<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: بوی عید، عطر بهار نارنج</title>
	<atom:link href="http://barani.ca/2009/03/new-year/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/</link>
	<description>خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 12:15:45 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: آرزو</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-1019</link>
		<dc:creator>آرزو</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2009 09:52:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-1019</guid>
		<description>من خیلی خوشحال شدم چون برای مهاجرت اقدام کردم وپشیمون شدم فکر می کردم خیلی دلم برای همه چی تنگ می شه


&lt;blockquote&gt;سلام آرزو جون، خوش اومدی :) 
شاد باشی&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من خیلی خوشحال شدم چون برای مهاجرت اقدام کردم وپشیمون شدم فکر می کردم خیلی دلم برای همه چی تنگ می شه</p>
<blockquote><p>سلام آرزو جون، خوش اومدی <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
شاد باشی</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ستو</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-1002</link>
		<dc:creator>ستو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Mar 2009 19:22:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-1002</guid>
		<description>لاله جان سلام 

خیلی وقته که وبلاگ شما را می خونم اما تا حالا چیزی ننوشته بودم. با خواندن این مطلب نتونستم چیزی ننویسم. من یک ماه و نیم که به ونکوور اومدم . همیشه عاشق عید نوروز بودم یک حال و هوایی برام داشته . امسال که دور از وطنم خیلی احساس دلتنگی می کنم.با خودم می گم کاش بعد عید می اومدم . فکر کنم اوایلش برای همه سخته و باید تحمل کرد.
همیشه سلامت باشید.


&lt;blockquote&gt;خوش اومدی ستو جان. امیدوارم همیشه خوب و خوش باشی و سال خوبی رو شروع کنید&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لاله جان سلام </p>
<p>خیلی وقته که وبلاگ شما را می خونم اما تا حالا چیزی ننوشته بودم. با خواندن این مطلب نتونستم چیزی ننویسم. من یک ماه و نیم که به ونکوور اومدم . همیشه عاشق عید نوروز بودم یک حال و هوایی برام داشته . امسال که دور از وطنم خیلی احساس دلتنگی می کنم.با خودم می گم کاش بعد عید می اومدم . فکر کنم اوایلش برای همه سخته و باید تحمل کرد.<br />
همیشه سلامت باشید.</p>
<blockquote><p>خوش اومدی ستو جان. امیدوارم همیشه خوب و خوش باشی و سال خوبی رو شروع کنید</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگاهی نو</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-999</link>
		<dc:creator>نگاهی نو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Mar 2009 02:45:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-999</guid>
		<description>امیدوارم امسال عید خیلی بهت خوش بگذره و یادت نره عید و تولدم را حسابی بهم تبریک بگی هاهاهاها


&lt;blockquote&gt; مرسی خانومی. پس شما هم بهاری هستید :)&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیدوارم امسال عید خیلی بهت خوش بگذره و یادت نره عید و تولدم را حسابی بهم تبریک بگی هاهاهاها</p>
<blockquote><p> مرسی خانومی. پس شما هم بهاری هستید <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حسام</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-996</link>
		<dc:creator>حسام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 20:45:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-996</guid>
		<description>چقدر خوبه که توی شهرتون این همه ایرانی هست و با برنامه هایی که اجرا می شه احساس غربت نمی کنین. اینجا توی ایران روز به روز مردم از هم بیشتر فاصله می گیرن و با هم غریبه تر می شن... امروز عصر که بیرون بودم از فضای شهر تعجب کردم. جاهایی که همیشه این روزها پر بود از آدم هایی که برای خرید عید اومدن و همه جاش بوی عید و نوروز می داد، امسال خلوت تر و خالی تر از همیشه بود. خیلی عجیب بود... این خلوتی و سکوت اصلا معنای خوبی نداره...
عجب عکس هایی گرفتی... از این عکس های خاصیه که هیچ جا نظیرش پیدا نمی شه. من یه بار شمال سعی کردم با دوربین معمولی (نه دیجیتال) از یه سری پروانه عکس بگیرم... بیچاره شدم تا بالاخره یه عکس خوب گرفتم، تقریبا به همین نزدیکی. من نمی دونستم نیاگارا فالز این همه جای دیدنی داره. همیشه فکر می کردم فقط یه آبشاره ملت می رن تماشا! اون سینمایی هم که توی یه پست دیگه درباره اش نوشته بودی (که به شکل مجازی شکل گرفتن آبشار رو شبیه سازی می کرد) برام خیلی جالب بود. این همه دوست و آشنا داریم کانادا که رفتن و دیدن اما هیچکدوم هیچی راجع بهش نگفته بودن...


