گاهی وقتها که با خودم فکر میکنم میبینم اینجا آدم بیشتر هوسِ روزه گرفتن میکنه تا ایران.اینجا هیچکس تظاهر نمیکنه.نه روزه دار، نه روزه خوار.هرچی هست همش بخاطر دل خود آدماست.خودِ خودشون.خودِ واقعیشون.نه اینکه بگم تو ایران کسی اینجوری روزه نمیگرفت.نه ! ولی قبول کنیم اونجا ، تو خیلی از ادارات خیلی ها تظاهر میکردند به روزه داری یا حتی اگر روزه ای هم میگرفتن با کم کاری هاشون به بهانه خوندن نماز و قرآن و … تو ساعات اداری فکر نمیکنم پاداشی برای آخرت نصیبشون میشد .شاید شیرینی پاداشهای دنیوی و اضافه حقوقهایی که بابت این تظاهرها می گرفتند به مذاقشون شیرینتر بود.
یادمه 3و4 سال پیش تو شرکتی کار میکردم که خصوصی بود اما به عنوان پیمانکار مرتب با شرکتهای دولتی و وزارتخونه ها درارتباط بودیم.همه جلسات مربوط به پروژه ها هم تو اون سازمانها برگزار میشد.یه روز ماه رمضون من ماموریت رفتم به یکی از این اداره ها.قرار بود یکی دو تا از کارمندهای سازمانهای تابع اونا هم تو جلسه باشند.حدودا یک ربع زودتر رسیدم و خودم رو برای جلسه آماده میکردم که کم کم اون چند نفر دیگه هم اومدن.هر چی انتظار کشیدیم کارمند بخش مرکزی که که در واقع رییس اون جلسه میشد و بدون حضورش نمیشد جلسه رو برگزار کرد تشریف نیاوردند.مدت جلسه 2 ساعت بود .1 ساعت منتظر شدیم ولی باز هم نیومد.با شرکت تماس گرفتم و موضوع رو گفتم و رییسمون گفت تا آخر وقت جلسه بمون و بعد صورتجلسه کنید که ایشون نیومدن .موقعی که داشتیم بر میگشتیم شخص مورد نظر رو دیدم که بدو بدو داره میره سمت اتاقش و به سرعت از اتاقش اومد بیرون .صداش کردم آقای * برگشت و با عجله سلام و احوال پرسی کرد و گفت که ببخشید ساعت کاریمون تموم شده امروز، من باید برم.
من:الان ؟این وقتِ روز؟
آقای*:آخه ماه رمضونا زودتر تعطیل میشیم.
من:چرا جلسه رو تعطیل میکنید خبر نمیدید که نمیآیید اداره.
آقای*:نه من اداره بودم.داشتم زیارت عاشورا میخوندم
من:زیارت عاشورا؟!؟!؟!؟! الان ماه رمضونِ آقای * شما زیارت عاشورا میخوندین؟!؟!
آقای*:بله،نه! داشتم قرآن میخوندم .خدا قبول کنه میخوام امسال هم قرآن رو ختم کنم تو ماه مبارک.
بهش گفتم امیدوارم که قبول کنه و از عصبانیت به حد انفجار رسیده بودم.خوب عزیز من میخوای عبادت کنی چرا از کارت میدزدی؟بابت این کار پول میگیری.حداقل سرِ جات باش وقت آزاد داشتی قرآن بخون.مگه نه اینکه خدا از حق خودش میگذره ولی از حق مردم نه؟این آدمایی که میان اینجا با شما کار دارن و شما به جای رسیدگی به کارشون میرید چندساعت غیب میشید که نماز و بخونید حق دارن؟خوب شما که اداره تون زود تعطیلتون میکنه.تا غروب هم که 3 ساعتی مونده.رسیدی خونه تا دم افطار نماز بخون و قرآن ختم کن.والا خدا بیشتر قبول میکنه.تازه من که میدونم میرسید خونه میگیرید میخوابید.تازه بعدش هم میگید خواب آدم روزه دار هم عبادتِ.
تو این فکرها بودم که آویزون رسیدم شرکت.تو راه برگشت به خونه برای همکارم که تعریف کردم بهم گفت مگه خبر نداری؟پرسیدم چیو؟گفت بَه بابا ریسشون گفته اگه تو ماه رمضون برن تو کلاسهای قرآن اداره شرکت کنن برابر همون مدت زمان اضافه کاری میگیرن.
دیگه داشتم منفجر میشدم.
فکرش رو بکنید؟کار که نمیکنن هیچ.اضافه کاری هم بابتش میگیرن.بابا شما عبادت میکنین واسه پول یا برای خدا و آخرت؟
آخه چرا به آدما بابت یه همچین ریاکاری های پول میدن.انگیزه کارنکردن و از کار زدن رو هر سال بیشتر میکنن.هر سال یه پاداش جدید.برای همین میگم روزه های اینجا قشنگ تره.چون از ته دل برای خدا روزه میگیرن نه برای بنده خدا.
نماز و روزه همه قبول باشه به غیر از ریا کارا
Comments