب منه .. يعني آخر لوس بازي
-----------------------------------------------------
سلام مهربانو جون.خوش اومدی :)
آره طفلک.خدارو شکر خبرنگار نشد :))</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه ضايع كرده  بنده خدا ..<br />
لاله جون اون س ث هايي كه دخترا ميگن هنوزم رو اعصاب منه .. يعني آخر لوس بازي<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
سلام مهربانو جون.خوش اومدی <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
آره طفلک.خدارو شکر خبرنگار نشد <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آیین و آیینه</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-169</link>
		<dc:creator>آیین و آیینه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 07:31:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-169</guid>
		<description>سلام لاله جون .
راستش من خیلی پی گیر مد نبودم همیشه اون چیزی رو که دوست داشتم خریدم و یا استفاده کردم . خصوصا توی ایران . مدی که توی ایران میاد به نظر من اشتباهه . مثلا توی دنیا هر سال یه رنگی مد میشه که به اون رنگ سال میگن. ولی اینجا هر دو ماهی یه رنگ مد میشه . این چیزیه که من اصلا دوست ندارم و هیچ وقت هم دنبالش نبودم .
خیلی ها هستند که افکار و عقایدشون هم بستگی به مد داره . از این نوع آدم ها خیلی اطرافم دیدمو به شدت منو آزار میده . در مورد اخبار هم کاملا حرفت رو قبول دارم . منم  خیلی  وقت و حوصله اخبار رو ندارم . اما حتما اخبار ساعت 22:00 و یا 20 :30 رو میبینم و. به نظر من این چیزهایی که این دوره اکثر مردم دارند دچارش میشند و  به قول خودشون مد و تمدنه ،یه جور پوچی و عقب گرده .
ممنون از اینکه نگران بودی و حالمون رو پرسیدی . راستش زلزله خیلی وحشتناکی بود . خیلی .
هنوز هم پس لرزه هاش ادامه داره . فقط میتونم بگم خدا بهمون رحم کنه .
از اینکه میبینم اینجا دوستهایی مثل تو دارم که به یادمین به خودم میبالم .
شاد باشید و عاشق.
--------------------------------------------------------------
سلام آیینه جون،
خدا رو شکر که سلامتید.مراقب خودتون باشید.البته چون زلزله شدیدی بوده به احتمال زیاد زلزله اصلی بوده و خطر رفع شده .اما به هر حال تا مدتی سعی کنید هوشیار بخوابید ، نزدیک در خروجی یا بین ستون ها .
ممنون به خاطر لطفت و  آرزوهای قشنگت :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام لاله جون .<br />
راستش من خیلی پی گیر مد نبودم همیشه اون چیزی رو که دوست داشتم خریدم و یا استفاده کردم . خصوصا توی ایران . مدی که توی ایران میاد به نظر من اشتباهه . مثلا توی دنیا هر سال یه رنگی مد میشه که به اون رنگ سال میگن. ولی اینجا هر دو ماهی یه رنگ مد میشه . این چیزیه که من اصلا دوست ندارم و هیچ وقت هم دنبالش نبودم .<br />
خیلی ها هستند که افکار و عقایدشون هم بستگی به مد داره . از این نوع آدم ها خیلی اطرافم دیدمو به شدت منو آزار میده . در مورد اخبار هم کاملا حرفت رو قبول دارم . منم  خیلی  وقت و حوصله اخبار رو ندارم . اما حتما اخبار ساعت 22:00 و یا 20 :30 رو میبینم و. به نظر من این چیزهایی که این دوره اکثر مردم دارند دچارش میشند و  به قول خودشون مد و تمدنه ،یه جور پوچی و عقب گرده .<br />
ممنون از اینکه نگران بودی و حالمون رو پرسیدی . راستش زلزله خیلی وحشتناکی بود . خیلی .<br />
هنوز هم پس لرزه هاش ادامه داره . فقط میتونم بگم خدا بهمون رحم کنه .<br />
از اینکه میبینم اینجا دوستهایی مثل تو دارم که به یادمین به خودم میبالم .<br />
شاد باشید و عاشق.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
سلام آیینه جون،<br />
خدا رو شکر که سلامتید.مراقب خودتون باشید.البته چون زلزله شدیدی بوده به احتمال زیاد زلزله اصلی بوده و خطر رفع شده .اما به هر حال تا مدتی سعی کنید هوشیار بخوابید ، نزدیک در خروجی یا بین ستون ها .<br />
ممنون به خاطر لطفت و  آرزوهای قشنگت <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تولدی دیگر</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-168</link>
		<dc:creator>تولدی دیگر</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Sep 2008 16:29:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-168</guid>
		<description>مطلب جالبی بود. کاملا درسته، ما ایرانی ها همه چیزمون طبق مد می گرده. یه جورایی انگار شهامت نداریم که نظر خودمون رو بدیم و احساس می کنیم که اگه نطرمون با  اونی که جامعه داره بهمون تحمیل می کنه فرق داشته باشه امل و عقب افتاده به حساب میایم.
