سلام به همگی شما دوستای خوب و مهربون و با محبتم که تو این روزهای سخت کامنتها و محبتهاتون باعث دلگرمی من هستند.

اوضاع و احوال خوشبختانه خوبه و زندگمون به یک حالت نرمال رسیده. البته نرمال با تعاریف ویژه این روزها. نرمال یعنی اینکه یک هفته شیمی درمانی، یک هفته عوارض ناشی از اون و یک هفته ریکاوری و آماده شدن برای دور بعدی. نرمال یعنی اینکه دردهای شدید با داروهای قوی تسکین پیدا کنن و حالت تهوع رو با خوردن قرصهای ضد تهوع کنترل کرد. با همه این اینها زندگی هنوز هم خیلی قشنگه اما از ته ته قلبم دعا می کنم هیچ بنده ای به درد ما گرفتار نشه.

دور چهارم هم انجام شد و الان در هفته عوارض هستیم. دکتر جراح گفت که شیمی درمانی رو تا جایی که میشه و موثر هست ادامه میدیم چون هرچه تومور کوچکتر بشه جراحی ساده تر و مطمئن تر خواهد بود. امیدوارم روند تاثیر گذاری همینطور ادامه پیدا کنه.

گلبولهای سفید خون به طرز قابل توجهی افت کردند که البته طبیعیه اما با توجه به آمپولهایی که هر روز تزریق میشه یکم عجیب بود که امیدوارم تو هفته ریکاوری گلبولهای سفید به سطح قابل قبولی برسن در غیر این صورت چاره ای نیست جز این که دور پنجم با یک هفته تاخیر انجام بشه.

اشتهای همسری خوشبختانه معمولی و قابل قبوله، البته هر غذایی رو نمیخوره. به بو و طعم غذاها خیلی حساس تر شده. غذای بیمارستان رو اصلا نمیتونه لب بزنه. با اینکه غذای هر روز رو خودش طبق منو انتخاب میکنه اما وقتی غذا رو میارن اصلا نمی تونه بخوره و از بوی غذا هم خیلی اذیت میشه حتی به بوی صابون توی بیمارستان هم حساسه و صابون رو هم با خودمون از خونه میبریم و برای کل هفته ای که بیمارستان هستیم از خونه غذا میبرم.

خودم هم خوبم. حالم خوبه و خیلی به آینده امیدوارم.

شب یلداتون هم پیشاپیش مبارک باشه، مرسی که همیشه با محبتهاتون کنارمون هستید.