خیلی وقتها دوستان خوبم چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی از من سوال میکنند که آیا لازمه برای انجام امور مهاجرت وکیل داشته باشیم یا خیر.

من همیشه سعی کردم طوری موضوع رو براشون باز کنم که خودشون تصمیم بگیرن و فقط نظر خودم رو میگم. اینکه وکیل بگیریم یا نه یه انتخاب شخصیه. من تو این پست میخوام نظر خودم رو راجع به داشتن وکیل در مورد Skilled worker ها بگم و تاکید میکنم این نظر شخصی من هست و هیچ دلیلی نداره درست باشه، ممکنه 180 درجه با نظر دوستان دیگه متفاوت باشه. در هر صورت نظر اونها هم 180 درجه با من فرق داره :)

Skilled workerها یعنی اشخاصی که تصمیم دارند از طریق مهارت های شغلی خودشون برای مهاجرت اقدام کنند. نقش وکیل در پرونده های مهاجرت این دسته افراد تنها پرکننده فرم و ارسال و دریافت کننده نامه هاست. یه فرم 4 صفحه ای که تماما اطلاعات شخصی شماست، و هیچ مشکلی هم برای پر کردن فرم وجود نداره و شما براحتی میتونید شخصا فرم رو پر کنید و ارسال کنید. تنها نکته ای که تو فرمها وجود داره و بین علما اختلاف وجود داره، سطح زبان هست. بعضیها معتقد هستند که نباید سطح زبان رو بالاتر از واقعیت اعلام کرد، اما نظر شخصی من این هست که سطح زبان رو باید موقع پر کردن فرمها بالا اعلام کرد تا برای محاسبه امتیاز جهت دعوت به مصاحبه امتیاز لازم رو کسب کرد تا روز مصاحبه هم خدا بزرگه! این نکته رو همینجا تمومش میکنم و بعد در مورد اینکه حالا اگه روز مصاحبه در اون حد نبودیم رو توضیح میدم.

وکیل شما این فرمها رو پر میکنه و به سفارت ارسال میکنه. فرض می کنیم که وکیل فرمها رو 100% درست و بدون خطا پر کرده. اما یادمون باشه که ما از طریق مهارت شغلی قصد مهاجرت داریم، یعنی نه  توانایی سرمایه گزاری داریم و نه اینکه اونجا برای گروهی ایجاد اشتغال کنیم. دولت کانادا این گروه از مهاجران رو میخواد برای اینکه با توجه به تخصص و توانایی هاشون برای دولت مفید باشن. این گروه باید بتونن به نوعی توانایی خودشون رو به دولت اثبات کنند. بخشی از این توانایی ها رو با ارسال مدرک تحصیلی و ریز نمرات و سابقه کار اثبات میکنند، اما این موضوع برای آفیسر کافی نیست، بنابر این از طریق مصاحبه سعی میکنند این افراد رو انتخاب کنند. روز مصاحبه آفیسر چند تا سوال از شما میپرسه، سوالات معمولا تکراری هست. آفیسر متوجه ضعف زبان شما میشه، درست شبیه به حالتی که شما برای استخدام به شرکتی مراجعه کردید، پیش از مصاحبه کارفرما با توجه به رزومه شما و سوابق تحصیلی و کاری شما رو مناسب برای این کار دیده، میخواد شما رو از نزدیک ملاقات کنه و اینکه ببینه شما تا چه حد برای این شرکت و این محیط کاری مناسب هستید. مثلا کارفرما به شما میگه اگه با مسئله ای برخورد کردید که کاملا جدید بود و تا به حال با اون برخورد نداشته اید، برای حل اون مسئله چه راهی رو پیشنهاد میکنید. در واقع کارفرما از شما انتظار نداره همه چیز رو بدونید، بلکه شخصی رو میخواد که به هنگام برخورد با مسئله توانایی پیدا کردن راه حل رو  داشته باشه و راه حل رو کشف کنه.