ای کاش میشد که ما ایرانی ها فقط به اندازه یه سر سوزن به خودمون بیایم.
----------------------------------------------------------------------------------------
ممنون.منم میگم ایکاش.
واقعا ما تو یه جمع کوچیک شهامت اینو نداریم که نظر خودمون رو بگیم چه برسه تو جامعه :(</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب جالبی بود. کاملا درسته، ما ایرانی ها همه چیزمون طبق مد می گرده. یه جورایی انگار شهامت نداریم که نظر خودمون رو بدیم و احساس می کنیم که اگه نطرمون با  اونی که جامعه داره بهمون تحمیل می کنه فرق داشته باشه امل و عقب افتاده به حساب میایم.<br />
ای کاش میشد که ما ایرانی ها فقط به اندازه یه سر سوزن به خودمون بیایم.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
ممنون.منم میگم ایکاش.<br />
واقعا ما تو یه جمع کوچیک شهامت اینو نداریم که نظر خودمون رو بگیم چه برسه تو جامعه <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پريسا</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-167</link>
		<dc:creator>پريسا</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Sep 2008 16:07:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-167</guid>
		<description>,راستش منهم مدتيه که با جديت قبل اخبار ايران، خصوصا اخبار سياسی رو اونهم با جزييات دنبال نميکنم (البته نميدونستم که اينکار مد هم شده)چون خيلی اذيتم ميکرد و گاهی عصبانيت و نااميدی همه ی فکرم رو پر ميکرد. اما يکی آقايی رو ميشناسم که صبح که چشمش رو باز ميکنه، قبل از تينکه دست و صورتش رو بشوره، کامپيوتر رو روشن ميکنه و اخبار ايران رو ميخونه و چون اون آقا همسر عزيزمه، از طريق ايشون منهم از اخبار مطلع ميشم.
چيز ديگه هم اينه که ما که اينجا هستيم، تشنه ی شنيدن از ايران هستيم ولی شايد اونها که توی ايران هستن ديگه اشباع شده باشن. بهرحال دوتا شرايط متفاوته بين کسی که از توی دايره بهش نگاه ميکنه و اونکه از بيرون نگاه مطکنه.
--------------------------------------------------------
حرفت رو قبول دارم اینکه آدم گاهی وقتها اعصابش از اخبار بد آشفته بشه و نخواد پیگیر باشه ولی خوب من اگه خبر ها رو گوش نکنم و بگم بابا بیخبری رو عشق است. اگه خبری بدستم برسه نمی آم به کل آدرس بوکم بفرستمش.اونم خبر 5 ماه پیش رو.مثلا فکر کن من هی بگم وای چقدر خوبه من از هیچ چیز این مملکت خبر ندارم بعد ، 5 ماه دیگه مثلا به دوستام ایمیل بزنم که مدرک وزیر .... ج*ع*لیه و بیاید امضا جمع کنیم به دانشگاه فلان برای اعتراض.خوب دوستام حق دارن بهم بخندن.این خبری هم که میگم دوستم فرستاده بود یه چیزی تو این مایه ها و به همین اندازه جنجالی بود :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>,راستش منهم مدتيه که با جديت قبل اخبار ايران، خصوصا اخبار سياسی رو اونهم با جزييات دنبال نميکنم (البته نميدونستم که اينکار مد هم شده)چون خيلی اذيتم ميکرد و گاهی عصبانيت و نااميدی همه ی فکرم رو پر ميکرد. اما يکی آقايی رو ميشناسم که صبح که چشمش رو باز ميکنه، قبل از تينکه دست و صورتش رو بشوره، کامپيوتر رو روشن ميکنه و اخبار ايران رو ميخونه و چون اون آقا همسر عزيزمه، از طريق ايشون منهم از اخبار مطلع ميشم.<br />
چيز ديگه هم اينه که ما که اينجا هستيم، تشنه ی شنيدن از ايران هستيم ولی شايد اونها که توی ايران هستن ديگه اشباع شده باشن. بهرحال دوتا شرايط متفاوته بين کسی که از توی دايره بهش نگاه ميکنه و اونکه از بيرون نگاه مطکنه.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
حرفت رو قبول دارم اینکه آدم گاهی وقتها اعصابش از اخبار بد آشفته بشه و نخواد پیگیر باشه ولی خوب من اگه خبر ها رو گوش نکنم و بگم بابا بیخبری رو عشق است. اگه خبری بدستم برسه نمی آم به کل آدرس بوکم بفرستمش.اونم خبر 5 ماه پیش رو.مثلا فکر کن من هی بگم وای چقدر خوبه من از هیچ چیز این مملکت خبر ندارم بعد ، 5 ماه دیگه مثلا به دوستام ایمیل بزنم که مدرک وزیر &#8230;. ج*ع*لیه و بیاید امضا جمع کنیم به دانشگاه فلان برای اعتراض.خوب دوستام حق دارن بهم بخندن.این خبری هم که میگم دوستم فرستاده بود یه چیزی تو این مایه ها و به همین اندازه جنجالی بود <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آزاده نيلي</title>
		<link>http://barani.ca/2008/09/fashion/comment-page-1/#comment-166</link>
		<dc:creator>آزاده نيلي</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Sep 2008 15:58:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=74#comment-166</guid>
		<description>سلام 
لاله جون خوبي شما ؟
والا چه عرض كنم، از اولش خيلي دنبال مد و اين صحبتا نبودم، 
خوب پوشيدن رو دوست دارم ولي انصافا بعضي چيزها حداقل به هر كسي نمياد.
