سلام دوستای خوبم
من برگشتم.دلم برای خونه واقعی و مجازی و شما دوستای خوبم خیلی تنگ شده بود.
مسافرت هم خوب بود و خوش گذشت.
رفته بودیم Varadero ،البته ما تو یک ریزورت خیلی خوب و بزرگی بودیم که همه امکاناتی هم داشت.7 تا استخر و 9 تا بار و کلاب و 5 تا رستوران و … داشت و پکیج ما هم شامل استفاده از همه امکانات هتل بود.

ساحل هتل

اون آلاچیق محل باربیکیو بود
تمام مدت هم اونجا بودیم و ازش بیرون نرفتیم جز یه بار که با یه کشتی به یه جزیره دیگه رفتیم برای یک روز که بین راه هم یه جایی Snorkeling کردیم که به زور و التماس چند تا ماهی دیدیم.

یه قسمت از جزیره

با این کشتی رفتیم جزیره
یه جزیره مرجانی بود و آب دریا به قدری زلال بود که آدم سایه خودش رو کف دریا میدید.

من و همسری
اما کوبا در کل جایی هست که برای استراحت مطلق و رفع خستگی خوبه.همش کنار ساحل و تفریحات ساحلی و موج بازی و … نه برای گردش علمی و فرهنگی.
غذاهای کوبا یه چیزی در حد افتضاحه.فکر کنم هنوز خبر کشف ادویه به اونجا نرسیده باشه.منظورم از ادویه هر چیزی برای طعم دار کردن غذاهاست.فرق نمیکنه شور باشه یا ترش یا تند.البته من شنیده بودم که غذاهای کوبایی خوب نیست ولی خوب شنیدن کی بود مانند خوردن.
اتاق ما رو به ساحل بود و منظرۀ فوق العاده زیبایی داشت.

ویوی اتاقمون
دولت کوبا چون با آمریکا روابط خوبی نداره اجازه ورود به اتباع کشور آمریکا رو نمیده.تمام مسافرهای کوبا هم کانادایی هستن.(یعنی اغلبشون).ما که پاسپورت ایرانی داشتیم میتونستیم با کارت اقامت کانادا بریم کوبا.ولی چون ویزای آمریکا هم توی پاسپورتمون بود، همون تقریبا داشت دردسر میشد برامون.کلی معطل شدیم موقع ورود و گفتن شما منتظر بمونید ،همه که رفتن دوباره اومدن سراغ ما که این ویزای آمریکا رو برای چی گرفتید؟ اینقدر ابله بودن که فکر میکردن آدم جایی برای مسافرت نمیره به جز کوبا. تازه اونایی که پاسپورت کانادایی دارن که هر هفته میرن آمریکا خرید ولی گیر داده بودن که شما چرا ویزای آمریکا دارید؟ البته برخوردشون خوب و محترامانه بود ولی خوب یه سوال (این ویزا برای چیه؟) تقریبا همشون در مراحل مختلف پرسیدن.اصلا هم نفهمیدم به اونا چه ربطی داره؟! آخه من تبعه یه کشور دیگه ،مقیم یه کشور دیگه ای دارم میرم مسافرت به کشور دیگۀ دیگه ای.بعد ویزای یه کشور دیگۀ دیگۀ دیگه ای تو پاسپورتم هست.این به اونا چه ربطی داره؟ جل الخالق به خدا عقل هم گاهی اوقات خوب چیزیه، ما ناشکری میکنیم.
برای اینکه که تو فرودگاه اینجوری برخورد کردن باهامون (البته از سرویس حمل و نقل جا نموندیم کلا 10 دقیقه بیشتر طول نکشید سوالاشون) گفتیم حالا که اینطوریه وقتی رسیدیم هتل اتاقمون رو به میل خودمون انتخاب میکنیم هزینه ش رو از جیب خودمون میدیم تا دلمون خنک بشه.(بیچاره جیبمون این وسط چه گناهی کرده بود اگه شما فهمیدید به من هم بگید).آخه من همیشه هروقت ناراحت میشم یا دلم میگیره میرم خرید که یکم آروم بشم.اون شب هم تا رسیدیم هتل گفتیم اتاق ما کجاست گفتن رو به باغ گفتیم نه رو به دریا میخوایم.رو به دریا هم فقط یه سوئیت دو خوابه داشتن.یعنی ما یه اتاق خواب دیگه هم تو سوئیتمون داشتیم به علاوه یه هال کوچولو
) به همسری میگفتم حالا که ما یه اتاق اضافه داریم زنگ بزنیم مهمون دعوت کنیم بگیم برو بچز هم بیان دور هم باشیم.
البته قیمتش فقط 140 دلار اضافه شد.در صورتی که اگه از همینجا میخواستیم پکیج رو با اتاق رو به ساحل بگیریم (فقط یه اتاق) 400 دلار باید بیشتر میدادیم.برای همین هم ما سه برابر خوشحال شدیم.
اصلا تو مدت سفر کار فرهنگی نکردیم جز اینکه به مقدار تهوع آوری عکسهای چه گوارا رو دیدیم و از صبح تا شب هم انواع موزیک اسپانیش و رقص سالسا دیدیم.بدون استثنا تو همشون اسم چه گوارا یا گوا*نتا*نا آورده شده بود.
کلاس رقص سالسا هم هر روز تو هتل بر پا بود که اگه میخواسید خیلی کار فرهنگی کرده باشید میتونستید برید تو این کلاسها شرکت کنید(رایگان بود).یه جلسه هم کلاس زبان اسپانیش رفتیم.اونم بغل استخر برگذار میشد.میتونستید شنا کنان یا در حال گرفتن آفتاب تو این کلاس شرکت کنید.البته من در تمام مدت آموزش اسپانیش خمیازه میکشیدم ولی همسری با دقت گوش میکرد و سوال هم می پرسید تازه. کلاسِ خصوصی بود یعنی معلمه هر کیو میدید داره بغل استخر نفسی تازه میکنه یقه اش رو میگرفت میگفت بیا بهت اسپانیایی یاد بدم.

یکی از استخرها که مشرف به دریا بود
هر روز که میرفتیم کنار ساحل یه مرغ ماهی خوار بود که من رو یاد اون کارتون دوران بچگیمون می انداخت.ساحل هتل ما تو حد فاصل دو تا صخره بود که مرغ ماهی ها رو میرفت رو اون صخره ها میخورد و اسخون هاشو میریخت بیرون.اینقدر هم تمیز میخورد فقط کله ماهی ها مونده بود.روی صخره ها که میرفتیم برای قدرم زدن پر از جنازه این ماهی های بد بخت بود.

یکی از صخره ها

مرغ ماهی خوار

جنازه ماهی ها
حالا بعدا کلی از اتفاقات بامزه ای که برامون افتاد میگم فعلا یه چند تا عکس میذارم ، آخه هم خیلی خسته ام هم یه عالمه کار دارم.
Comments