<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: خاطرات مهاجرت(پایان)</title>
	<atom:link href="http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/</link>
	<description>خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 23:43:15 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: Lili</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-667</link>
		<dc:creator>Lili</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Jan 2009 22:37:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-667</guid>
		<description>سلام لاله جون
سبک نوشتنت خیلی جالب بود و خوشحالم که خاطراتت پایان خوبی هم داشت.ولی لطفا به همه انهایی که نوشته های تورا می خوانند  خصوصا آنهایی که هنوز به کانادا نیامده اند خاطر نشان کن که برای همه اینطور نخواهد بود و در کانادا یافتن شغل مرتبط با رشته تخصصی .بسیار سخت و برای برخی رشته ها غیر ممکن است


&lt;blockquote&gt;ممنونم عزیزم.
راستش خودم تو این فکر هستم که حتما این موضوعی رو که بهش اشاره کردی رو تو یه پست مفصل راجع بهش بگم.اینها خاطرات من بودن و اتفاقاتی بودن که برای من پیش اومده بود.ممکن برای ده ها نفر دگه عکس این اتفاق پیش بیاد.اما چیزی که هست و من خودم فکر میکنم تو رسیدن به هدفم تاثیر داشت همین واقعیتی بود که بهش اشاره کردی و من از همون روز اول این رو پذیرفتم و بهایی که بایتش دادم 3 ماه کار رایگان و بدون دریافت بود فقط برای اینکه بتونم تو رشته و تخصص خودم کار کنم.خیلی ها ان رو قبول نمیکنن و ممکن یکی دو سال بگذره تا به این نتیجه برسن.&lt;/blockquote&gt;

 </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام لاله جون<br />
سبک نوشتنت خیلی جالب بود و خوشحالم که خاطراتت پایان خوبی هم داشت.ولی لطفا به همه انهایی که نوشته های تورا می خوانند  خصوصا آنهایی که هنوز به کانادا نیامده اند خاطر نشان کن که برای همه اینطور نخواهد بود و در کانادا یافتن شغل مرتبط با رشته تخصصی .بسیار سخت و برای برخی رشته ها غیر ممکن است</p>
<blockquote><p>ممنونم عزیزم.<br />
راستش خودم تو این فکر هستم که حتما این موضوعی رو که بهش اشاره کردی رو تو یه پست مفصل راجع بهش بگم.اینها خاطرات من بودن و اتفاقاتی بودن که برای من پیش اومده بود.ممکن برای ده ها نفر دگه عکس این اتفاق پیش بیاد.اما چیزی که هست و من خودم فکر میکنم تو رسیدن به هدفم تاثیر داشت همین واقعیتی بود که بهش اشاره کردی و من از همون روز اول این رو پذیرفتم و بهایی که بایتش دادم 3 ماه کار رایگان و بدون دریافت بود فقط برای اینکه بتونم تو رشته و تخصص خودم کار کنم.خیلی ها ان رو قبول نمیکنن و ممکن یکی دو سال بگذره تا به این نتیجه برسن.</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهرزاد</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-494</link>
		<dc:creator>مهرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2008 07:32:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-494</guid>
		<description>سلام 
از اينكه تو اين مدت باهاتون بودم افتخار ميكنم .. اميدوارم كه هميشه شاد و تندرست و موفق باشيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
از اينكه تو اين مدت باهاتون بودم افتخار ميكنم .. اميدوارم كه هميشه شاد و تندرست و موفق باشيد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: elham</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-493</link>
		<dc:creator>elham</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Dec 2008 21:34:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-493</guid>
		<description>سلام و خسته نباشی
لاله جون چه پایان خوشی.چقدر بخت باهات یار بوده. باور کن وقتی این پست را خوندم لبخندی از خوشحالی روی لبهام بود.
دست راستت زیر سر من.
موفق و پیروز و شادمان باشی.
تعطیلات خیلی خوش بگذره.


&lt;blockquote&gt;ممنون الهام جون از محبتت.امیدوارم همیشه خوب و خوش باشید و به همه آرزوهای قشنگت برسی&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و خسته نباشی<br />
لاله جون چه پایان خوشی.چقدر بخت باهات یار بوده. باور کن وقتی این پست را خوندم لبخندی از خوشحالی روی لبهام بود.<br />
دست راستت زیر سر من.<br />
موفق و پیروز و شادمان باشی.<br />
تعطیلات خیلی خوش بگذره.</p>
<blockquote><p>ممنون الهام جون از محبتت.امیدوارم همیشه خوب و خوش باشید و به همه آرزوهای قشنگت برسی</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شبنم</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-477</link>
		<dc:creator>شبنم</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 10:49:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-477</guid>
		<description>لاله جان اتفاقا&quot; هر روز با خوشحالی نوشته هات رو پیگیری میکنم و لذت میبرم و همیشه برای تو و شانتمیس  آرزوی شادی و سلامت دارم . امیدوارم که تعطیلات کریسمس در کنار همسرت حسابی خوش بگذره .