&lt;blockquote&gt;دلم گرفت از اینکه گفتی فضای شهر اینطوری خلوت و خالی بوده. واقعا حیف از این همه بهانه های کوچیکی که برای شادی کردن تو فرهنگمون داریم و متاسفانه روز به روز ازشون دورتر و دورتر میشیم.
عکسها رو به صورت ماکرو گرفتم و فلاش هم زدم. سرعت رو هم زیاد کردم. اولین بار بود که از پروانه ها عکس میگردم و خیلی لذت داشت.
نایاگرا فالز دیدنی های زیادی داره. مردم اینجا بیشتر برای کازینو هاش میرن و شهر خیلی زنده ایه. 
ولی اگه بخوای یه روزه بری یعنی صبح بری و عصر برگردی فقط همون آبشار رو وقت میشه بری ببینی و پشت آبشار و کشتی که سوارش میشن و تا دم آبشار میره، که همه وجود آدم رو میلزونه از بس عظمت داره.اون سینما هم اگه اشتباه نکنم یک ساله که راه افتاده. ما دفعه دوم که رفتیم با اینکه شب رو هم موندیم و در واقع دو روز اونجا بودیم باز خیلی جاها موند که گفتیم دفعه بعد بریم :)&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر خوبه که توی شهرتون این همه ایرانی هست و با برنامه هایی که اجرا می شه احساس غربت نمی کنین. اینجا توی ایران روز به روز مردم از هم بیشتر فاصله می گیرن و با هم غریبه تر می شن&#8230; امروز عصر که بیرون بودم از فضای شهر تعجب کردم. جاهایی که همیشه این روزها پر بود از آدم هایی که برای خرید عید اومدن و همه جاش بوی عید و نوروز می داد، امسال خلوت تر و خالی تر از همیشه بود. خیلی عجیب بود&#8230; این خلوتی و سکوت اصلا معنای خوبی نداره&#8230;<br />
عجب عکس هایی گرفتی&#8230; از این عکس های خاصیه که هیچ جا نظیرش پیدا نمی شه. من یه بار شمال سعی کردم با دوربین معمولی (نه دیجیتال) از یه سری پروانه عکس بگیرم&#8230; بیچاره شدم تا بالاخره یه عکس خوب گرفتم، تقریبا به همین نزدیکی. من نمی دونستم نیاگارا فالز این همه جای دیدنی داره. همیشه فکر می کردم فقط یه آبشاره ملت می رن تماشا! اون سینمایی هم که توی یه پست دیگه درباره اش نوشته بودی (که به شکل مجازی شکل گرفتن آبشار رو شبیه سازی می کرد) برام خیلی جالب بود. این همه دوست و آشنا داریم کانادا که رفتن و دیدن اما هیچکدوم هیچی راجع بهش نگفته بودن&#8230;</p>
<blockquote><p>دلم گرفت از اینکه گفتی فضای شهر اینطوری خلوت و خالی بوده. واقعا حیف از این همه بهانه های کوچیکی که برای شادی کردن تو فرهنگمون داریم و متاسفانه روز به روز ازشون دورتر و دورتر میشیم.<br />
عکسها رو به صورت ماکرو گرفتم و فلاش هم زدم. سرعت رو هم زیاد کردم. اولین بار بود که از پروانه ها عکس میگردم و خیلی لذت داشت.<br />
نایاگرا فالز دیدنی های زیادی داره. مردم اینجا بیشتر برای کازینو هاش میرن و شهر خیلی زنده ایه.<br />
ولی اگه بخوای یه روزه بری یعنی صبح بری و عصر برگردی فقط همون آبشار رو وقت میشه بری ببینی و پشت آبشار و کشتی که سوارش میشن و تا دم آبشار میره، که همه وجود آدم رو میلزونه از بس عظمت داره.اون سینما هم اگه اشتباه نکنم یک ساله که راه افتاده. ما دفعه دوم که رفتیم با اینکه شب رو هم موندیم و در واقع دو روز اونجا بودیم باز خیلی جاها موند که گفتیم دفعه بعد بریم <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خورشيد</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-995</link>
		<dc:creator>خورشيد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 20:40:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-995</guid>
		<description>ببين من خيلي حال كردم با اين پستت . يعني عين واقعيت .خيلي لطيف و واضح نوشتي . دقيقا 2 روزه كه در محل كارم و روزنامه ها صحبت از افزايش كرايه تاكسي و بليط اتوبوس است و مي خوان بليط اتوبوس رو 40 تومان كنن و جاهايي هم بايد 2 تا بليط بدي يعني 80 تومان . و دقيقا همانطور كه گفتي حرف پاداش و عيدي و ....ودعوا سر اضافه كاريه كه نميدن!!!!!!!!! راست مي گي عيد شده همين و نگراني از سال بعد كه اجناس چقدر روش ميره. من فكر مي كردم فقط خودم احساسم اينطوريه و حالا كه تو هم اينچنين نوشتي كمي آرام شدم .ماه صفر تمام شده ولي هنوز پلاكارد هاي سخنراني ها  جمع نشده و هنوز ادامه داره .انگار ما هم عادت كرديم .اميدوارم زودتر درست بشه . دست گذاشتي رو بد نقطه اي .تا فردا صبح اونوقت من مي نويسم .


