بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا

Archive

Category: اقامت در کانادا

…گر نروم نیستم،

بارانی آمد و تمام شد و رنگین کمانی برآمد.

فتو بلاگ رنگین کمان رو خیلی وقته که با کمک همسرم ساخته بودیم، مدتی بود که به روز نمیشد. از این به بعد تمرین عکاسی میکنیم و اونچه رو که میبینیم ثبت میکنیم و در رنگین کمان با هم میبینیم. دوست دارم همه شما رو اونجا ببینم و با هم عکسها رو ببینیم و نقد کنیم.

پس هستم اگر میروم :)

دنیای مجازی درست شبیه به دنیای تو خوابه. تصویری از واقعیت. گاهی وقتها کاملا واقعیه که تو بیداری هم همه اتفاقاتش رو تجربه میکنی. آدمهایی رو که قبلا تو رویا دیده بودی رو میبینی، حرفهایی که شنیده بودی رو میشنوی، مکانهایی که رفته بودی رو میری. گاهی وقتها آدمهایی رو میبینی که نمیتونی چهره شون رو ببینی اما با تمام وجودت حسشون میکنی و احساس میکنی سالهاست که میشناسیشون. توی خواب شاید دوستی رو میبینیم که درحقمون کاری رو انجام میده که انتظارش رو نداریم، فردا صبح حس جدیدی رو نسبت به اون دوست داریم که متاثر از خواب شب قبلِ. اما خیلی سریع همه چیز عادی میشه، لبخندی میزنیم و با خودمون میگیم همش خواب بود.گاهی وقتها هم دوست نداریم از خواب بیدار بشیم. داریم یه خواب شیرین میبینیم. یه خواب دوست داشتنی که توش یه عالمه دوستای جدیدی و خوب پیدا میکنیم. دوستایی که هر روز به خونه هم سر میزنن و هر بار که پنجره خونشون رو باز میکنن به همدیگه لبخند میزنن، گاهی وقتها اختلاف نظر پیش میاد، بحث میشه، انتقاد میشه … اما همش تو دنیای مجازیه تو واقعیت همه چیز سر جاشه.

دوست ندارم از این خواب شیرین بیدار بشم، اما باید بیدار شم. هر خوابی یه وقتی تموم میشه. تلخ یا شیرین. خواب من برای من شیرین بود، نمیدونم خوابم برای دیگران هم شرین بود یا نه، اما از همه اونهایی که تو این دوسال با من و دنیای توی خوابم همراه بودند و خوابم رو شیرین کردند، اما براشون شیرین نبودم میخوام همه چیز رو فراموش کنن و اونها هم بگن همش تو خواب بود.

تو این دو سال خواب یه مهاجر رو دیدید که موندگار شد. مهاجری که همه چیزهایی رو که تو سال ها زندگی و کار مشترک به دست آورده بود رو  تو وطنش گذاشت و  همسفر با عزیز ترینش راهی دیار دیگه ای شد برای رسیدن به اهدافی که با هم طرحش رو ریخته بودن. همه رو همراه بودید و دیدید. همه اولین ها تو زندگی جدید رو. اولین ماشین، اولین کار، اولین اضافه حقوق، اولین خونه …

شاید بعضیها فکر کردند چه خواب احمقانه ای، بعضیها گفتند چه رویای شیرینی، بعضیها تصور کردند چه کابوس وحشتناکی، بعضی ها هم شاید پوزخند زدند و گفتند چقدر خوابش غیر واقعیه، اما همه اینها برای من شیرین بود و هست. زندگی من و همسرم با همه داشته ها و نداشته هامون اگرچه شاید کف خواسته ها و ایده آل های  یه زندگی معمولی باشه اما برای ما یه دنیا تجربه و خاطرات شیرین رو یادآوری میکنه. تجربیات زندگی بعد از مهاجرت رو که دوباره از صفر شروع کردیم رو با شما شریک شدیم. ممنونم که تو این خواب همراه من بودید و رویام رو شیرین تر کردید. این خواب بارونی داره تموم میشه، مثل همه خوابها و بارونها. امیدوارم روزی تو واقعیت همدیگه رو ببینیم و واقعیت رو با هم به شیرینی تجربه کنیم.

امشب یازدهمین سالگرد ازدواج ماست. خواستم خداحافظی از این رویای شیرین همزمان باشه با سالروز شیرین ترین اتفاق زندگیم تا شاید کمی تلخی این خداحافظی برایم قابل تحمل شد.

خداحافظ همه شما باشه، بهترین لحظات و شیرین ترین تجربیات رو برای شما آرزو میکنم و امیدوارم همیشه شاد و موفق  باشید.