&lt;blockquote&gt;ممنونم شبنم جون.
امیدوارم که به همه خواسته ها و اهدافتون برسید و روزهای خوب و خوشی رو براتون آرزو میکنم.&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لاله جان اتفاقا&#8221; هر روز با خوشحالی نوشته هات رو پیگیری میکنم و لذت میبرم و همیشه برای تو و شانتمیس  آرزوی شادی و سلامت دارم . امیدوارم که تعطیلات کریسمس در کنار همسرت حسابی خوش بگذره .</p>
<blockquote><p>ممنونم شبنم جون.<br />
امیدوارم که به همه خواسته ها و اهدافتون برسید و روزهای خوب و خوشی رو براتون آرزو میکنم.</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: minoo</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-476</link>
		<dc:creator>minoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 09:23:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-476</guid>
		<description>سلام لاله جان 
مرسي به خاطر نوشتن خاطرات قشنگ و جامعت 
ميخواستم بپرسم اونجا صاحب حساب دولتي به نام 

The Receiver General for Canada

وجود داره ؟
خيلي ايندر واوندر زدم آخرش تو فرمهاي اپليكيشن اين رو پيدا كردم 
اميدوارم بگي همينه .


&lt;blockquote&gt;سلام 
آره وجود داره ولی نمیدونم بدرد کاری که میخوای انجام بدی میخوره یا نه میتونی به &lt;a href=&quot;http://www.tpsgc-pwgsc.gc.ca/recgen/txt/index-eng.html&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;سایت خودش اینجا بری&lt;/a&gt; و اطلاعات لازم رو بگیری.یه سری توضیحات هم راجع به نوع حساب و اینا گفته.ببین همینه که لازم داری؟
&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام لاله جان<br />
مرسي به خاطر نوشتن خاطرات قشنگ و جامعت<br />
ميخواستم بپرسم اونجا صاحب حساب دولتي به نام </p>
<p>The Receiver General for Canada</p>
<p>وجود داره ؟<br />
خيلي ايندر واوندر زدم آخرش تو فرمهاي اپليكيشن اين رو پيدا كردم<br />
اميدوارم بگي همينه .</p>
<blockquote><p>سلام<br />
آره وجود داره ولی نمیدونم بدرد کاری که میخوای انجام بدی میخوره یا نه میتونی به <a href="http://www.tpsgc-pwgsc.gc.ca/recgen/txt/index-eng.html" rel="nofollow">سایت خودش اینجا بری</a> و اطلاعات لازم رو بگیری.یه سری توضیحات هم راجع به نوع حساب و اینا گفته.ببین همینه که لازم داری؟
</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امير</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-475</link>
		<dc:creator>امير</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 04:15:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-475</guid>
		<description>سلام 
ظاهرا بازار كار نرم افزار و برنامه نويسي خوب بوده ( البته شكي در qualify بودن شما هم نيست  (-:    ) . هنوز هم همينطوره ؟ از تازه وارد ها يي كه برنامه نويس هستند  خبر داريد ؟ اونها هم تونستند كار گير بيارند ؟ 


تعطيلات خوش بگذره


&lt;blockquote&gt;سلام 
میشه گفت بازار کار نرم افزار و برنامه نویسی همیشه خوبه.البته به این خیلی بستگی داره که شما تو چه زمینه ای (با چه زبان برنامه نویسی)تخصص داشته باشید.ولی مهمتر از همه اینه که شما بتونید رزومه ای رو ارائه کنید که خودتون رو به مصاحبه برسونید و بعد تو مصاحبه بتونید کارفرما رو قانع کنید که شما دقیقا همونی هستید که اونا میخوان.تصمیم دارم تو چند تا پست مفصل به این موضوع بپردازم.خیلی ها اینجا چون نمیدونن چطوری رزومه شون رو تنظیم کنند ممکن با وجود داشتن توانایی های خیلی بالا حتی یک سال بیشتر هم نتونند کار پیدا کنند.

