<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: لیلا!!!</title>
	<atom:link href="http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/</link>
	<description>خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 12:15:45 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: مژگان</title>
		<link>http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/comment-page-1/#comment-2949</link>
		<dc:creator>مژگان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 17:01:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=3335#comment-2949</guid>
		<description>اینا دیگه معلوم شد تو یه خط این همه غلط املایی...حال من بی حوصله ام یا شما ؟....صورتک نیش باز...


&lt;blockquote&gt;:)))) &lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینا دیگه معلوم شد تو یه خط این همه غلط املایی&#8230;حال من بی حوصله ام یا شما ؟&#8230;.صورتک نیش باز&#8230;</p>
<blockquote><p> <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ))) </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مژگان</title>
		<link>http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/comment-page-1/#comment-2948</link>
		<dc:creator>مژگان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 16:58:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=3335#comment-2948</guid>
		<description>اگه ایران بودی م یگفت این بی حس وحالیت مال اب وهواست .از بس گرمه


&lt;blockquote&gt;اینجا هم چند روز هوا به شدت گرم بود. اما دیروز بعد از ظهر جات خالی یه بارونی اومد. اولش هوا گرم بود و بارون هم ریز ریز، یک حس فوق العاده ای بود که خدا میدونه. اما بعد شدید شد و هوا هم خنکه خنک شد. امروز هم هوا ابری و بارونیه و یه جورایی دلچسب و گوارا :) جای شما خالی &lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگه ایران بودی م یگفت این بی حس وحالیت مال اب وهواست .از بس گرمه</p>
<blockquote><p>اینجا هم چند روز هوا به شدت گرم بود. اما دیروز بعد از ظهر جات خالی یه بارونی اومد. اولش هوا گرم بود و بارون هم ریز ریز، یک حس فوق العاده ای بود که خدا میدونه. اما بعد شدید شد و هوا هم خنکه خنک شد. امروز هم هوا ابری و بارونیه و یه جورایی دلچسب و گوارا <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  جای شما خالی </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جلیله</title>
		<link>http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/comment-page-1/#comment-2947</link>
		<dc:creator>جلیله</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 15:30:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=3335#comment-2947</guid>
		<description>لاله جان یه سوال داشتم. اونجا اگه شرایط طوری بشه که مثل الان شماست و کار دم دست نباشه ممکنه خطر تعدیل نیرو وجود داشته باشه؟ یعنی باقی بودن در کار ارتباط با داشتن پروژه داره؟ البته منطقا باید داشته باشه ولی خواستم از خودت بشنوم.
بعدش (2 سوال شد!!!) اونجا نحوه اجرای یک سیستم چطوریه؟ مگه گروهی نیست؟ درسته کار خیلی کوچیک دیگه گروهی احتیاج نیست ولی کلا می خواستم ببینم از اصول مهندسی نرم افزار استفاده میشه و ... یا مثل ایران همینطور روش اسپاگتی؟
ممنون و موفق باشی