لاله

پینوشت: ممنونم از کامنتهای محبت آمیز تک تک شما دوستای خوبم. هیچوقت فراموشتون نمیکنم . خسته نیستم و هیچوقت نخواهم بود. همیشه نوشتن یک پست و همراهی شما همه خستگیها رو از تنم دور میکرد برای همین این خداحافظی یکی از سخت ترین کارهایی بود که تا به حال انجام دادم. تا اینجا نوشتم چون میخواستم مسیری رو که بعد از مهاجرت طی کردم رو ثبت کنم. اتفاقاتی که هرکدوم از ما قبل از مهاجرت به تک تکشون فکر میکنیم و براشون نقشه میکشیم. از این به بعد مسیر زندگی من از شکل یک مهاجر تازه وارد که زندگیش هر لحظه با یک اتفاق تازه در ارتباط با مهاجرت رو به رو میشه خارج میشه و تجربیاتم  و اطلاعاتم هم در این زمینه به عنوان یک تازه وارد کهنه میشه و دیگه به روز نیست. خوشحالم از اینکه میبینم تو دنیای مجازی هر روز وبلاگ دوستان جدیدی رو میبینم که همه تجربیاتشون رو ثبت میکنند، خسته نباشید میگم به همه شما و به خصوص وبلاگهای مهاجرتی. قوانین هر روز عوض میشه و روند کارهای مهاجرت، ورود، کاریابی و … تغییر میکنه و نوشتن شما دوستان از تجربیاتتون برای همه خیلی خیلی مفید خواهد بود.

این پست در ادامه دو پست قبل و در واقع یک پست تکمیلی هست در زمینه خرید خانه و صرفا به مسائل مالی و محاسباتی اون مربوط میشه. توضیح برخی از اصطلاحات و مثالهایی برای روشن تر شدن موضوع.
اول از همه من با توجه به فرمولهای موجود و حسابگرهای آنلاین یک حسابگر آنلاین طراحی کردم که تو این پست قرار دادم. هدفم آشنایی بیشتر و بهتر کاربران وبلاگ با موضوع توانایی دریافت و پرداخت وام بوده. بدیهی هست که فرمول محاسبه به کار گرفته شده طبق قوانین موجود هست و در آینده در صورتی که قوانین تغییر کرد من هم فرمول مورد استفاده این حسابگر رو تغییر خواهم داد.
هرچند فرمول بکار گرفته شده در این حسابگر همه جوانب و همه شرایط رو در نظر نمیگیره اما با توجه به اینکه اینطور مواقع به یک تخمین نیاز داریم، این حسابگر هم تخمینی از مقدار درامد لازم برای گرفتن وام رو محاسبه میکنه. با اینحال پیشنهاد خود من این هست که حتما از حسابگرهایی که در پست اول راجع به خرید خانه معرفی کردم و یا دیگر حسابگرهای آنلاین بانکها استفاده کنید. قبل از استفاده از این حسابگر یک سری کلمات و اصطلاحات رو توضیح میدم. اول از همه Amortization معنی لغوی این کلمه استهلاک هست. اما در مورد Mortgage وقتی این کلمه بکار برده میشه منظور طول مدت بازپرداخت وام هست. مثلا 20 ساله یا 30 ساله یا کمتر و بیشتر. یک اصطلاح رایج دیگه Term هست و در مورد وام مقصود مدت زمانی هست که شما با سود تعیین شده اقساط رو پرداخت میکنید و پس از اتمام این دوره مجددا شرایط توسط قرض دهنده بررسی خواهد شد و درصد بهره جدید برای term معینی تعیین خواهد شد. در مورد بهره هم اصطلاحات مختلفی وجود دارد از جمله Closed و Open یا Fixed و Variable فرض کنید بهره 3 درصد از نوع Fixed و برای Term سه ساله به صورت Closed تعیین میشد. در این صورت شما در مدت سه سال با بهره 3 درصد اقساط وام خود را پرداخت خواهید کرد و در این مدت سه سال شما قادر به تعویض شرایط نیستید و در این مدت 3 سال اگر بهره ها کمتر شد شما در هر صورت ملزم به پرداخت بهره 3 درصد میباشید. اما در صورتی که شرایط Open تعیین شود در این صورت شما در صورتی که شرایط به گونه ای به نفع شما تغییر کرد میتوانید به قرض دهنده مراجعه و شرایط جدیدی را نسبت به بازپرداخت با بهره جدید اعمال کنید. در شرایطی که بهره را به صورت Variable درخواست نمایید در این صورت با تغییر شرایط بازار و شرایط اقتصادی بهره شما نیز تغییر میکند و در صورتی که شرایط اقتصادی به گونه عوض شود که بهره ها سیر صعودی را داشته باشند بهره وام شما نیز بالاتر خواهد رفت در این صورت زمانی که شرایط Open باشد شما بلافاصله به وام دهنده مراجعه میکنید و درخواست Fixed نمودن بهره را خواهید کرد اما در صورتی که شرایط Closed باشد شما میبایست تا انتهای Term منتظر باشید.
البته مثال بالا تنها به منظور توضیح اصطلاحات بود. بدیهی ست شما شرایط رو با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط روز و با در نظر گفتن پیش بینی های افراد خبره در امور اقتصادی درخواست خواهید کرد و تصمیم گیری خواهید کرد که در آن شرایط کدام یک از چهار حالت گفته شده برای شما بهتر خواهد بود.
(fixed-Closed, Fixed-Open, Variable-Closed, Variable-Open)
در مورد Mortgage loan insurance طبق جدولی که مشاهده میکنید درصدی از مبلغ وام را باید به عنوان بیمه پرداخت کنید. این درصد در صورتی که شما Self Employed باشید افزایش خواهد یافت. علاوه بر اون در صورت افزایش Amortization هم درصدی به درصد بیمه افزوده خواهد شد که همه این موارد رو در جدول زیر مشاهده میکنید.