&lt;blockquote&gt;ممنونم خورشید جون.
واقعا من همیشه اسفند که میشد همه استرس اینرو داشتن که سال بعد چه اتفاقی میافته. چی چقدر گرون میشه و ...
آدمی ِ و عادت کردن. به همه چیز عادت میکنیم. &lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ببين من خيلي حال كردم با اين پستت . يعني عين واقعيت .خيلي لطيف و واضح نوشتي . دقيقا 2 روزه كه در محل كارم و روزنامه ها صحبت از افزايش كرايه تاكسي و بليط اتوبوس است و مي خوان بليط اتوبوس رو 40 تومان كنن و جاهايي هم بايد 2 تا بليط بدي يعني 80 تومان . و دقيقا همانطور كه گفتي حرف پاداش و عيدي و &#8230;.ودعوا سر اضافه كاريه كه نميدن!!!!!!!!! راست مي گي عيد شده همين و نگراني از سال بعد كه اجناس چقدر روش ميره. من فكر مي كردم فقط خودم احساسم اينطوريه و حالا كه تو هم اينچنين نوشتي كمي آرام شدم .ماه صفر تمام شده ولي هنوز پلاكارد هاي سخنراني ها  جمع نشده و هنوز ادامه داره .انگار ما هم عادت كرديم .اميدوارم زودتر درست بشه . دست گذاشتي رو بد نقطه اي .تا فردا صبح اونوقت من مي نويسم .</p>
<blockquote><p>ممنونم خورشید جون.<br />
واقعا من همیشه اسفند که میشد همه استرس اینرو داشتن که سال بعد چه اتفاقی میافته. چی چقدر گرون میشه و &#8230;<br />
آدمی ِ و عادت کردن. به همه چیز عادت میکنیم. </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: روز به روز همراه زندگی</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-994</link>
		<dc:creator>روز به روز همراه زندگی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 16:43:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-994</guid>
		<description>اينها که گفتی لاله جون همش درسته و من ميفهممش. ولی راستش من اینجا با وجود تمام چيزهايی که گفتی، در زمان عيد بيشتر از هميشه دلم برای ايران تنگ ميشه و احساس غربت ميکنم. نميدونم شايد اگر به ايران برم، در اونجا هم احساس غريبگی بکنم کما اينکه بابايی سال پیش که به ايران رفت چنين احساسی پیدا کرده بود.
روحيات آدمها باهم فرق ميکنه. روحيه ی شاد و پرانرژی تو و نگاه مثبت تو به زندگی در کانادا هم به آدم خيلی انرژی ميده. هميشه شاد باشی و برای ما از شاديهايت بنويسی.


