بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا

Archive

Tag: مسکن در کانادا

هر روز تو ماشین رادیو گوش میکنیم. رفت و برگشت. قدیما که با اتوبوس و مترو میرفتیم سرکار، تو مسیر روزنامه میخوندیم. یه جورایی عادت کردیم همیشه همه خبر ها رو دنبال کنیم. ایران هم که بودیم عادت داشتیم تو مسیر فقط رادیو گوش کنیم.

امروز رادیو CBC یه برنامه ای داشت که در مورد سرمایه گذاری ایرانی ها تو بازار مسکن کانادا صحبت میکرد. و اینکه جامعه ایرانی یکی از بزرگترین سرمایه گذاران تو این بخش هست و باعث رونق بازار خرید و فروش مسکن در کانادا شده. یه کارشناس اقتصادی هم تو برنامه شون بود که آمارهایی رو در مورد خروج سرمایه از ایران و سرمایه گذاری تو دوبی یا کانادا ارائه میکرد و در موردش صحبت میکردن. میگفتن علاوه بر اینکه جامعه ایرانی در زمینه خرید و فروش مسکن خیلی فعال و تاثیر گذارند در زمینه ساخت و ساز هم نقش پر رنگی دارن و تا پیش از این سالها ایتالیایی ها بازار ساخت و ساز رو در دست داشتند و این روزها میبینیم که ایرانیها یه جورایی ایتالیایی های جدید هستند. ادامه مطلب…

Offer to Purchase

بعد از همه تحقیقات و محاسبات و جستجوها، شما خانه ای را مطابق با سلیقه و بودجه خود پیدا میکنید و زمان ارائه درخواست خرید خانه به طور رسمی میرسد که اصطلاحا به این درخواست و پیشنهاد قیمت از سوی خریدار “Offer to Purchase” گفته میشود. در صورتی که شما با یک مشاور املاک یا Real Estate Agent مشاوره و همکاری دارید این درخواست توسط مشاور شما تهیه، تنظیم و ارسال میشود، در غیر اینصورت شما برای تهیه این فرم و درخواست میتوانید از یک وکیل کمک بگیرید. در هر صورت برای کارهای نقل و انتقالات ملک و فرمهای مالکیت و نهایی کردن معامله شما به یک وکیل نیاز دارید. ادامه مطلب…

این پست در مورد مراحل خرید خانه در کانادا ست. تحقیق و بررسی مراحل خرید و آشنایی با شرایط خرید خانه میتونه افراد رو در تصمیم گیری جهت خرید مسکن کمک کنه اما من نظری رو راجع به اینکه خرید خانه در کانادا کار خوبی هست یا خیر ندارم. معتقدم این یک امر کاملا شخصیه و نسبت به شرایط و افراد مختلف، متفاوت خواهد بود. کلیه اطلاعات از راهنماهای سایتهای معتبر و دولتی جمع آوری شده. اطلاعاتی که حاصل جستجو و تجربه شخصی من و همسرم در زمینه خرید خانه در کانادا ست. در طول پست کلیه لینکهای مرجع موجود میباشد. خرید خانه هم همچون مهاجرت، تحصیل، انتخاب شغل مناسب و … مستلزم تحقیق و مطالعه و تفکر و سنجیدن شرایط هست که مطمئنن دوستان همه این موارد رو در نظر خواهند گرفت. بنابراین پیشنهاد میکنم علاوه بر مطالبی که اینجا گفته میشه به لینکهای موجود و سایر سایتهای معتبر در این زمینه مراجعه نمایید و با دید باز و اطلاعات کافی نسبت به خرید خانه اقدام کنید. ادامه مطلب…

راجع به خاطرات مهاجرت در پست قبل و سوالاتی که برای بعضی از دوستان پیش اومده لازم دیدم راجع به بعضی از این موارد پست جدیدی رو بنویسم.

1) در مورد کاندو و آپارتمان و تفاوتهاشون :

اینجا خونه ها به چند دسته تقسیم مشن.یکی House ها که به خونه های ویلایی میگن که چهار طرفشون باز هست و کاملا مستقل از خونه همسایه هست.بعضی از هاوس ها که بهشون نیمه مستقل گفته میشه از یک طرف به خونه همسایه چسبیده مثلا قسمت شرقی خونه به خونه همسایه دیوار به دیوار هست.که معمولا دو خونه قرینه همدیگه هست.البته از از نظر نقشه ومعماری نیمه مستقل گفته میشه نه از لحاظ مالکیت.یه نمونه از هاوس ها  شبیه به خونه های ویلایی که تو ایران وجود داره و دیوار به دیوار خونه همسایه ساخته شده.به این خونه ها town house  گفته میشه.

