* سرگرم تحقیق روی مسافرت یک روزه با کنو تو کمپینگ بعدی که حدودا 20 روز دیگه میریم، هستم. 4 روز میریم کمپینگ. یه روزش رو هم با کنو میریم همون نزدیکی ها. مسیرش و نقشه مسیر رو و زمانبندیش رو درآوردم. یه مسیر 2 ساعته ست. 2 ساعت رفت و 2 ساعت هم برگشت. وسطای مسیر یکبار توقف میکنیم و استراحتی میکنیم. بعد به مقصد که رسیدیم آب بازی و سرسره بازی روی سرسره های طبیعی در مسیر آبشار و نهار و استراحت و بعد هم برگشت. من و همسری که هستیم صد در صد. دوستم رو مطمئن نیستم. یعنی اولش شدیدا میترسیدن. آخه یه بار پسرش با کنو تو رودخونه چپ کرده بود، البته اتفاقی نیافتاده بوده اما خوب میترسن دیگه. حالا من بهش گفتم این مسیر دریاچه ست و از کناره میریم و جریان رودخونه ای نیست و مسیر برای مبتدی هاست و و شونصد نفر هم تو مسیر در رفت و آمد هستن و هزار تا دلیل دیگه راضی شدن که بیان. یعنی خودش گفت حیفه که نیام. شاید برای اینکه ترسشون کمتر بشه من و همسری تو دو تا کنو مجزا بشینیم و همراهیشون کنیم. احتمالا من و دوستم و پسرش تو یه کنو و همسری و همسر دوستم هم تو یه کنو دیگه بشینن. البته اگر تصمیم به اومدن گرفتن. وگرنه که من و همسری تنهایی میریم و احتمالا دوستامون اون روز رو به تنهایی به گردش در جنگل و آبتنی کردن تو دریاچه بگذرونن.
اینجا دقیقا جایی هست که ما چادر میزنیم. بین این دو تا درخت. رو به دریاچه. ادامه مطلب…
با تخم مرغ محلی و کره حیوونی درست کرد. نهار هم باز ساندویچ خوردن چون عجله داشتن و میخواستن برن کنار دریاچه آب بازی. از شنا هم که برگشتن با اینکه هر دو خسته بودن اما از اونجایی که که خیلی لاله خانم کدبانو هست و هوس خامه با عسل برای صبحونه فردا کرده بود، دم راه رفتن خامه خریدن و بعد رفتن خونه. سماور رو روشن کرد و شروع کرد به پختن کلم پلو با ترخون، تو قابلمه مسی که به جونش بنده. شام کلم پولو خوردن و نصفش هم گذاشتن برای نهار امروز تا تو اداره گرم کنن و بوش بپیچه و دوستش بگه چه کدبانو و لاله خانم بگه تازه لواشک هم درست کردم 
