لاله خانم چارقد چارخونه زرد و سفیدش رو انداخت رو سرش و دنباله ش رو پیچید دور موهاش و بعد هم جلوی دهنش رو با دستمال بست و دستمال گردگیری رو برداشت و افتاد به جون خونه.

همه جا رو جارو کشید و برق انداخت. سماور رو روشن کرد و بعد هم آلو ها رو ریخت تو قابلمه مسی که به جونش بنده و گذاشت رو اجاق تا با حرارت ملایم و آروم آروم بپزه، لاله خانم لواشک آلو خیلی دوست داره، ترش ترش. شوهر لاله خانم هم از صبح مشغول باغبونی بود و چمن ها رو کوتاه کرد علفهای هرز رو در آرورد و به گلها و درختا می رسید.

بعد با هم رفتن خرید، یه قایق بادی و یه تیوپ خریدن تا وقتی که میرن ساحل باهاشون بازی کنن. از خرید که برگشتن رفتن تو حیاط و نشستن زیر آلاچیق و چند تا همبگر کباب کردند و ساندویچ همبرگر خوردن و این بود نهار اونا. لاله خانم نمیتونه وقتی کدبانو بازی در میاره همه چی تموم باشه و نهار پلو خورش درست کنه.

بوی لواشک آلو کل خونه رو برداشته بود و هی لاله خانم چپ میرفت و راست میومد و هی میگفت به به! عجب بویی! چه رنگی! چه لواشکی.

بعد با هم نشستن هندونه خوردن، شوهر لاله خانم استاد انتخاب هندونه ست، قرمز قرمز و شیرین عین قند، تلوزیون تماشا کردن و دوباره لاله خانم افتاد به جون خونه. کف آشپزخونه رو سابید و برق انداخت، مبل ها رو دستمال کشید و چرب کرد. کف خونه رو بخار شور کرد و بعد نشست کنار شوهرش و با هم چای خوردن و گپ زدن و پفک و چیپس خوردن و شام هم ساندویچ درست کردن و خوردن. کلا این مدلیه همیشه که کد بانوها نباید موقع رفت و روب، سوپ قلم و باقالی پولو با ماهیچه بار بذارن. عوضش فردا صبح، صبحانه ا با تخم مرغ محلی و کره حیوونی درست کرد. نهار هم باز ساندویچ خوردن چون عجله داشتن و میخواستن برن کنار دریاچه آب بازی. از شنا هم که برگشتن با اینکه هر دو خسته بودن اما از اونجایی که که خیلی لاله خانم کدبانو هست و هوس خامه با عسل برای صبحونه فردا کرده بود، دم راه رفتن خامه خریدن و بعد رفتن خونه. سماور رو روشن کرد و شروع کرد به پختن کلم پلو با ترخون، تو قابلمه مسی که به جونش بنده. شام کلم پولو خوردن و نصفش هم گذاشتن برای نهار امروز تا تو اداره گرم کنن و بوش بپیچه و دوستش بگه چه کدبانو و لاله خانم بگه تازه لواشک هم درست کردم :)