بر گردیم سر مسئله قبل، آفیسر میخواد ببینه شما تا چه حد برای کانادا مفید هستید، و تا چه حد میتونید به تنهایی در یک محیط جدید و غریب با مشکلات برخورد کنید. اگه شما وکیل داشته باشید و آفیسر این موضع رو متوجه بشه، شما تقریبا 8 امتیاز سابق و 6 امتیاز فعلی رو که در اختیار آفیسر هست رو ممکنه از دست بدهید ، چرا که شما قادر به پر کردن یه فرم چهار برگی ساده نبوده اید و این کار رو به شخص ثالثی سپرده اید. در صورتی که آموزش گام به گام پر کردن فرم و راهنمای کامل در سایت ادره مهاجرت موجود هست و آفیسر این رو میدونه که اگه کسی بخواد میتونه از طریق اون راهنما فرم رو به راحتی پر کنه، وکیل به هیچ عنوان نمیتونه دفاعی از شما داشته باشه، تنها مورد استفاده وکیل اینه که مثلا شما نامه ای رو دریافت نکردید و مثلا مصاحبه رو فراموش کردید، اونهم وکیل فقط میتونه نامه بنویسه و دلیلش رو بگه که در این شرایط هم اگه شما خودتون اینکار رو انجام بدید باز هم در نظر اداره مهاجرت و سفارت شما فردی هستید که خودتون دارید تلاش میکنید تا مشکلتون رو حل کنید. حتی اگه انشای نامه تون درست نباشه، باز هم بهتر از این هست که  سفارت متوجه بشه شما تونایی نوشتن و ارسال یه نامه رو هم نداشتید.

آفیسر ها هیچوقت دوست ندارند وقتی سوالی رو از شما میپرسند جواب بشنوند، چون وکیلم گفته. چون وکیلم خواسته. در آینده، این شما هستید که به کانادا مهاجرت میکنید و روز مصاحبه این شما هستید که باید خودتون رو فردی مفید نشون بدید. به احتمال زیاد آفیسر به ضعف زبان شما اشاره میکنه. میخواد این رو بفهمه که شما برای حل این مشکل چه برنامه ای دارید. شما میتونید جواب بدید، که موقع پر کردن فرم تصور میکردم که برای مصاحبه به این سطح خواهم رسید، تمام تلاشم رو هم کردم، اما متاسفانه با امکاناتی که وجود داشت من بیش از این نتونستم پیشرفت کنم. اما میدونم که باید تلاشم رو بیشتر کنم چون اطلاع دارم که برای زندگی و کار در کانادا نیاز به تسلط بیشتری بر روی زبان انگلیسی/فوانسوی هست. وقتی شما میگید که وکیلم گفته، دارید به آفیسر میگید، من زیاد وارد نیستم، اصلا متوجه اونچه تو فرمها بود نشدم. گفتن یه همچین چیزی به آفیسر سفارت کانادا، کشوری که لا به لای خطوط قرار دادهای کاری و تجاری و خرید و … پر هست از نکاتی که اگه شخص کامل و با دقت نخونه میتونه زندگیش رو از هم بپاشه یعنی اینکه من توانایی اینکه روی پای خودم باشم و به کسی تکیه نکنم رو ندارم. چطور یه همچین فردی میتونی اعتماد آفیسر رو جلب کنه و خودش رو فرد مفیدی نشون بده. بله شما وقتی میخواهید خونه بخرید یا یه کار بزرگ سرمایه گذاری انجام بدید به وکیل نیاز داری برای اینکه موارد قانونی رو به شما بگه اما پر کردن 4 صفحه فرم ساده که همه اش هم اطلاعات شخصی شما و آدرس محل سکونت و محل کار و تاریخ تحصیلات شماست که نیازی به وکیل نداره.

