پریشب رفتیم رنگ خریدیم و بعد هم رفتیم من یه کفش خریدم با پاشنه 12 سانتی، یه دفعه جوگیر شدم دیگه. و این در حالیه که رکورد من، پاشنه هفت سانتیه.

یه دستور العمل برای راه رفتن با کفش پاشنه بلند تو اینترنت پیدا کردم و دیشب نیم ساعت از روش تمرین کردم و پیشرفت خوبی هم داشتم. یعنی الان میتونم بدون نگاه کردن به کفش ها و در حالی که سرم بالاست راه برم. اما هنوز تو بالا و پایین رفتن از پله ها راه نیافتادم. دارم فکر میکنم اگه سالنش پله هم داشته باشه یه بار رفته یک بار هم برگشت. زیاد رو پله وقت نذارم. بیشتر تمرینم رو بذارم رو راه رفتن و اینا.

نقاشی کردن نشیمن هم دیشب تموم شد و خیلی خوشکل شد. کارشناس تشک هم اومد و بررسی کرد و گزارش نوشت و گفت تا هفته دیگه تماس میگیرن که چیکارش کنن.

راستی دیشب من رکورد خودم رو (تو رانندگی در تورنتو) شکستم :) من سه سال پیش گواهینامه G1 رو گرفتم و همسرم G داره برای همین زمانی که همسرم کنارم بشینه رانندگی کردن من قانونیه. از محل کار تا خونه که حدودا چهل کیلومتر هم هست رو من رانندگی کردم. همه قوانین رو هم رعایت کردم. تا اینکه دیگه رسیدیم تو خیابون خودمون و من از خوشحالی جوگیر شده بودم و داشتم از رانندگی کردن خودم تعریف میکردم که همسری گفت این استاپ ساین رو چرا توقف نکردی؟ اینجوری که ردّی کلا…  . خوب ندیده بودم استاپ ساین رو. هم تاریک بود هم اینکه من دیگه اصلا تابلوها رو نگاه نمیکردم فقط حواسم بود سر تقاطع ماشین نبود و اینا. اما درکل خیلی خوب بود و ترسم کلا از بین رفت. به خصوص که تاریک هم بود و من همیشه میترسیدم تو تاریکی تو خیابونا گم بشم(از ساعت پنج به بعد هوا تاریکِ). اینجا تو محل خودمون رانندگی کرده بودم. اما توی روز و روشنایی. در گوشی هم بگم بین خودمون باشه چند بار خلاف هم کرده بودم یعنی تنهایی نشسته بودم (تنهایی رانندگی کردنم با G1 غیر قانونی) و رفته بودم خرید که یکی از دوستام که خیلی روحیه میده به آدم گفت وای این چه کاریه می کنی؟! خیلی خطرناکه! وای اگه پلیس بگیره تو رو، چیکار میکنی؟! بدبختت میکنن و … که ما دیگه همون یه ذره اعتماد به نفسی که داشتیم کلا به همت این دوستم منفی شد. اما دوباره اعتماد به نفسم برگشت. البته به زودی میرم G2 رو میگیرم اما خوب این اعتماد به نفس از دست رفته ام خیلی مهم بود که برگشت و با ورودش ترس هم رفت پی کارش :)