اما در اين مورد، جالبه !
من نمي رسم كتابهاي جديد رو بخونم يا زياد اخبار گوش كنم 
در واقع دچار يه جور بي خبري ناخواسته هستم، به ديگران هم اين رو ميگم، نه از اين لحاظ كه بهش افتخار مي كنم، از اين نظر كه اگه تكيه كلامي رو متوجه نميشم، قهرمان داستاني رو نمي شناسم، در مورد حادثه اي بي خبرم سرزنش نشم و براشون قابل درك باشه.
احيانا اعتماد به نفس دوستتون خيلي بالا نيست ؟
-------------------------------------------------------------
سلام آزاده جون.ممنون.
اینکه میگی از اولش دنبال مد نبودی ، خوب این من فکر میکنم یه ویژگی بچه های نسل ما باشه.یعنی متولدین حول و حوش سالهای 55 تا 57 .احتمالا خودت هم تو همین رنجی. درسته؟نسلی که جریانات روزگار ، لباس و قیافه و موهاش ... رو شکل میداد.من خودم هیچوقت دقت نمیکردم مانتو چه رنگی یا چه مدلی مد شده.ولی دقیقا همونطوری که گفتی خوب پوشیدن رو دوست داشتم و دارم ولی کمتر پیش اومده ببینم چی مُده و طبق اون خرید کنم.کتاب هم که نگو دلم لک زده برای خوندن کتابهایی که میگن و میشنوم که پرفروش شدن و ... ولی کو وقت ؟ اما خوب این فرق میکنه بگم برو بابا کتاب چیه؟کتاب خوندن هم شد کار.
ولی اگه بگم به اعتماد به نفس این آدم حسودی نمیکنم والا دروغ گفتم :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
لاله جون خوبي شما ؟<br />
والا چه عرض كنم، از اولش خيلي دنبال مد و اين صحبتا نبودم،<br />
خوب پوشيدن رو دوست دارم ولي انصافا بعضي چيزها حداقل به هر كسي نمياد.<br />
اما در اين مورد، جالبه !<br />
من نمي رسم كتابهاي جديد رو بخونم يا زياد اخبار گوش كنم<br />
در واقع دچار يه جور بي خبري ناخواسته هستم، به ديگران هم اين رو ميگم، نه از اين لحاظ كه بهش افتخار مي كنم، از اين نظر كه اگه تكيه كلامي رو متوجه نميشم، قهرمان داستاني رو نمي شناسم، در مورد حادثه اي بي خبرم سرزنش نشم و براشون قابل درك باشه.<br />
احيانا اعتماد به نفس دوستتون خيلي بالا نيست ؟<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
سلام آزاده جون.ممنون.<br />
اینکه میگی از اولش دنبال مد نبودی ، خوب این من فکر میکنم یه ویژگی بچه های نسل ما باشه.یعنی متولدین حول و حوش سالهای 55 تا 57 .احتمالا خودت هم تو همین رنجی. درسته؟نسلی که جریانات روزگار ، لباس و قیافه و موهاش &#8230; رو شکل میداد.من خودم هیچوقت دقت نمیکردم مانتو چه رنگی یا چه مدلی مد شده.ولی دقیقا همونطوری که گفتی خوب پوشیدن رو دوست داشتم و دارم ولی کمتر پیش اومده ببینم چی مُده و طبق اون خرید کنم.کتاب هم که نگو دلم لک زده برای خوندن کتابهایی که میگن و میشنوم که پرفروش شدن و &#8230; ولی کو وقت ؟ اما خوب این فرق میکنه بگم برو بابا کتاب چیه؟کتاب خوندن هم شد کار.<br />
ولی اگه بگم به اعتماد به نفس این آدم حسودی نمیکنم والا دروغ گفتم <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