آپارتمانها هم که مثل آپارتمانهای خودمون هستن.اما چیزی که هست اینجا وقتی که میگن آپارتمان منظورشون آپارتمانی هست که فقط قابل اجاره کردنِ و شما نمیتونید اون رو بخرید بلکه کل ساختمان یا مجتمع متعلق به یه شرکتی هست که واحد ها رو اجاره میده و شما خیلی راحت میتونید به دفتری که توی همون مجتمع هست مراجعه کنید و آپارتمان دلخواهتون رو اجاره کنید.یه چیزی شاید شبیه به خونه های سازمانی که تو ایران بود و قابل فروش نبودن.که بهشون گاهی وقتها  Rental هم گفته میشه.کاندو ها اما به اون دسته از آپارتمانهایی میگن که شما میتونید اونا رو بخرید.که البته گاهی اوقات صاحب خونه بنا به دلایلی میخواد واحدش رو اجاره بده.اون وقت شخص خودش آگهی میده یا مثلا به Agent هایی که کار خرید و فروش املاک رو انجام میدن میگه که میخواد واحدش رو اجاره بده.گاهی وقتها در مورد Town house ها هم نوع کاندو و Rental وجود داره.یعنی تاون هاوس هایی که ممکنِ شخصی اونرو اجاره بده یا اینکه شرکتی مالکش باشه و بخواد اونرو اجاره بده .رنتال ها چون فقط قابل اجاره دادن هستن و صاحب خونه ندارن پس شما میتونید تا هر موقع که خواستید اونجا زندگی کنید و مبلغی رو که طبق قانون اون شرکت که معمولا 1 تا 5 درصد هست رو سالانه به مبلغ اجاره اضافه کنید.اما کاندو ها چون شخصی هستند اولا مبلغ اجاره بسته به میل صاحبخونه تعیین میشه و ممکنه خودش بخواد بیاد اونجا زندگی کنه یا بفروشه یا اینکه اگه شما بد شانسی بیارید و صاحبخونه قسط های بانک رو نده بانک میتونه بیاد و فقط یه اخطار به شما بده که در عرض 1 هفته باید خونه رو تخلیه کنید.چون خونه به بانک تعلق داره.در یه همچین حالتی بانک کاملا درک میکنه که شما تقصیری ندارید و شما هر ماه اجاره خونه رو پرداخت کردید اما کاری انجام نمیده و فقط میگه درک میکنیم.و شما چاره ای ندارید جز اینکه از اونجا بلند شید.یه تفاوت دیگه ای که کاندو ها  و رنتالها با هم دارن اینه که اینجا گاز و یخچال متعلق به خونه هست و همه خونه گاز و یخچال دارن.اما کاندوها یه سری امکانات اضافه هم دارند از جمله ماشین ظرف شویی ، ماکروفر و از همه مهمتر لباس شویی و خشک کن که بهش لاندری میگن .خشک کن اینجا خیلی مهمه چون تو هوای سرد اینجا به هیچ عنوان لباسها خشک نمیشه ولی با خشک کنها لباسها کاملا خشک و آماده پوشیدن میشه.کاندو ها توی هر واحد به طور مستقل لاندری دارید اما رنتالها معمولا تو یه  طبقه تعدادی لباسشویی و خشک کن دارند که با سکه یا کارت کار میکنند و عمومی  هم هستند.کاندو ها یه سری امکانات دیگه هم دارند از جمله استخر ها و مجموعه های ورزشی شیک و … البته نه 100% کاندوها.که این مورد رو خیلی از رنتالها هم دارند.و البته یه چیز دیگه که خیلی مهمه چیلر هست که تو هوای گرم تابستوتن اینجا خیلی مهمه و رنتالها چیلر یا کولر ندارن.

در کل میشه گفت کاندوها  لوکس تر و گرونتر از رنتال ها هستن اما رنتال هایی هستن که بهشون اصطلاحا کاندو رنتال یا لاکژری رنتال گفته میشه که همه امکانات کاندو ها رو دارند و خیلی هم لوکس هستند ضمن اینکه مشکلاتی که بابت اجاره کردن و صاحب خونه و … ندارید.که البته قیمت این رنتالها از کاندو ها گرونتر هست.