Loan-to-Value Premium on Total Loan Premium on Increase to Loan Amount for Portability and Refinance
Standard Premium Self-Employed without 3rd Party Income Validation Standard Premium Self-Employed without 3rd Party Income Validation**
Up to and including 65% 0.50% 0.80% 0.50% 1.50%
Up to and including 75% 0.65% 1.00% 2.25% 2.60%
Up to and including 80% 1.00% 1.64% 2.75% 3.85%
Up to and including 85% 1.75% 2.90% 3.50% 5.50%
Up to and including 90% 2.00% 4.75% 4.25% 7.00%
Up to and including 95% 2.75% 6.00% 4.25%* *
90.01% to 95% —
Non-Traditional Down Payment***
2.90% N/A * N/A
Extended Amortization Surcharges
Greater than 25 years, up to and including 30 years: 0.20%
Greater than 30 years, up to and including 35 years: 0.40%

با استفاده از حسابگر زیر شما میتوانید میزان درامد لازم را برای خرید خانه ای با مبلغی که به عنوان ورودی به حسابگر وارد میکنید تخمین بزنید.

   ارزش ملک
نرخ بهره: %پیش پرداخت
Amortization: پیش پرداخت
%بیمه سرمایه
 
قسط ماهیانه(وام):
Monthly Property Taxes:
Condo Fees:
سایر هزینه های ماهیانه:
محاسبه کن
کل هزینه ماهیانه:
مبلغ درامد مورد نیاز(در سال):

CMHC هم جدولی رو با شرایطی فرضی بهره 8% و هزینه های مربوط به Land transfer tax تهیه کرده که با توجه به درامد های مختلف و پیش پرداخت های متفاوت توانایی افراد را در مورد خرید خانه های مختلف نمایش میدهد.

درآمد خانواده

5% پیش پرداخت
حداکثر ارزش ملک
10% پیش پرداخت
حداکثر ارزش ملک
25% پیش پرداخت
حداکثر ارزش ملک

$25,000
$3,000
$60,000
$6,300
$63,000
$18,900
$75,600
$30,000
$3,900
$78,000
$8,200
$82,000
$24,700
$98,800
$35,000
$4,800
$96,000
$10,100
$101,000
$30,300
$121,200
$40,000
$5,700
$114,000
$12,000
$120,000
$36,000
$144,000
$45,000
$6,600
$132,000
$13,900
$139,000
$41,700
$166,800
$50,000
$7,500
$150,000
$15,800
$158,000
$47,400
$189,600
$60,000
$9,300
$186,000
$19,600
$196,000
$58,800
$235,200
$70,000
$11,050
$221,000
$23,400
$234,000
$70,100
$280,400
$80,000
$12,500
$250,000
$27,200
$272,000
$81,500
$326,000
$90,000
$14,400
$288,000
$31,000
$310,000
$92,800
$371,200
$100,000
$16,275
$325,500
$34,800
$348,000
$104,300
$417,200
Figures are rounded to the nearest $100.

