سلام
ممنون از همگی و اون همه انرژی مثبتی که برای من و همسری فرستادید.
روز جمعه یه سی تی اسکن انجام دادن و روز دوشنبه دکتر همسری گفت که تومور کوچکتر شده و میتونن همین روند رو با همین دارو ها ادامه بدن. چون همه نگرانی تیم پزشکی و خود ما این بود که دارو ها اثر نداشته باشن و مجبور باشن نوع و دوز دارو ها رو تغییر بدن که خوشبختانه دارو ها موثر بودن. (نوع سارکومایی که همسری داره خیلی خیلی نادر هست و برای همین داروی استاندارد و مخصوص به خودش رو نداره برای همین از داروهای که برای سارکوماهای دیگه استفاده میکنند استفاده کردند البته با پرتوکول خاصی که دکتر برای تومور همسری تعیین کرد که خوشبختانه موثر بود. بیشتر سارکوماها دارو و درمان استاندارد و مخصوص به خودشون رو دارن)
دیروز بعد از ظهر از بیمارستان برگشتیم. حال همسری خوبه و هنوز زوده برای شروع عوارض این دوره. معمولا چهار یا پنج روز بعد از اینکه از بیمارستان میاییم خونه عوارضش شروع میشه. امیدوارم با توجه به تجربه دوره های قبلی به موقع بتونیم عوارض رو کنترل کنیم تا همسری زیاد اذیت نشه. دارویی که این دوره داشت شبیه به داروی دور اول بود(یک درمیون مشابه هم هستند) که عوارضش خستگی و کوفتگی شدید به علاوه بی قراری و بی خوابی بود که خیلی اذیت شد. حالت تهوعش رو که با خوردن قرص های ضد تهوع کنترل کردیم و همین طور استخون درد شدید که باید مسکن های قوی مصرف میکرد. دور دوم که داروهاش متفاوت بود خستگی و بی قراری زیادی نداشت فقط همون استخون درد شدید و حالت تهوع بود که با خوردن قرص و استراحت کردن بهتر شد.
باز هم ممنونم از دعاهای همتون و انرژی هایی که به ما دادید. یک دنیا ممنون و سپاسگذارم بابت همه محبتهاتون.
کامنتهاتون رو خوندم و باز هم شرمنده محبتهاتون شدم. ببخشید که نتونستم جواب بدم.
Comments