میانگین قیمت کاندو های یک خوابه 1100 تا 1200 دلار بسته به میل صاحب خونه.ممکنه اجاره شامل  پارکینگ و هزینه برق و گرمایش و .. هم باشه ممکن هم هست که شما مجبور باشید هر ماه مبلغی رو بین 60 تا 120 دلار بابت هزینه های برق و گرمایش هم بدید.پارکینگ هم میانگین 75 دلارِ.همه اینا بسته به مبل صاحبخونه هست و شما ممکنه تو یه ساختمان یه کاندوی یک خوابه رو تا 200 دلار ارزونتر از دو خوابه اجاره کنید.چون قانون خاصی نداره .صاحبخونه دوست داره اینقدر اجاره بگیره.

رنج قیمت رنتالها خیلی زیاده شما میتونید از یه شرکت که شرکت خوبی نیست یه آپارتمان یه خوابه اجاره کنید 800 دلار که البته در چنین شرایطی همه جور همسایه ای خواهید داشت  و معمولا اینطور رنتال ها هیچگونه کنترلی قبل از اجاره روی فردی که میخواد آپارتمان رو اجاره کنه انجام نمیدن.و همه هم مثل شما آدمهای خوبی نیستند.خوب کسی که دزدد و خلاف کار هست هم میتونه اونجا رو اجاره کنه.در بعضی از شرکتها بسته به موقعیت مکانی مجتمع و امکانات و … اجاره برای یک خوابه 1100 دلار به طور میانگین هست.

میانگین اجاره آپارتمان یک خوابه تو رنتالهای لوکس بین 1300 دلار تا 1500 .

یکی از شرکتهایی که به هیچ عنوان نباید ازشون آپارتمان اجاره کنید.شرکت ” مت کپ ” هست.یعنی مجانی هم بود نرید.من به شخصه کسی رو ندیدم که تو مت کپ زندگی کنه و ازشون دزدی نشده باشه.بهتره موقع اجاره خوب در مورد مکان و شرکت و … تحقیق کنید.

آقای مهرزاد از من پرسیده بودن که 1300 دلار مبلغ زیادی هست؟باید بگم برای یه مهاجر تازه وارد که شغل هم نداره آره واقعا زیاده.اما خوب مهاجر تازه وارد آپشنهای زیادی رو نداره.قبلا هم گفتم شما میتونید تو یه بیسمنت یه هاوس یه خونه یک خوابه رو 750 تا 900 دلار (خیلی خوب) اجاره کنید اما هاوس ها معمولا تا خیابون اصلی پیادی روی دارن.البته میتونید با حوصله و دقت اگه وقت دارید بگردید و مورد خوبی رو پیدا کنید یا اینکه اون فاصله رو تا ایستگاه پیاده روی کنید زیاد هم سخت نیست من اگه صاحب خونه خوبی رو پیدا کرده بودیم  حتما یه بیسمنت اجاره میکردیم.و میشه یه ماشین ارزون قیمت بخرید(شورلت 97 رو اینجا مجانی هم میدن اما ماشینهای ژاپنی مثل تویوتا 2-3 هزار دلار باید پول بدید بابتش) و بابت بیمه ماشین هم چون سابقه بیمه تو کانادا ندارید 250 دلار بدید.اما خوب ریسک اینکه ماشین خوب باشه با خودتونه.البته اگه به ماشین وارد هستید و خودتون میتونید اگه مشکلی داشت بر طرف کنید خوب این بهترین انتخاب هست.

یه مسئله دیگه اینکه اینجا خیلی از شرکتهای رنتال از شما نامه از محل کاتون میخوان و قانونشون اینه که فقط به کسی خونه اجاره میدن که کار داشته باشه.حتی ضامن و یا اینکه اجاره چند ماه از پیش بدید رو هم قبول نمیکنند.بعضی ها ممکنه نامه محل کار نخوان ولی ضامن حتما میخوان که خوب ما کسی رو نداشتیم اینجا که ضامنمون بشه.”مت کپ” هم که به دلیلی که گفتم نمیخواستم برم یا شرکتهای دیگه، که کاملا از ظاهرشون هم مشخصه.اینجا تابستونها همه جا قشنگِ حتی محله هایی که خوب نیستند هم قشنگ و پر از گل و بلبل هستند تا یه مدت زندگی نکنید نمیتونید تشخیص بدید این محله خوبه یا نه اما خوب از ظاهر آپارتمانها میشه فهمید خوبه یا نه آپارتمانهایی که تو بالکنشون بند رخت آویزونه 100% از جانب من تحریم شده اند(این نظر شخصی منه هر جای دنیا). انتخابهامون بسته به سلیقه و شرایط خیلی کم بود و مجبور بودیم اینقدر اجاره بدیم.البته میگم که بیسمنت ها مناسب هستن و میتونید تو یه محل خوب با همین قیمتی که گفتم اجاره کنید(میانگین 850 دلار).

