سال 2009 میلادی مبارک
داشتم مطلب چهار ساعت وحشت و اضطراب در برج ملی کانادا رو تو سایت ایرانتو میخوندم که عین مطلب رو اینجا کپی میکنم.
ایرانتو: باد زوزه می کشید، کودکان گریه می کردند، یک مرد داد می زد و دیگری از ترس خشکش زده بود.. همه این اتفاقات زمانی روی داد که آسانسور شیشه ای بزرگترین برج کانادا در ارتفاع 300 متری زمین متوقف شده بود.
“ایرن کلی” مسافری از کاستاریکا می گوید، بعد از 2.5 ساعت توقف ، آسانسور چند متری بالا رفت .. اما دوباره ایستاد، باد شدید، صداهای عجیب و غریبی ایجاد می کرد، مثل خراش دادن شیشه بوسیله سنگ.. همه جیغ می کشیدند .. دوباره آسانسور چند متر به سمت پایین رفت …
وزش باد شدید، 17 نفر را به مدت 4 ساعت در داخل آسانسور CN Tower محبوس کرد. اتفاقی که به قول جک رابینسون مدیر اجرایی برج، بی سابقه بوده است.
او گفت:”گاهی اوقات ما توقف آسانسور را داشته ایم اما بعداز چند دقیقه مشکل رفع می شد. سیستم آسانسور ما کاملا مدرن است و مرتب کنترل می شود ، اما حرکت و نفوذ باد به گودال آن موجب بوجود آمدن چنین مشکلی شده بود.”
هنگام حادثه، سرعت باد 100 کیلومتر بر ساعت بود. اپراتورها متوجه شدند که باد برخی از کابل های آسانسور را در هم پیچانده و مدت زیادی طول کشید تا مشکل رفع گردد.
سرانجام مسافران به بالای برج رسیدند و در عوض از غذای رایگان رستوران گردان بهره مند شده و پول بلیطشان نیز برگشت داده شد.
به هیچ عنوان قصد مقایسه ندارم و همیشه معتقدم برای اینکه از زندگی لذت ببریم بهتر اینه که ببینیم خودمون الان چی داریم نه اینکه دیگران چی دارن.اینجا هم هیچ موقع کانادا رو با ایران مقایسه نکردم.اما گاهی اوقات نا خودآگاه با دیدن صحنه ای یا اتفاقی یاد موضوعی یا خاطره ای مشابه تو ذهنم زنده میشه درست مثل الان که داشتم این خبر رو میخوندم.بی اختیار یاد اون روز صبح افتادم که تو ایران همسرم طبق معمول هر روز صبح ساعت 5.5 از خواب بیدار شده بود تا با همکاراش قبل از اینکه برن سر کار برن استخر.وقتی رسیده بودن 10 دقیقه بعد از شروع سانس برق استخر به علت اشکال سیستم های داخلی مجموعه ورزشی قطع شده بود و مسولین استخر فقط به گفتن آقایون بفرمایید بیرون استخر تعطیلِ بسنده کرده بودند.بدون اینکه حتی پول بلیط رو پس بدن یا حداقل معذرت خواهی کرده باشن.
خب تو این اتفاقی که توی برج تورنتو افتاده یه عامل طبیعی(وزش باد شدید) یه مشکلی رو ایجاد کرده.با این حال توریست بیچاره که بلیط 40 دلاری دیدن از این برج رو خریده از ترس، کل مسافرت زهر مارش میشه.اما یه معذرت خواهی و برگردوندن پول بلیط و غذای رایگان تو رستورانی که یه وعده غذا ساده برای هر نفر حدقل 100 دلار آب میخوره حس خوبی رو جایگزین 4 ساعت ترس و دلهره میکنه.
قبول دارم شاید این دوتا مسئله و اتفاق خیلی با هم متفاوت باشن و قابل مقایسه نیستند اما احترام گذاشتن به آدم ها زمان و مکان و شرایط خاصی رو طلب نمیکنه.چه تو آسانسور باشه چه تو مهمونی چه تو استخر .چه 1 دقیقه باشه چه 1 ساعت.کما اینکه همسرم و همکاراش پول بلیط رو برای 3 ساعت پرداخت کرده بودند و فقط 10 دقیقه از استخر استفاده کرده بودند.
Comments