در مورد سایر هزینه ها از جمله Heating و Property tax (مالیاتی هست که سالیانه به صورت درصدی از ارزش ملک تعیین میشود) رویال بانک جدولی رو تهیه کرده که حدود میزان هزینه ماهیانه را در مجموع برای Heating و Property tax نشان میدهد. در مورد هزینه مربوط به Land transfer tax یا هزینه انتقال ملک در شهر تورنتو میتونید به این لینک مراجعه کنید. در مورد میزان پیش پرداخت در حال حاضر با توجه به شرایطی که گفته شد شما میتونید با پرداخت تنها 5% از بهای ملک(در صورتی که درامد کافی و شرایط مورد تایید وام دهنده رو طبق مواردی که گفته شد دارا باشید) صاحب خانه شوید. اما از تاریخ 1 آوریل سال 2010 قوانین به گونه ای تغییر خواهد کرد که حداقل 10% پیش پرداخت لازم بوده و در صورتی که خریدار در خانه خریداری شده ساکن نباشد ملزم به پرداخت 20% از ارزش ملک به عنوان پیش پرداخت میباشد. لینک خبر در پایان برای همه شما دوستان آرزوی موفقیت و بهروزی رو دارم و امیدوارم در هر کجای دنیا که هستید همیشه شاد و سلامت باشید و از زندگی راضی باشید. این سه پست در رابطه به خرید خانه تنها به این منظور بود که شما عزیزان با کلیات مربوط به خرید مسکن در کانادا آشنا شوید. پیشنهاد میکنم حتما با دقت سایت CMHC رو مطالعه کنید. و از هیچ بند و هیچ نکته ای بدون دقت و خوندن نگذرید. در مورد هر مطلبی که از دوستان و آشنایان میشنوید خوب تحقیق کنید. خرید خونه شاید به ظاهر با گفتن این موضوع که میتوانید درصد بالایی را وام بگیرید ساده به نظر بیاد اما به عقیده من حتی این کار به ظاهر ساده نیازمند تحقیق و مطالعه و داشتن اطلاعات کافی هست.

جدول هزینه های ماهیانه
قیمت ملک Heating+Property Taxتخمین هزینه ماهیانه
کمتر از $100,000 $200
$100,001 — $200,000 $400
$200,001 — $300,000 $600
$300,001 — $400,000 $700

Offer to Purchase

بعد از همه تحقیقات و محاسبات و جستجوها، شما خانه ای را مطابق با سلیقه و بودجه خود پیدا میکنید و زمان ارائه درخواست خرید خانه به طور رسمی میرسد که اصطلاحا به این درخواست و پیشنهاد قیمت از سوی خریدار “Offer to Purchase” گفته میشود. در صورتی که شما با یک مشاور املاک یا Real Estate Agent مشاوره و همکاری دارید این درخواست توسط مشاور شما تهیه، تنظیم و ارسال میشود، در غیر اینصورت شما برای تهیه این فرم و درخواست میتوانید از یک وکیل کمک بگیرید. در هر صورت برای کارهای نقل و انتقالات ملک و فرمهای مالکیت و نهایی کردن معامله شما به یک وکیل نیاز دارید. ادامه مطلب…

این پست در مورد مراحل خرید خانه در کانادا ست. تحقیق و بررسی مراحل خرید و آشنایی با شرایط خرید خانه میتونه افراد رو در تصمیم گیری جهت خرید مسکن کمک کنه اما من نظری رو راجع به اینکه خرید خانه در کانادا کار خوبی هست یا خیر ندارم. معتقدم این یک امر کاملا شخصیه و نسبت به شرایط و افراد مختلف، متفاوت خواهد بود. کلیه اطلاعات از راهنماهای سایتهای معتبر و دولتی جمع آوری شده. اطلاعاتی که حاصل جستجو و تجربه شخصی من و همسرم در زمینه خرید خانه در کانادا ست. در طول پست کلیه لینکهای مرجع موجود میباشد. خرید خانه هم همچون مهاجرت، تحصیل، انتخاب شغل مناسب و … مستلزم تحقیق و مطالعه و تفکر و سنجیدن شرایط هست که مطمئنن دوستان همه این موارد رو در نظر خواهند گرفت. بنابراین پیشنهاد میکنم علاوه بر مطالبی که اینجا گفته میشه به لینکهای موجود و سایر سایتهای معتبر در این زمینه مراجعه نمایید و با دید باز و اطلاعات کافی نسبت به خرید خانه اقدام کنید. ادامه مطلب…

راجع به خاطرات مهاجرت در پست قبل و سوالاتی که برای بعضی از دوستان پیش اومده لازم دیدم راجع به بعضی از این موارد پست جدیدی رو بنویسم.