توی فرمهایی که ما پر کرده بودیم، تاریخ تولد من اشتباه وارد شده بود. یعنی اشتباه من بود که موقع پر کردن به پاسپورتم توجه نکرده بودم و تاریخ میلادی رو تو تقویم اون سال نگاه کردم و تاریخ رو وارد کردم در صورتی که تاریخ تولد من در سال تولدم که کبیسه بوده یک روز اختلاف داشت. روز مصاحبه آفیسر گفت چرا تاریخ ها با هم یکی نیستند. من هم توضیح دادم که موقع تبدیل سال شمسی به میلادی از روی تقویم جاری روز چهاردم بود  ولی اون سال کبیسه بوده و تاریخ صحیح اونی هست که توی پاسپورت نوشته شده. اونهم فقط لبخند زد و با سر تایید کرد و گفت پس من تاریخ رو توی فرم هاتون طبق پاسپورت وارد میکنم. میخوام بگم اشتباه کردن تو فرمهایی که اطلاعات شخصی هست اصلا فاجعه نیست که باعث رد شدن کسی بشه. یا حتی ضعف زبان فرانسه. یه جا از همسرم سوالی پرسید که همسرم وسطهای جواب گفت که هر کاری میکنم نمیتونم منظورم رو به فرانسه بگم، بعد آفیسر گفت خوب میخوای به انگلیسی بگی که همسرم گفت نه دوست دارم سعی کنم به فرانسه بگم. تمام اون مدت که همسرم به سختی داشت تلاش میکرد کلمات رو پیدا کنه وجمله بسازه آفیسر با حوصله نگاه میکرد و بعد از هرکلمه با سر تایید میکرد و من کاملا متوجه بودم داره لذت میبره از اینکه یه نفر با وجودی که زبانش اصلا خوب نیست داره با علاقه تلاش میکنه که یه جمله ساده رو درست بگه. آفیسر ما همون خانوم مسن معرف بود که معروف هست خیلی بی حوصله هست و خیلی دقیق و سخت گیره. از من پرسید که کجا به دنیا اومدی و من که شدیدا دچار استرس بودم و لهجه اش برام تازگی داشت سوالش رو متوجه نشدم و ازش خواستم تکرار کنه. وقتی سوالش رو تکرار کرد و دیدم که چه جمله ساده ای بود، کلی خجالت کشیدم، اما خواستم درست جواب بدم. خیلی وقتها ما تو زبان فارسی هم متوجه صحبت کردن طرف مقابل نمیشیم و ازش میخواهیم که تکرار کنه این اصلا معنی بدی نداره. بر عکس تصور کنید مثلا چیزی رو از کسی بپرسید و طرف بدون اینکه متوجه سوال شما بشه، مثل بلبل و با اعتماد به نفس شروع کنه به صحبت کردن. کدوم از نظر شما پسندیده تره؟ اینکه شخص به سوال شما اهمیت بده و تلاش کنه سوال شما رو متوجه بشه یا اینکه بدون توجه به سوال شما یه جواب رو هر چند زیبا و با متنی ادبی و طولانی ولی بی ربط جواب بده؟

در مورد دوستانی که از طریق کبک مهاجرت میکنند، یه سوال کلیشه ای و تابلو وجود داره که: چرا میخواهید به کبک مهاجرت کنید، و دیگه اینکه تمام نگرانی آفیسر این هست که شما مهاجرت از طریق کبک رو تنها به دلیل کوتاه نمودن پروسه مهاجرت انتخاب کرده باشی و قصد دارید بلافاصله بعد از گرفتن ویزا کبک رو ترک کنید. در چنین شرایطی فکر کنید از شما سوال کنه چرا به کبک مهاجرت میکنید و جواب بشنوه آخه وکیلم گفته این روش سریعتر و بهتره. شاید بگید مگه ممکنه کسی همچین چیزی رو بگه. بله خنده داره ولی ممکنه. یادمه یکی از دوستان ما که یک سال قبل از ما مصاحبه داشتند، تعریف میکرد که تو سالن کوچولوی دفتر کبک تو سوریه نشسته بودن و منتظر بودن تا نوبت مصاحبه اونها بشه، همون لحظه خانوم و آقایی از اتاق مصاحبه میان بیرون، هر دو عصبانی و خانومه میزنه زیر گریه. دوست ما میگفت همونجا زانو های ما از استرس و نگرانی شل شد و دست و پای ما همینطور میلرزید تا رفتیم تو اتاق مصاحبه. با یه آفیسر خوش برخورد و خوب برخورد کردیم و مصاحبه به راحتی انجام شد و آخرش هم تبریک که قبول شدید و … میگفت فردای اون روز اون خانوم و آقا رو تو خیابون دیدم و ازشون سوال کردم که چی شده بود؟ رد شدید؟ و … گفته بودن بله ما رد شدیم و این دوست ما میگفت ازشون پرسیدم که چی پرسید؟ این که آدم خوبی بود ما هم که فرانسمون ضعیف بود پس چرا شما رد شدید. طرف گفته بود که آفیسر به من گفته زبانت ضعیفه میدونی؟ گفتم آره ولی مهم نیست من نمیخوام کبک بمونم آخه برادرم ونکوور زندگی میکنه و من میخوام برم پیش برادرم. بعد آفیسر پرسیده چرا داری از طریق برنامه کبک مهاجرت میکنی؟ گفتم آخه وکیلمون گفته از این طریق سریعتر هست!!!

