دو هفته گذشته پر از اتفاقات خوب و بد بود. بهترینش اومدن مامان عزیزم بود و بدترینش تب کردن همسری و بستری شدنش و سه روز تو قرنطینه بودن بود. اما به هر حال گذشت و اصلا به اتفاقات بد گذشته فکر نمیکنم، مهم اینه که الان حال همسری خوبه و داره برای دور هشتم آماده میشه. دیروز هم امتحان سیتی زن شیپ داشتیم نتیجه رو نگفتن و گفتن اگه تو امتحان قبول بشید تا چهار ماه دیگه برای مراسم سوگند خوردن دعوت میشید.

کامنتهای همه رو میگرفتم و ممنونم از محبتتون و لطف همیشگیتون که همیشه به یاد من هستید و خوندن کامنتهاتون همیشه من رو خوشحال میکنه .

پیشول روزهایی که برای درمان دو روزه میریم بیمارستان، تو خونه تنهاست  اما درمانهای پنج روزه رو یکی از دوستان همسری یه بار وسطای هفته بهش سر میزنه (معمولا روز سوم)  و بهش کنسرو ماهی که خیلی دوست داره میده و کمی باهاش بازی میکنه :) الان هم که دیگه مامانم خونه ست و دیگه تنها نیست :)

روز دو شنبه هم دور هشتم شروع میشه که تا جمعه بیمارستان هستیم. امیدوارم تومور کوچکتر بشه و قابل جراحی. هنوز از نتیجه آخرین سیتی اسکن خبر نداریم و فقط میدونیم کوچکتر شده اما نمیدونم چند درصد و اینکه چقدر نتیجه رضایت بخش بوده. اما همین هم خوبه و جای شکر داره.

این هم یه عکس از پیشول که بغل همسری خوابیده :)