1) در مورد کاندو و آپارتمان و تفاوتهاشون :

اینجا خونه ها به چند دسته تقسیم مشن.یکی House ها که به خونه های ویلایی میگن که چهار طرفشون باز هست و کاملا مستقل از خونه همسایه هست.بعضی از هاوس ها که بهشون نیمه مستقل گفته میشه از یک طرف به خونه همسایه چسبیده مثلا قسمت شرقی خونه به خونه همسایه دیوار به دیوار هست.که معمولا دو خونه قرینه همدیگه هست.البته از از نظر نقشه ومعماری نیمه مستقل گفته میشه نه از لحاظ مالکیت.یه نمونه از هاوس ها  شبیه به خونه های ویلایی که تو ایران وجود داره و دیوار به دیوار خونه همسایه ساخته شده.به این خونه ها town house  گفته میشه.

آپارتمانها هم که مثل آپارتمانهای خودمون هستن.اما چیزی که هست اینجا وقتی که میگن آپارتمان منظورشون آپارتمانی هست که فقط قابل اجاره کردنِ و شما نمیتونید اون رو بخرید بلکه کل ساختمان یا مجتمع متعلق به یه شرکتی هست که واحد ها رو اجاره میده و شما خیلی راحت میتونید به دفتری که توی همون مجتمع هست مراجعه کنید و آپارتمان دلخواهتون رو اجاره کنید.یه چیزی شاید شبیه به خونه های سازمانی که تو ایران بود و قابل فروش نبودن.که بهشون گاهی وقتها  Rental هم گفته میشه.کاندو ها اما به اون دسته از آپارتمانهایی میگن که شما میتونید اونا رو بخرید.که البته گاهی اوقات صاحب خونه بنا به دلایلی میخواد واحدش رو اجاره بده.اون وقت شخص خودش آگهی میده یا مثلا به Agent هایی که کار خرید و فروش املاک رو انجام میدن میگه که میخواد واحدش رو اجاره بده.گاهی وقتها در مورد Town house ها هم نوع کاندو و Rental وجود داره.یعنی تاون هاوس هایی که ممکنِ شخصی اونرو اجاره بده یا اینکه شرکتی مالکش باشه و بخواد اونرو اجاره بده .رنتال ها چون فقط قابل اجاره دادن هستن و صاحب خونه ندارن پس شما میتونید تا هر موقع که خواستید اونجا زندگی کنید و مبلغی رو که طبق قانون اون شرکت که معمولا 1 تا 5 درصد هست رو سالانه به مبلغ اجاره اضافه کنید.اما کاندو ها چون شخصی هستند اولا مبلغ اجاره بسته به میل صاحبخونه تعیین میشه و ممکنه خودش بخواد بیاد اونجا زندگی کنه یا بفروشه یا اینکه اگه شما بد شانسی بیارید و صاحبخونه قسط های بانک رو نده بانک میتونه بیاد و فقط یه اخطار به شما بده که در عرض 1 هفته باید خونه رو تخلیه کنید.چون خونه به بانک تعلق داره.در یه همچین حالتی بانک کاملا درک میکنه که شما تقصیری ندارید و شما هر ماه اجاره خونه رو پرداخت کردید اما کاری انجام نمیده و فقط میگه درک میکنیم.و شما چاره ای ندارید جز اینکه از اونجا بلند شید.یه تفاوت دیگه ای که کاندو ها  و رنتالها با هم دارن اینه که اینجا گاز و یخچال متعلق به خونه هست و همه خونه گاز و یخچال دارن.اما کاندوها یه سری امکانات اضافه هم دارند از جمله ماشین ظرف شویی ، ماکروفر و از همه مهمتر لباس شویی و خشک کن که بهش لاندری میگن .خشک کن اینجا خیلی مهمه چون تو هوای سرد اینجا به هیچ عنوان لباسها خشک نمیشه ولی با خشک کنها لباسها کاملا خشک و آماده پوشیدن میشه.کاندو ها توی هر واحد به طور مستقل لاندری دارید اما رنتالها معمولا تو یه  طبقه تعدادی لباسشویی و خشک کن دارند که با سکه یا کارت کار میکنند و عمومی  هم هستند.کاندو ها یه سری امکانات دیگه هم دارند از جمله استخر ها و مجموعه های ورزشی شیک و … البته نه 100% کاندوها.که این مورد رو خیلی از رنتالها هم دارند.و البته یه چیز دیگه که خیلی مهمه چیلر هست که تو هوای گرم تابستوتن اینجا خیلی مهمه و رنتالها چیلر یا کولر ندارن.

در کل میشه گفت کاندوها  لوکس تر و گرونتر از رنتال ها هستن اما رنتال هایی هستن که بهشون اصطلاحا کاندو رنتال یا لاکژری رنتال گفته میشه که همه امکانات کاندو ها رو دارند و خیلی هم لوکس هستند ضمن اینکه مشکلاتی که بابت اجاره کردن و صاحب خونه و … ندارید.که البته قیمت این رنتالها از کاندو ها گرونتر هست.