2)  کلاسهای رزومه نویسی : همه موارد مربوط به این کلاسها و حتی کلاسهای کاریابی رو میتونید تو مراکز YMCA ثبت نام کنید و همه این خدمات رایگان هست.کلاسهای زبان رو هم میتونید تو همین مرکز امتحان بدید و ثبت نام کنید.همه خدمات این مراکز برای مهاجرا رایگان و خیلی هم مفیدِ.

تقریبا 10 روزی میشد که از اومدن ما به تورنتو میگذشت.تو این مدت هم از مریم خانوم پرسیدیم هم اینکه خودمون تحقیقات کردیم و البته از چندتایی از دوستایی که اینجا زندگی میکردند هم درمورد اینکه کجا بیشتر دنبال خونه باشیم و … سوال میکردیم.همه میگفتن حاشیه خیابون یانگ نزدیک خیابون فینچ  که هم به هم به مترو دسترسی داشته باشید که اگه محل کارتون پایین بود بتونید از TTC استفاده کنید و هم اینکه اگه بالای فینچ بود و مجبور بودید از اتوبوسهای شرکت YRT استفاده کنید مجبور به پرداختن دو سری بلیط (یکی TTC یکی YRT) نباشید.یکی دیگه هم گفتند که دو جا رو دنبال خونه نباشید.یکی تقاطع Jain و Finch یکی هم منطقه “اسکاربرو” که از مناطق پرخطر محسوب میشه.یکی از مناطقی که ایرانی های زیادی اونجا زندگی میکنن و خیلی نزدیک به منطقه اسکاربرو هست محدوده تقاطع شپرد و دانمیلز هست که اونجا هم با اینکه ایستگاه مترو وجود داره اما خط مترو اونجا خیلی هم کار راه بنداز نیست و چند تا ایستگاه غربی – شرقی داره و منظور از اینکه میگن دسترسی به ساب وی و مترو خط متروی یانگ رو میگن.اینه که یه موقع گول مترو داشتن این منطقه و اینکه ایرانی ها هم اونجا هستند رو نخورید.منطقه زیاد امنی نیست.حالا شاید یه پست راجع بهش نوشتم.
خلاصه اینکه تحقیقاتی هم از قبل داشتیم که مثلا فرق بین کاندو و آپارتمان چیه و کاندو بهتره یا آپارتمان.بالاخره دو هفته بعد از اومدنمون یه کاندو پیدا کدیم که اتفاقا صاحبش ایرانی بود و خودش 1 سالی رفته بود ایران و پسر عموش اینجا وکیلش بود که معلم بود و عین همه فرهنگی ها یه جنتلمن واقعی و وقتی فهمید تازه واردیم خیلی کمک کرد بهمون و راهنمایی و خلاصه اینکه باز هم یه فرشته مهربون و اینکه با پسر عموش صحبت کرد و اجاره رو 50 دلار هم از سال قبل پایین تر آورد و اینجوری شد که کمی بالاتر از تقاطع یانگ و فینچ و دقیقا سر خیابون یانگ یه کاندو 2 خوابه شیک اجاره کردیم ماهی 1350$.کوچولو بود حدودا 65 متر ولی موقعیتش عالی بود.تو محدوده مشترک TTC و YRT بود و برای ما که هنوز نمیدونستیم کجا کار گیر میاریم بهترین حالت بود .چون که هرجا کار گیر می آوردیم رفت و آمدمون با کمترین هزینه و کمترین زمان ممکن همراه بود.قرار شد که 31 اکتبر بریم خونه جدید.یعنی درست یک ماه بعد از ورودمون.خیالمون که از بابت خونه راحت شد شروع کردیم برنامه ریزی برای پیدا کردن کار.کلاسهای رزومه نویسی رو رفته بودیم و همسرم رزومه اش رو طبق فرمتی که تو کلاسها گفته بودن تغییر داد و شروع کرد به فرستادن رزومه اش.فردای همون روزی که رزومه اش رو فرستاد یه ایمیل گرفت که وقت تعیین کرده بودن برای مصاحبه و این یعنی یه چیزی در حد معجزه.کلی خوشحال شدیم.رفتیم و به اون خانومی که کلاس رزومه نویسی رو برگزار کرده بود خبر دادیم و کلی خوشحال شد و همون روز هم یه جلسه تمرینی مصاحبه با همسرم گذاشت.فرداش قرار مصاحبه اصلی داشت و برای تجربه اول خیلی خوب بود و باعث شد که قدم اول کاریابی رو برداریم و اعتماد به نفسمون زیاد شد.