&lt;blockquote&gt;جاهای مختلف با هم فرق میکنه، شرکت ما یه شرکت صرفا نرم افزاری نیست و یه دپارتمان آی تی داره که برنامه های کاربردی شرکت رو مینویسن. به هر حال بعد از اتمام و راه اندازی برای پشتیبانی این سیستمها به برنامه نویسا احتیاج دارن. اینکه میگم بیکارم منظرورم از کار سیستم جدید و برنامه نویسی وگرنه خوب در طول روز پیش میاد کاربرای داخل یا بیرون شرکت مشکلی دارن یا یه تغییر کوچولویی میخوان که انجام میدن اما خوب اینطوری نیست درگیر موضوع جدیدی باشم. من هم از کار پشتیبانی سیستم حتی اگه خودم پیاده سازی کرده باشم خوشم نمیاد. کسل کننده ست برام. خوب اگه شرکت صرفا نرم افزاری باشه و پروژه جدیدی نداشته باشن چون درامد شرکت وابسته به نیروهای برنامه نویسه و پروژه های اونا قطعا تعدیل نیرو انجام میشه. اما در مورد شرکت ما نه. درآمد شرکت وابسته به فعالیت ما نیست.
تو جاهایی که پروژه های بزرگ هست و شرکتهای نرم افزاری، کار ها همه تقسیم میشه، حتی تست برنامه توسط یکی دیگه انجام میشه، deploy کردن مسولیتش با یکی دیگه ست و همه کارها مجزاست. ولی تو کارهای کوچیک نه همه کارها از اول تا آخر ممکنه مسوولیتش با یه نفر باشه. درست شبیه به ایران. تو ایران هم تجربه کار تو چند تا شرکت رو داشتم. بعضی ها کارها تفکیک شده بود و بعضی ها هم نه. کلا خودت که میدونی تو رشته ما باید همیشه آماده هر فضای و ساختار و تجربه جدیدی باشی. خوبیها و بدیهای خودش رو داره دیگه ;)
 ممنون عزیزم شما همینطور&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لاله جان یه سوال داشتم. اونجا اگه شرایط طوری بشه که مثل الان شماست و کار دم دست نباشه ممکنه خطر تعدیل نیرو وجود داشته باشه؟ یعنی باقی بودن در کار ارتباط با داشتن پروژه داره؟ البته منطقا باید داشته باشه ولی خواستم از خودت بشنوم.<br />
بعدش (2 سوال شد!!!) اونجا نحوه اجرای یک سیستم چطوریه؟ مگه گروهی نیست؟ درسته کار خیلی کوچیک دیگه گروهی احتیاج نیست ولی کلا می خواستم ببینم از اصول مهندسی نرم افزار استفاده میشه و &#8230; یا مثل ایران همینطور روش اسپاگتی؟<br />
ممنون و موفق باشی</p>
<blockquote><p>جاهای مختلف با هم فرق میکنه، شرکت ما یه شرکت صرفا نرم افزاری نیست و یه دپارتمان آی تی داره که برنامه های کاربردی شرکت رو مینویسن. به هر حال بعد از اتمام و راه اندازی برای پشتیبانی این سیستمها به برنامه نویسا احتیاج دارن. اینکه میگم بیکارم منظرورم از کار سیستم جدید و برنامه نویسی وگرنه خوب در طول روز پیش میاد کاربرای داخل یا بیرون شرکت مشکلی دارن یا یه تغییر کوچولویی میخوان که انجام میدن اما خوب اینطوری نیست درگیر موضوع جدیدی باشم. من هم از کار پشتیبانی سیستم حتی اگه خودم پیاده سازی کرده باشم خوشم نمیاد. کسل کننده ست برام. خوب اگه شرکت صرفا نرم افزاری باشه و پروژه جدیدی نداشته باشن چون درامد شرکت وابسته به نیروهای برنامه نویسه و پروژه های اونا قطعا تعدیل نیرو انجام میشه. اما در مورد شرکت ما نه. درآمد شرکت وابسته به فعالیت ما نیست.<br />
تو جاهایی که پروژه های بزرگ هست و شرکتهای نرم افزاری، کار ها همه تقسیم میشه، حتی تست برنامه توسط یکی دیگه انجام میشه، deploy کردن مسولیتش با یکی دیگه ست و همه کارها مجزاست. ولی تو کارهای کوچیک نه همه کارها از اول تا آخر ممکنه مسوولیتش با یه نفر باشه. درست شبیه به ایران. تو ایران هم تجربه کار تو چند تا شرکت رو داشتم. بعضی ها کارها تفکیک شده بود و بعضی ها هم نه. کلا خودت که میدونی تو رشته ما باید همیشه آماده هر فضای و ساختار و تجربه جدیدی باشی. خوبیها و بدیهای خودش رو داره دیگه <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /><br />
 ممنون عزیزم شما همینطور</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جلیله</title>
		<link>http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/comment-page-1/#comment-2946</link>
		<dc:creator>جلیله</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 15:24:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=3335#comment-2946</guid>
		<description>لاله جون با عرض معذرت میخواستم بگم تلفظ درسته و شما تلفذ نوشتی. لطفا این کامنتو تایید نکن. منو هم ببخش ولی نتونستم ببینمش و چیزی نگم. ما از دست این زبانمون که با عربی آمیخته شده بیچاره شدیم و درگیر این چیزائیم دیگه...
قربونت برم...


&lt;blockquote&gt;مرسی از تذکرت جلیله جان. اتفاقا خیلی ممنون که گفتی. خودم اصلا دوست ندارم کلمه ای رو غلط بنویسم، همونقدر که انشای ضعیفی دارم به اندازه کافی برای خواننده ها مصیبته چه برسه دیگه غلط املایی هم بیاد روش ;)
باز هم ممنونم. میگم اصلا تمرکز ندارم. صد بار این کلمه رو نگاه کردم دیدم به نظرم یه جوریه. حتی شک هم نکردم املاش درست نیست &lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لاله جون با عرض معذرت میخواستم بگم تلفظ درسته و شما تلفذ نوشتی. لطفا این کامنتو تایید نکن. منو هم ببخش ولی نتونستم ببینمش و چیزی نگم. ما از دست این زبانمون که با عربی آمیخته شده بیچاره شدیم و درگیر این چیزائیم دیگه&#8230;<br />
قربونت برم&#8230;</p>
<blockquote><p>مرسی از تذکرت جلیله جان. اتفاقا خیلی ممنون که گفتی. خودم اصلا دوست ندارم کلمه ای رو غلط بنویسم، همونقدر که انشای ضعیفی دارم به اندازه کافی برای خواننده ها مصیبته چه برسه دیگه غلط املایی هم بیاد روش <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /><br />
باز هم ممنونم. میگم اصلا تمرکز ندارم. صد بار این کلمه رو نگاه کردم دیدم به نظرم یه جوریه. حتی شک هم نکردم املاش درست نیست </p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم</title>
		<link>http://barani.ca/2010/06/diary-june-3-2010/comment-page-1/#comment-2945</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 15:12:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=3335#comment-2945</guid>
		<description>لیلا جون چطوری خوبی؟ همینجوری گفتم حالی ازت بپرسم(آیکون بدجنس)


&lt;blockquote&gt;:))))))
والله خدائیش دیگه دارم به این اسم عادت میکن، فردا یکیو تو خیابون صدا کنن لیلا من جواب میدم!&lt;/blockquote&gt;

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لیلا جون چطوری خوبی؟ همینجوری گفتم حالی ازت بپرسم(آیکون بدجنس)</p>
<blockquote><p> <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )))))<br />
والله خدائیش دیگه دارم به این اسم عادت میکن، فردا یکیو تو خیابون صدا کنن لیلا من جواب میدم!</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