میانگین قیمت کاندو های یک خوابه 1100 تا 1200 دلار بسته به میل صاحب خونه.ممکنه اجاره شامل  پارکینگ و هزینه برق و گرمایش و .. هم باشه ممکن هم هست که شما مجبور باشید هر ماه مبلغی رو بین 60 تا 120 دلار بابت هزینه های برق و گرمایش هم بدید.پارکینگ هم میانگین 75 دلارِ.همه اینا بسته به مبل صاحبخونه هست و شما ممکنه تو یه ساختمان یه کاندوی یک خوابه رو تا 200 دلار ارزونتر از دو خوابه اجاره کنید.چون قانون خاصی نداره .صاحبخونه دوست داره اینقدر اجاره بگیره.

رنج قیمت رنتالها خیلی زیاده شما میتونید از یه شرکت که شرکت خوبی نیست یه آپارتمان یه خوابه اجاره کنید 800 دلار که البته در چنین شرایطی همه جور همسایه ای خواهید داشت  و معمولا اینطور رنتال ها هیچگونه کنترلی قبل از اجاره روی فردی که میخواد آپارتمان رو اجاره کنه انجام نمیدن.و همه هم مثل شما آدمهای خوبی نیستند.خوب کسی که دزدد و خلاف کار هست هم میتونه اونجا رو اجاره کنه.در بعضی از شرکتها بسته به موقعیت مکانی مجتمع و امکانات و … اجاره برای یک خوابه 1100 دلار به طور میانگین هست.

میانگین اجاره آپارتمان یک خوابه تو رنتالهای لوکس بین 1300 دلار تا 1500 .

یکی از شرکتهایی که به هیچ عنوان نباید ازشون آپارتمان اجاره کنید.شرکت ” مت کپ ” هست.یعنی مجانی هم بود نرید.من به شخصه کسی رو ندیدم که تو مت کپ زندگی کنه و ازشون دزدی نشده باشه.بهتره موقع اجاره خوب در مورد مکان و شرکت و … تحقیق کنید.

آقای مهرزاد از من پرسیده بودن که 1300 دلار مبلغ زیادی هست؟باید بگم برای یه مهاجر تازه وارد که شغل هم نداره آره واقعا زیاده.اما خوب مهاجر تازه وارد آپشنهای زیادی رو نداره.قبلا هم گفتم شما میتونید تو یه بیسمنت یه هاوس یه خونه یک خوابه رو 750 تا 900 دلار (خیلی خوب) اجاره کنید اما هاوس ها معمولا تا خیابون اصلی پیادی روی دارن.البته میتونید با حوصله و دقت اگه وقت دارید بگردید و مورد خوبی رو پیدا کنید یا اینکه اون فاصله رو تا ایستگاه پیاده روی کنید زیاد هم سخت نیست من اگه صاحب خونه خوبی رو پیدا کرده بودیم  حتما یه بیسمنت اجاره میکردیم.و میشه یه ماشین ارزون قیمت بخرید(شورلت 97 رو اینجا مجانی هم میدن اما ماشینهای ژاپنی مثل تویوتا 2-3 هزار دلار باید پول بدید بابتش) و بابت بیمه ماشین هم چون سابقه بیمه تو کانادا ندارید 250 دلار بدید.اما خوب ریسک اینکه ماشین خوب باشه با خودتونه.البته اگه به ماشین وارد هستید و خودتون میتونید اگه مشکلی داشت بر طرف کنید خوب این بهترین انتخاب هست.

یه مسئله دیگه اینکه اینجا خیلی از شرکتهای رنتال از شما نامه از محل کاتون میخوان و قانونشون اینه که فقط به کسی خونه اجاره میدن که کار داشته باشه.حتی ضامن و یا اینکه اجاره چند ماه از پیش بدید رو هم قبول نمیکنند.بعضی ها ممکنه نامه محل کار نخوان ولی ضامن حتما میخوان که خوب ما کسی رو نداشتیم اینجا که ضامنمون بشه.”مت کپ” هم که به دلیلی که گفتم نمیخواستم برم یا شرکتهای دیگه، که کاملا از ظاهرشون هم مشخصه.اینجا تابستونها همه جا قشنگِ حتی محله هایی که خوب نیستند هم قشنگ و پر از گل و بلبل هستند تا یه مدت زندگی نکنید نمیتونید تشخیص بدید این محله خوبه یا نه اما خوب از ظاهر آپارتمانها میشه فهمید خوبه یا نه آپارتمانهایی که تو بالکنشون بند رخت آویزونه 100% از جانب من تحریم شده اند(این نظر شخصی منه هر جای دنیا). انتخابهامون بسته به سلیقه و شرایط خیلی کم بود و مجبور بودیم اینقدر اجاره بدیم.البته میگم که بیسمنت ها مناسب هستن و میتونید تو یه محل خوب با همین قیمتی که گفتم اجاره کنید(میانگین 850 دلار).