&lt;blockquote&gt;ممنونم پریسا جون.
منم دلم برای ایران تنگ میشه.ولی همونطور که گفتم &quot;غصه اینکه چرا ایران نیستم رو نداشتم، برعکس غصه دار بودم که چرا ایران، اینجا نیست&quot;. این خودش عین ِ دلتنگیه، اما منظورم این بود که بیشتر دوست داشتم این دلتنگی رو اینطوری بر طرف کنم که ایران، اینجا تو این شادیها باشه. دلم برای این گرفت که چرا مردم توی ایران به جای شادی و شور باید این نگرانی ها رو داشته باشن. و فکر نمیکنم این دلتنگی ها با رفتن به ایران بر طرف بشه چون فکر میکنم برای خود من بیشتر هم میشه.&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اينها که گفتی لاله جون همش درسته و من ميفهممش. ولی راستش من اینجا با وجود تمام چيزهايی که گفتی، در زمان عيد بيشتر از هميشه دلم برای ايران تنگ ميشه و احساس غربت ميکنم. نميدونم شايد اگر به ايران برم، در اونجا هم احساس غريبگی بکنم کما اينکه بابايی سال پیش که به ايران رفت چنين احساسی پیدا کرده بود.<br />
روحيات آدمها باهم فرق ميکنه. روحيه ی شاد و پرانرژی تو و نگاه مثبت تو به زندگی در کانادا هم به آدم خيلی انرژی ميده. هميشه شاد باشی و برای ما از شاديهايت بنويسی.</p>
<blockquote><p>ممنونم پریسا جون.<br />
منم دلم برای ایران تنگ میشه.ولی همونطور که گفتم &#8220;غصه اینکه چرا ایران نیستم رو نداشتم، برعکس غصه دار بودم که چرا ایران، اینجا نیست&#8221;. این خودش عین ِ دلتنگیه، اما منظورم این بود که بیشتر دوست داشتم این دلتنگی رو اینطوری بر طرف کنم که ایران، اینجا تو این شادیها باشه. دلم برای این گرفت که چرا مردم توی ایران به جای شادی و شور باید این نگرانی ها رو داشته باشن. و فکر نمیکنم این دلتنگی ها با رفتن به ایران بر طرف بشه چون فکر میکنم برای خود من بیشتر هم میشه.</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محسن</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-993</link>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 16:12:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-993</guid>
		<description>خیلی عکسای قشنگی هستند. خیلی گرم اند و سبز.
روز بیست  و نه اسفند را هم یادمان باشد که توی عکسامون یک عکسی بگذاریم.
امروز که چهاردهم بود و سال گرد مرگ دکتر که از دستمان رفت. تا ساعت 12 شب هم وقت داریم. امیدواریم که بتوانیم یادی در صفحه مان از ایشان بکنیم.