من اما هنوز رزومه ام رو درست نکرده بودم.از اون روز به بعد همسرم رزومه میفرستاد و راجع به کاریابی و کارگاه های مختلف هم تحقیق میکرد.یه موسسه هم بود که باید مدرکمون رو میدادیم اول طبق نظام آموزشی اینجا ارزشبابی میشد و بعد براشون میفرستادیم.اونوقت ما رو معرفی میکردن به شرکتهای بزرگ و معتبر که طبق قرادادی که با دولت داشتند مهاجر های متخصص رو برای دوره های چند ماهه استخدام میکنن و یه حقوق ثابت 2400 دلار در ماه هم میدن و اگه تو این مدت راضی بودن شما رو استخدام میکنن.مدارکمون رو فرستادیم برای ارزشیابی و تایید و یه موسسه دیگه هم اسم نوشتیم که اونم یه امتحان زبان میگرفت و یه مصاحبه انجام میداد و بعد از 2 ماه که کلاسهای مربوط به قوانین کار و … رو توضیح میدادن یه سری شرکتها رو معرفی میکردن یا خودتون پیدا میکردید و تو تخصص خودتون 3 ماه والنتیر کار میکردید.بعد از سه ماه یا استخدام میشید یا سابقه کار بهتون میدن که خیلی بدرد میخوره.البته معمولا استخدام نمیکنن.چون بدشون نمیاد باز هم یه متخصص دیگه رو والنتیر بگیرن.اما در هر صورت اینم خیلی چیز بدرد بخوریه.خلاصه اینکه ارزشیابی مدارک که 130$ هزینه داشت  و این یکی موسسه هم 60$ ثبت نامش بود.روز امتحان زبان هم روز 31  اکتبر بود .یعنی روزی که ما شبش میرفتیم خونه جدید.تا اونروز هم همسرم سه جای دیگه رفت برای مصاحبه.اما هنوز هیچکدوم جواب نداده بودن.اما تجربه خیلی خوبی بود.4 تا مصاحبه در عرض 10 روز.31 اکتبر ساعت 8 صبح امتحان زبان همون موسسه رو داشتیم و ساعت 12 هم نتیجه امتحان رو اعلام کردن که قبول شده بودیم.و نیم ساعت بعدش هم مصاحبه تخصصی داشتیم که اونم قبول شدیم.گفتند که کلاسها 15 نوامبر شروع میشه و اگه خواستید میتونید هزینه ثبت نام رو همون روز بدید.ولی ما دیدیم بهتره الان پرداخت کنیم وگرنه خرج میشه الکی.بعد از ظهرش هم برای ساعت 4 یه قرار ملاقات داشتیم با یه خانوم پیری که همسرم از طریق موسسه ارتباطات فرهنگی به این خانوم معرفی شده بود.که قرار بود ماها با هم آشنا بشیم و به صورت داوطلبانه تبادل فرهنگی انجام بدیم.رفتیم موسسه مذکور و وقتی پیرزنی که قرار بود ببینیمش اومد در کمال تعجب دیدیم یه دختر خانوم درست همسن خودمونه و کلی خوش حال شدیم.چون معمولا همه داوطلبهای این زمینه پیرزن ها و پیر مردها هستند.اونروز یک ساعتی با هم صحبت کردیم.و قرار شد هفته بعد همدیگه رو ببینیم.برای هشت روز بعد قرار گذاشتیم و درست شب تولد همسرم میشد.اونشب بعد از اینکه رسیدیم خونه مریم خانوم صابخونه مون که چند روزی بود برگشته بود با همون پسر عموش اومدن دنبالمون با دوتا ماشین و کمکمون کردن همه وسایلمون رو بردیم خونه جدید.خیلی بهمون کمک کردن.همش میگفتن ما وقتی خودمون اومدیم کسی رو اینجا نداشتیم و دوست داریم بهتون کمک کنیم.خونه مریم خانوم که بودیم همسرم یه شرکتی رفت برای مصاحبه .یادمه اونروز هم خیلی سرد بود و همسرم روی کتش یه کاپشن پوشید چون پالتو دم دست نداشتیم و خودش اصلا خوشش نیومد از تیپش که چرا باید کاپشن روی کت بپوشه و مقادیری غرغر هم کرد.اما چاره ای نبود آخر شب بود که فهمید فردا باید بره مصاحبه.خلاصه اینکه رفت و یه ربع هم دیر رسید سر قرار مصاحبه و این یعنی آخر افتضاح.

ادامه دارد….