2)  کلاسهای رزومه نویسی : همه موارد مربوط به این کلاسها و حتی کلاسهای کاریابی رو میتونید تو مراکز YMCA ثبت نام کنید و همه این خدمات رایگان هست.کلاسهای زبان رو هم میتونید تو همین مرکز امتحان بدید و ثبت نام کنید.همه خدمات این مراکز برای مهاجرا رایگان و خیلی هم مفیدِ.

تقریبا 10 روزی میشد که از اومدن ما به تورنتو میگذشت.تو این مدت هم از مریم خانوم پرسیدیم هم اینکه خودمون تحقیقات کردیم و البته از چندتایی از دوستایی که اینجا زندگی میکردند هم درمورد اینکه کجا بیشتر دنبال خونه باشیم و … سوال میکردیم.همه میگفتن حاشیه خیابون یانگ نزدیک خیابون فینچ  که هم به هم به مترو دسترسی داشته باشید که اگه محل کارتون پایین بود بتونید از TTC استفاده کنید و هم اینکه اگه بالای فینچ بود و مجبور بودید از اتوبوسهای شرکت YRT استفاده کنید مجبور به پرداختن دو سری بلیط (یکی TTC یکی YRT) نباشید.یکی دیگه هم گفتند که دو جا رو دنبال خونه نباشید.یکی تقاطع Jain و Finch یکی هم منطقه “اسکاربرو” که از مناطق پرخطر محسوب میشه.یکی از مناطقی که ایرانی های زیادی اونجا زندگی میکنن و خیلی نزدیک به منطقه اسکاربرو هست محدوده تقاطع شپرد و دانمیلز هست که اونجا هم با اینکه ایستگاه مترو وجود داره اما خط مترو اونجا خیلی هم کار راه بنداز نیست و چند تا ایستگاه غربی – شرقی داره و منظور از اینکه میگن دسترسی به ساب وی و مترو خط متروی یانگ رو میگن.اینه که یه موقع گول مترو داشتن این منطقه و اینکه ایرانی ها هم اونجا هستند رو نخورید.منطقه زیاد امنی نیست.حالا شاید یه پست راجع بهش نوشتم.
خلاصه اینکه تحقیقاتی هم از قبل داشتیم که مثلا فرق بین کاندو و آپارتمان چیه و کاندو بهتره یا آپارتمان.بالاخره دو هفته بعد از اومدنمون یه کاندو پیدا کدیم که اتفاقا صاحبش ایرانی بود و خودش 1 سالی رفته بود ایران و پسر عموش اینجا وکیلش بود که معلم بود و عین همه فرهنگی ها یه جنتلمن واقعی و وقتی فهمید تازه واردیم خیلی کمک کرد بهمون و راهنمایی و خلاصه اینکه باز هم یه فرشته مهربون و اینکه با پسر عموش صحبت کرد و اجاره رو 50 دلار هم از سال قبل پایین تر آورد و اینجوری شد که کمی بالاتر از تقاطع یانگ و فینچ و دقیقا سر خیابون یانگ یه کاندو 2 خوابه شیک اجاره کردیم ماهی 1350$.کوچولو بود حدودا 65 متر ولی موقعیتش عالی بود.تو محدوده مشترک TTC و YRT بود و برای ما که هنوز نمیدونستیم کجا کار گیر میاریم بهترین حالت بود .چون که هرجا کار گیر می آوردیم رفت و آمدمون با کمترین هزینه و کمترین زمان ممکن همراه بود.قرار شد که 31 اکتبر بریم خونه جدید.یعنی درست یک ماه بعد از ورودمون.خیالمون که از بابت خونه راحت شد شروع کردیم برنامه ریزی برای پیدا کردن کار.کلاسهای رزومه نویسی رو رفته بودیم و همسرم رزومه اش رو طبق فرمتی که تو کلاسها گفته بودن تغییر داد و شروع کرد به فرستادن رزومه اش.فردای همون روزی که رزومه اش رو فرستاد یه ایمیل گرفت که وقت تعیین کرده بودن برای مصاحبه و این یعنی یه چیزی در حد معجزه.کلی خوشحال شدیم.رفتیم و به اون خانومی که کلاس رزومه نویسی رو برگزار کرده بود خبر دادیم و کلی خوشحال شد و همون روز هم یه جلسه تمرینی مصاحبه با همسرم گذاشت.فرداش قرار مصاحبه اصلی داشت و برای تجربه اول خیلی خوب بود و باعث شد که قدم اول کاریابی رو برداریم و اعتماد به نفسمون زیاد شد.