&lt;blockquote&gt;ممنون
صدا و سیما که جز تحریف حقایق کار دیگه ای در مورد دکتر و فعالیت هاش انجام نمیده.
وبلاگستان تنها فضایی ست که در اختیار ماست. منتظر مطالبتون در این زمینه هستم.
جالبه که من اصلا نمیدونستم امروز 14 اسفندِ و دیشب همش به یاد دکتر مصدق بودم. با اینکه هیچ موقع ایشون رو ندیدم &lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی عکسای قشنگی هستند. خیلی گرم اند و سبز.<br />
روز بیست  و نه اسفند را هم یادمان باشد که توی عکسامون یک عکسی بگذاریم.<br />
امروز که چهاردهم بود و سال گرد مرگ دکتر که از دستمان رفت. تا ساعت 12 شب هم وقت داریم. امیدواریم که بتوانیم یادی در صفحه مان از ایشان بکنیم.</p>
<blockquote><p>ممنون<br />
صدا و سیما که جز تحریف حقایق کار دیگه ای در مورد دکتر و فعالیت هاش انجام نمیده.<br />
وبلاگستان تنها فضایی ست که در اختیار ماست. منتظر مطالبتون در این زمینه هستم.<br />
جالبه که من اصلا نمیدونستم امروز 14 اسفندِ و دیشب همش به یاد دکتر مصدق بودم. با اینکه هیچ موقع ایشون رو ندیدم </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جالینوس(شهرام)</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-992</link>
		<dc:creator>جالینوس(شهرام)</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 14:25:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-992</guid>
		<description>سلام لاله جان

عکسهای زیبایی است مرسی.

اما در مورد رسوم ایرانی باید بگم حفظ این رسوم در اونجا خیلی خوبه سعی کنید ادامه بدید.از ازادی اجتماعی لذت ببرید.خوبه اینجا نیستید تا ببینید مردم در چه بلاتکلیفی گرفتار شدند .دیشب مجلس تصویب کرده سوبسید انرژی از تیرماه اینده حذف بشه واین یعنی انفجار قیمتها.یعنی ....


&lt;blockquote&gt;ممنونم
حذف سوبسید انرژی در کل چیز بدی نیست. من معتقدم اونی که داره و چند تا ماشین میخره، اونهم از نوع پر مصرف نباید به اندازه اونی که فقط یه ماشین داره، از سوبسید استفاده کنه. اما به دلیل همون فرهنگ غلط و سودجویی خیلی ها، باز هم اونی که با حذف سوبسید ضرر میبینه قشر متوسط و بی بضاعت جامعه است. &lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام لاله جان</p>
<p>عکسهای زیبایی است مرسی.</p>
<p>اما در مورد رسوم ایرانی باید بگم حفظ این رسوم در اونجا خیلی خوبه سعی کنید ادامه بدید.از ازادی اجتماعی لذت ببرید.خوبه اینجا نیستید تا ببینید مردم در چه بلاتکلیفی گرفتار شدند .دیشب مجلس تصویب کرده سوبسید انرژی از تیرماه اینده حذف بشه واین یعنی انفجار قیمتها.یعنی &#8230;.</p>
<blockquote><p>ممنونم<br />
حذف سوبسید انرژی در کل چیز بدی نیست. من معتقدم اونی که داره و چند تا ماشین میخره، اونهم از نوع پر مصرف نباید به اندازه اونی که فقط یه ماشین داره، از سوبسید استفاده کنه. اما به دلیل همون فرهنگ غلط و سودجویی خیلی ها، باز هم اونی که با حذف سوبسید ضرر میبینه قشر متوسط و بی بضاعت جامعه است. </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرشته</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-991</link>
		<dc:creator>فرشته</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 13:48:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-991</guid>
		<description>من هم كرم ابريشم ها رو مي ديدم حياط خونمون خيلي بزرگ بود از مهدكودك بهمون مي دادن تا پرورش بديمشون نمي دونم چرا همه كرمهاي من تو پيله مي موندن ولي مال خواهرم پروانه مي شدن مامانم مي گفت اگه سوزن نكني تو پيله ها پروانه مي شن ولي من فكر مي كنم ربطي نداشت!!!! اونها اگه مي خواستن پروانه مي شدن !؟

اينجا ايران نيست هم كه اسم وبلاگ من و ايران خيلي وقته كه غربت شده........همه ايروني ها غريب شدن و سرگردون!


