چهار روز تعطیلی مثل برق و باد گذشت.البته فکر کنم طوفان امروز هم بی تاثیر نبود.
نه مسافرت رفتیم نه کنسرت.کنسرت امسال تورنتو به نظرم مزخرف ترین کنسرتی بود که میتونست وجود داشته باشه.البته به نظر من چون ، خواننده هاش همچین به دلم نمی نشستن.ابی که دیگه نفس خوندن نداره.هلن که نمیدونم چه اصراری داره بخونه، وقتی به زور حرف میزنه و فرشید امین که نمیدونم هدفش چی بوده از خواننده شدن.نمیدونم حس کرده با کمبود خواننده در پیت مواجه شدیم؟خدا رو شکر این یه قلم رو به اندازه کافی داریم.
البته با عرض معذرت از محضر دوستاران ابی عرض شود دلیل اصلی نرفتن به این کنسرت همین آقا بودن.دوست ندارم پولم رو بدم برم دیدن کنسرت آدمی که جرات نداره تو دهات یه مشت سوسمار خور بی هویت، حقیقت رو فریاد بزنه.صدایی که حقیقت رو نتونه با افتخار فریاد کنه همون بهتر که خفه بشه.من یکی یه ذره هم احترام برای این آدم قائل نیستم.(این نظر شخصی من بود)
خرید اما خوب بود.جالب بود که بعضی از فروشگاه ها تو بعضی از مال ها شلوغ بودن در حدی که مردم صف کشیده بودن و چند تا چند تا راه میدادن برن تو ولی همون فروشگاه تو یه مال دیگه معمولی و حتی میشه گفت خلوت بود.البته ما فقط خرید پوشاک داشتیم . لوازم خونگی لازم نداشتیم.اما اونهایی که لوازمی مثل تلوزیون . .. لازم داشتن فروشگاه های زیادی تخفیف های خوبی داشتن تلوزیون های 32 اینچ سونی از 900 دلار به 488 دلار رسیده بود.سینمای خانگی از 600 دلار به 300 دلار(سونی) خلاصه امیدوارم همه خرید خوبی انجام داده باشن.
امروز من شروع کردم به رژیم گرفتن.5 کیلویی اضافه وزن دارم.دیشب هم بعد از مدتها گوشت آبگوشتی خریدم و تو قابلمه سنگی بارگذاشتم و جای شما خالی با نون بربری تازه خوردیم.اما من به دلیل داشتن رژیم یه کف دست نون رو با یه قاشق گوشت کوبیده خوردم فقط.هی با خودم گفتم حالا از فردا شروع کن امروز آبگوشت رو بخور.بعد گفتم نه اگه الان نخورم اونوقت هرموقع خواستم رژیم رو ادامه ندم یاد الان و سختی های الان می افتم میگم حیفِ(چه با هوشم من نه؟!)
روز آخر کاری گیر دادم که منم میخوام لپ تاپم رو بیارم خونه یکم کار کنم.از اون روز تا حالا اگه شما من رو دیدین من هم لپ تاپم رو دیدم.دلم خواست ادای این آدم هایی که همش میگن وای ما خیلی کار داریم وای ما خیلی بیزی (Busy) هستیم رو در بیارم.من بعضی وقتها سرم شلوغ میشه ولی این روزها نه.خوبه رئیسم فارسی بلد نیست و اینجا رو هم نمیخونه وگرنه تو این وضع خراب اقتصاد میگفت اینکه خودش می گه بیکارم اخراجش کنیم خبُ واسه همه بهتره ![]()
البته کار دارم، خیلی هم کار دارم.ولی معطل یه پسره چینی موندم 4 تا دونه جدول رو بسازه تو یه دیتابیس جدید.هر چی هم به رییسمون میگم این خیلی فس فس میکنه، من خودم اینکار رو میکنم، میگه نه بذار خودش انجام بده.رئیسمون میدونه ها،خیلی هم این پسره رو اعصابش میره با خنگ بازیهاش ولی خب راست میگه به هر حال هرکسی یه مسولیتی داره دیگه.حالا ببینم تا کی بهش فرصت میدن.آخه پسرِ فقط همین یه کار رو انجام میده .البته جون آدم ها رو بالا میاره تا انجام بده.حالا منم موندم که این آقا کِی دیتابیس رو بسازه به سلامتی.هر وقت ساخت جشن میگیرم حتما.
Comments