من اما هنوز رزومه ام رو درست نکرده بودم.از اون روز به بعد همسرم رزومه میفرستاد و راجع به کاریابی و کارگاه های مختلف هم تحقیق میکرد.یه موسسه هم بود که باید مدرکمون رو میدادیم اول طبق نظام آموزشی اینجا ارزشبابی میشد و بعد براشون میفرستادیم.اونوقت ما رو معرفی میکردن به شرکتهای بزرگ و معتبر که طبق قرادادی که با دولت داشتند مهاجر های متخصص رو برای دوره های چند ماهه استخدام میکنن و یه حقوق ثابت 2400 دلار در ماه هم میدن و اگه تو این مدت راضی بودن شما رو استخدام میکنن.مدارکمون رو فرستادیم برای ارزشیابی و تایید و یه موسسه دیگه هم اسم نوشتیم که اونم یه امتحان زبان میگرفت و یه مصاحبه انجام میداد و بعد از 2 ماه که کلاسهای مربوط به قوانین کار و … رو توضیح میدادن یه سری شرکتها رو معرفی میکردن یا خودتون پیدا میکردید و تو تخصص خودتون 3 ماه والنتیر کار میکردید.بعد از سه ماه یا استخدام میشید یا سابقه کار بهتون میدن که خیلی بدرد میخوره.البته معمولا استخدام نمیکنن.چون بدشون نمیاد باز هم یه متخصص دیگه رو والنتیر بگیرن.اما در هر صورت اینم خیلی چیز بدرد بخوریه.خلاصه اینکه ارزشیابی مدارک که 130$ هزینه داشت  و این یکی موسسه هم 60$ ثبت نامش بود.روز امتحان زبان هم روز 31  اکتبر بود .یعنی روزی که ما شبش میرفتیم خونه جدید.تا اونروز هم همسرم سه جای دیگه رفت برای مصاحبه.اما هنوز هیچکدوم جواب نداده بودن.اما تجربه خیلی خوبی بود.4 تا مصاحبه در عرض 10 روز.31 اکتبر ساعت 8 صبح امتحان زبان همون موسسه رو داشتیم و ساعت 12 هم نتیجه امتحان رو اعلام کردن که قبول شده بودیم.و نیم ساعت بعدش هم مصاحبه تخصصی داشتیم که اونم قبول شدیم.گفتند که کلاسها 15 نوامبر شروع میشه و اگه خواستید میتونید هزینه ثبت نام رو همون روز بدید.ولی ما دیدیم بهتره الان پرداخت کنیم وگرنه خرج میشه الکی.بعد از ظهرش هم برای ساعت 4 یه قرار ملاقات داشتیم با یه خانوم پیری که همسرم از طریق موسسه ارتباطات فرهنگی به این خانوم معرفی شده بود.که قرار بود ماها با هم آشنا بشیم و به صورت داوطلبانه تبادل فرهنگی انجام بدیم.رفتیم موسسه مذکور و وقتی پیرزنی که قرار بود ببینیمش اومد در کمال تعجب دیدیم یه دختر خانوم درست همسن خودمونه و کلی خوش حال شدیم.چون معمولا همه داوطلبهای این زمینه پیرزن ها و پیر مردها هستند.اونروز یک ساعتی با هم صحبت کردیم.و قرار شد هفته بعد همدیگه رو ببینیم.برای هشت روز بعد قرار گذاشتیم و درست شب تولد همسرم میشد.اونشب بعد از اینکه رسیدیم خونه مریم خانوم صابخونه مون که چند روزی بود برگشته بود با همون پسر عموش اومدن دنبالمون با دوتا ماشین و کمکمون کردن همه وسایلمون رو بردیم خونه جدید.خیلی بهمون کمک کردن.همش میگفتن ما وقتی خودمون اومدیم کسی رو اینجا نداشتیم و دوست داریم بهتون کمک کنیم.خونه مریم خانوم که بودیم همسرم یه شرکتی رفت برای مصاحبه .یادمه اونروز هم خیلی سرد بود و همسرم روی کتش یه کاپشن پوشید چون پالتو دم دست نداشتیم و خودش اصلا خوشش نیومد از تیپش که چرا باید کاپشن روی کت بپوشه و مقادیری غرغر هم کرد.اما چاره ای نبود آخر شب بود که فهمید فردا باید بره مصاحبه.خلاصه اینکه رفت و یه ربع هم دیر رسید سر قرار مصاحبه و این یعنی آخر افتضاح.

ادامه دارد….