دو هفته پیش یکی از کارمندهای شرکت رو خواستیم که بیاد و با برنامه ای که من نوشته بودم کار کنه و یه سری اطلاعات رو وارد کنه تا اینطوری یه تست کاربری هم از برنامه داشته باشیم.کاربر مربوطه یه خانمی بود که اسمش یادم نموند.اینقدر گیچ بود که خدا میدونه.حسابی میرفت رو اعصاب رییس.20 بار بهش گفتیم این اطلاعات فرضیِ ، یه عددی وارد کن دیگه ، مهم نیست، باز میرسید سر فیلد بعدی یه مکث میکرد بعد 30 ثانیه هیچی نمیگفت بعد یهو می گفت :نمیدونم 10 سنته یا 12 سنت ؟!!! مطمئن نیستم.دوباره یادآوری میکردیم این داده ها فرضی هستن.کلی میگشت دنبال عدد ها رو کیبورد تا مثلا 12 رو وارد کنه. هر بار هم غش میرفت از خنده و میگفت :وایییی من با لپ تاپ اصلا عادت ندارم کار کنم.جون به لب کرد ما رو تا نصف فیلدها رو پر کرد.بقیه اش رو خودمون وارد کردیم که سریعتر بشه.هر بار هم که ما یه فیلدی رو وارد میکردیم میگفت :10 دلار برای هر ترنزکشن؟نه خیلی زیاده،خیلی باشه 1 سنت .باز دوباره میگفتیم اینا داده های فرضی هستن.بالاخره برنامه تست کاربری شد ولی خداییش خیلی ریلکس بود .اصولا اینجا آدما اسلوموشن کار میکنن.یعنی اگه قرار بود کارها مثل ایران کاغذی و دستی انجام بشه واویلا بود.خوبیش اینه که اینجا همه کارها ماشینیه.باز خوبه تو ایران اصلا کار نمیکنن آدم تکلیفِ خودش رو میدونه.میره فردا دوباره میاد :)