حدودا سه هفته پیش همکار چینی ما که DBA  شرکت بود بالاخره اخراج شد. میگم بالاخره چون چیزی در حدود هشت – نه ماه بهش فرصت داده شد بلکه خوب کار کنه. هیچ وقت هیچ کاری رو انجام نداد که پر از اشکال نباشه و یا با انجامش یه مشکل تازه رو به وجود نیاره. من که خیلی وقت بود کاری رو بهش نداده بودم و خودم همه کارهای مربوط به دیتا بیس رو انجام میدادم، هر وقت یه کاری رو بهش داده بودم، یه کار ساده که باید یکی دو ساعته تحویل میداد، بعد از یک هفته، یه کاری دیگه رو با 180 درجه اختلاف تحویل میداد یا اصلا تحویل نمیداد. برام قابل تحمل نبود که بعد از یک هفته بیاد با خنده های مسخره خاص چینی ها چشمهاش رو لوچ کنه و بگه : این خیلی زمان میبره، خیلی سخته… وجودش دقیقا شبیه به سرعت گیری بود تو یه اتوبان که قابلیت رانندگی با سرعت 200 کیلومتر در ساعت رو داره. با وجودی که هیچ کدوم دل خوشی ازش نداشتیم و این ماه های آخر رئیس حسابی از دستش کلافه شده بود، اما به شخصه حس خوبی از اخراجش بهم دست نداد. به خصوص اخراجهای اینجا که یهو میان بهت اطلاع و همون لحظه باهات میان تا وسایلت رو جمع کنی و کلید رو تحویل بدی و بعد تا دم در همراهیت میکنن. دقیقا طرف رو میدازن بیرون، اما به صورتی مودبانه و با لبخند و آروزی موفقیت.

تو همون روزها هم همسری به رئیسمون گفته بود که ری ویو میخواد و درخواست افزایش حقوق داده بود. تقریبا 2 هفته گذشت و خبری نشد. هفته پیش از مدیر منابع انسانی یه ایمیل گرفتم که خواسته بود قبل از رفتن به خونه، رئیس رو ببینم. رفتم تو کیوب مدیرمون و گفتم : میخواستید با من صحبت کنید؟ یه جوری با شرمندگی و خجالت گفت نه! واقعا!! نه! و هی اشاره میکرد به کیوب مدیر منابع انسانی و میگفت که واقعا این نظر من نیست، متاسفم،  و یه نامه رو میخواست بده به من که هی خجالت میکشید. دیگه مطمئن شده بودم که نامه اخراجم رو میخواد بهم بده. مرتب هم میگفت متاسفم … پاکت رو گرفتم و قبل از اینکه بازش کنم پرسیدم :اخراج؟! دوباره گفت متاسفم! نامه رو باز کردم دیدم اضافه حقوق گرفتم!!!!! باورم نمیشد، چند بار خوندمش. با تعجب نگاهش کردم حتی مبلغش هم برام دور از انتظار بود. از دفعه قبل که خودم درخواست داده بودم بابت ری ویو و افزایش حقوق، بیشتر بود. فهمیدم میخواسته بیشتر از این به من افزایش حقوق بده اما مدیر منابع انسانی دخالت کرده و اجازه نداده.  به هر حال من چون اصلا منتظر افزایش حقوق نبودم و تقاضا هم نکرده بودم خیلی بهم مزه داد، خودم رو ناراحت نشون دادم ولی تشکر کردم و گفتم طوری نیست، کاری نمیشه کرد دیگه. اومدم تو کیوبم و از خوشحالی نزدیک بود غش کنم. همسری هم اضافه حقوق گرفت ولی چون خودش درخواست کرده بود، مطمئنم خیلی به اندازه من خوشحال نشد و بهش مزه نداد. حسی که به من دست داد درست مثل حس خوشحالی بعد از پیدا کردن گنج میمونه وقتی که اصلا دنبال گنج نبودی.

de4