&lt;blockquote&gt;:))) کرم های بیچاره رو سوراخ میکردی و زنده به گور میکردی؟
&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم كرم ابريشم ها رو مي ديدم حياط خونمون خيلي بزرگ بود از مهدكودك بهمون مي دادن تا پرورش بديمشون نمي دونم چرا همه كرمهاي من تو پيله مي موندن ولي مال خواهرم پروانه مي شدن مامانم مي گفت اگه سوزن نكني تو پيله ها پروانه مي شن ولي من فكر مي كنم ربطي نداشت!!!! اونها اگه مي خواستن پروانه مي شدن !؟</p>
<p>اينجا ايران نيست هم كه اسم وبلاگ من و ايران خيلي وقته كه غربت شده&#8230;&#8230;..همه ايروني ها غريب شدن و سرگردون!</p>
<blockquote><p> <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )) کرم های بیچاره رو سوراخ میکردی و زنده به گور میکردی؟
</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اصلان</title>
		<link>http://barani.ca/2009/03/new-year/comment-page-1/#comment-990</link>
		<dc:creator>اصلان</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 10:38:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=790#comment-990</guid>
		<description>سلام 
نمیدونم این شعر اخوان رو خوندین یا نه : 

بس که همپایش غم و ادبار می آید فرود 
 بر سر من عید چون آوار می آید فرود 
 می دهم خود را نوید سال ِ بهتر ، سالهاست 
گرچه هر سالم بتر از پار می آید فرود
در دل من خانه گیرد ، هر چه عالم را غم است 
می رسد وقتی به منزل ، بار می آید فرود 
رنگ راحت کو به عمر ، -این تیر پرتاب اجل- ؟
می گریزد سایه ، چون دیوار می آید فرود 
شانه زلفش را به روی افشاند و بست از بیم چشم
شب چو آید ، پرده خمّار می آید فرود
بهر یک شربت شهادت ، داد یک عمرم عذاب
گاه تیغ مرگ هم دشوار می آید فرود 
 وارثم من تخت ِ عیسی را ، شهید ثالثم
وقت شد، منصور اگر از دار می آید فرود 
 بر سر من عید چون آوار می آید ، امید !
بس که همپایش غم و ادبار می آید فرود


&lt;blockquote&gt;سلام 
بسیار زیبا بود .
امیدوارم هیچوقت همراه عید غم و ادبار فرود نیاد&lt;/blockquote&gt;


</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
نمیدونم این شعر اخوان رو خوندین یا نه : </p>
<p>بس که همپایش غم و ادبار می آید فرود<br />
 بر سر من عید چون آوار می آید فرود<br />
 می دهم خود را نوید سال ِ بهتر ، سالهاست<br />
گرچه هر سالم بتر از پار می آید فرود<br />
در دل من خانه گیرد ، هر چه عالم را غم است<br />
می رسد وقتی به منزل ، بار می آید فرود<br />
رنگ راحت کو به عمر ، -این تیر پرتاب اجل- ؟<br />
می گریزد سایه ، چون دیوار می آید فرود<br />
شانه زلفش را به روی افشاند و بست از بیم چشم<br />
شب چو آید ، پرده خمّار می آید فرود<br />
بهر یک شربت شهادت ، داد یک عمرم عذاب<br />
گاه تیغ مرگ هم دشوار می آید فرود<br />
 وارثم من تخت ِ عیسی را ، شهید ثالثم<br />
وقت شد، منصور اگر از دار می آید فرود<br />
 بر سر من عید چون آوار می آید ، امید !<br />
بس که همپایش غم و ادبار می آید فرود</p>
<blockquote><p>سلام<br />
بسیار زیبا بود .<br />
امیدوارم هیچوقت همراه عید غم و ادبار فرود نیاد</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