معمولا آفیسر ها میپرسن که چه مدت روی یادگیری زبان کار کردید؟ اگه فقط 3 ماه هم زبان کار کردید بگید 1 سال. بذارید آفیسر فکر کنه شما تلاش خودتون رو کردید و از این به بعد هم سعی دارید تلاش کنید. بذارید فکر کنه شما به زبان فرانسه و یاد گیری اون اهمیت دادید. سعی کنید اگه سوال آفیسر رو متوجه نشدید بهش بگید سوال رو تکرار کنه. سعی کنید نشون بدید دارید تلاش میکنید که سوالش رو متوجه بشید. نذارید فکر کنه شما دارید غلو میکید و میخواهید فقط اونچه که حفظ کردید رو طوطی وار تکرار کنید. اینجا تو کبک برای اینکه سطح زبان شما بالاتر بیاد کلاس های رایگان فرانسه دارن که ماهی 500 تا 700 دلار هم به شرکت کننده ها تو این کلاس پرداخت میکنن. یعنی ضعف زبان شما در روز مصاحبه یه مسئله ای هست که آفیسر میتونه ازش چشم پوشی کنه به شرط اینکه شما قبول کنید که این ضعف رو متوجه شدید، اما سعی در بر طرف کردنش دارید. به شرط اینکه نشون بدید آدمی هستید که برای رسیدن به هدفتون تلاش میکنید و تلاش کردید و اونچه که شما رو به اون مصاحبه رسونده تلاش خود شما بوده.

این پست جواب اینکه وکیل بگیریم یا نه نبود. اگه توانایی پرداخت هزینه های وکیل رو دارید هیچ اشکالی نداره که وکیل بگیرید اما یادتون باشه اگه اگه آفیسر متوجه بشه که وکیل داری اونوقت این مسئله میتونه تو نظر آفیسر نسبت به شما به عنوان بک فرد مفید برای کانادا تاثیر بذاره. اون آفیسر یه آدمه و مثل هر انسان دیگه ای از افراد خود ساخته بیشتر خوشش میاد و برای کمک به این افراد تا اونجایی که بتونه ضعف زبانشون رو نادیده میگیره. دیدم دوستی رو که زبانش خیلی ضعیف بوده ولی آفیسر بهش گفته من که متوجه نمیشم چی میگی ولی قبولی امیدوارم قول بدی که تا قبل از ورود به کبک زبانت بهتر بشه. این تجربه ای هست که من از بین اونهایی که تو مصاحبه سفارت رد شدن متوجه شدم. در واقع این نتیجه گیری من هست و هیچ ارزش دیگه ای نداره. فقط خواستم نتیجه گیری و تجربه ام رو با دوستان در میون بذارم؛ خوشحال میشم شما هم تجربیاتتون رو در اختیار من و بقیه قرار بدید.

راستی دوستانی که ایران هستید، شما هم سیزده آبان بدر میرید سبزه گره بزنید؟ سبز باشید ;)