&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
ظاهرا بازار كار نرم افزار و برنامه نويسي خوب بوده ( البته شكي در qualify بودن شما هم نيست  (-:    ) . هنوز هم همينطوره ؟ از تازه وارد ها يي كه برنامه نويس هستند  خبر داريد ؟ اونها هم تونستند كار گير بيارند ؟ </p>
<p>تعطيلات خوش بگذره</p>
<blockquote><p>سلام<br />
میشه گفت بازار کار نرم افزار و برنامه نویسی همیشه خوبه.البته به این خیلی بستگی داره که شما تو چه زمینه ای (با چه زبان برنامه نویسی)تخصص داشته باشید.ولی مهمتر از همه اینه که شما بتونید رزومه ای رو ارائه کنید که خودتون رو به مصاحبه برسونید و بعد تو مصاحبه بتونید کارفرما رو قانع کنید که شما دقیقا همونی هستید که اونا میخوان.تصمیم دارم تو چند تا پست مفصل به این موضوع بپردازم.خیلی ها اینجا چون نمیدونن چطوری رزومه شون رو تنظیم کنند ممکن با وجود داشتن توانایی های خیلی بالا حتی یک سال بیشتر هم نتونند کار پیدا کنند.</p>
</blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شانتال</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-474</link>
		<dc:creator>شانتال</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 18:45:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-474</guid>
		<description>امیدوارم هر روزتون بهتر از دیروزتون باشه ...(اینو نوشتم بعد دیدم آزی هم اینو نوشته!!)
چقدر خوشم میاد از آدمهایی که زندگیشون با هدف میره جلو(بر عکس اینجا که بیشتر آدمها بی هدف و باری به هرجهت زندگی میکنند..نمونش خودم!!!)
ممنون شانتال جون،


&lt;blockquote&gt;امکان نداره شانتال با اون نوشته های قشنگش باربه هرجهت زندگی کنه :)&lt;/blockquote&gt;


</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیدوارم هر روزتون بهتر از دیروزتون باشه &#8230;(اینو نوشتم بعد دیدم آزی هم اینو نوشته!!)<br />
چقدر خوشم میاد از آدمهایی که زندگیشون با هدف میره جلو(بر عکس اینجا که بیشتر آدمها بی هدف و باری به هرجهت زندگی میکنند..نمونش خودم!!!)<br />
ممنون شانتال جون،</p>
<blockquote><p>امکان نداره شانتال با اون نوشته های قشنگش باربه هرجهت زندگی کنه <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ramin</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-473</link>
		<dc:creator>ramin</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 18:28:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-473</guid>
		<description>سلام
اولا دستت درد نکنه که خاطراتت خیلی قشنگ و مفید بود.
در ضمن منتظر عکسهای کشک و بادمجان ودر کنار نون سنگک و کانادایی هایی که اونها رو با ولع میخورند هستیم .
در ضمن منظورت از قسمت آخر پستهاتون این بود که دیگه نمی خوای بنویسی ؟!!!! (بغض و گریه)
ادامه بده که خیلی بهش احتیاج داریم
با تشکر
بای
رامین


&lt;blockquote&gt;خاطراتم همینا بود که نوشتم از این به بعدش روزمرگیهاست که به صورت روزانه مینویسم :)&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
اولا دستت درد نکنه که خاطراتت خیلی قشنگ و مفید بود.<br />
در ضمن منتظر عکسهای کشک و بادمجان ودر کنار نون سنگک و کانادایی هایی که اونها رو با ولع میخورند هستیم .<br />
در ضمن منظورت از قسمت آخر پستهاتون این بود که دیگه نمی خوای بنویسی ؟!!!! (بغض و گریه)<br />
ادامه بده که خیلی بهش احتیاج داریم<br />
با تشکر<br />
بای<br />
رامین</p>
<blockquote><p>خاطراتم همینا بود که نوشتم از این به بعدش روزمرگیهاست که به صورت روزانه مینویسم <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: روز به روز همراه زندگی</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-472</link>
		<dc:creator>روز به روز همراه زندگی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 14:03:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-472</guid>
		<description>لاله جون همتی کردی و همش رو نوشتی. در تاريخ ثبت شد.

&lt;blockquote&gt;یادآوری اونروزهای پر از التهاب و هیجان برای خودم هیجان انگیز بود ، یه جورایی شبیه به یادآوری روزهایی که برای کنکور درس میخوندم.همش هیجان و استرس بود و پر از تجربه های جدید.&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لاله جون همتی کردی و همش رو نوشتی. در تاريخ ثبت شد.</p>
<blockquote><p>یادآوری اونروزهای پر از التهاب و هیجان برای خودم هیجان انگیز بود ، یه جورایی شبیه به یادآوری روزهایی که برای کنکور درس میخوندم.همش هیجان و استرس بود و پر از تجربه های جدید.</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آزاده نيلي</title>
		<link>http://barani.ca/2008/12/immigrationday8/comment-page-1/#comment-471</link>
		<dc:creator>آزاده نيلي</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 11:29:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=177#comment-471</guid>
		<description>چقدر شيرين و پر از اتفاقات خوب
مي دونم كه سختي هايي هم در كنارش داشتين و روزهايي پر از التهاب و نگراني
هر روزتون بهتر از ديروز


&lt;blockquote&gt;:)&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر شيرين و پر از اتفاقات خوب<br />
مي دونم كه سختي هايي هم در كنارش داشتين و روزهايي پر از التهاب و نگراني<br />
هر روزتون بهتر از ديروز</p>
<blockquote><p> <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

