شنبه شب من مهمونی شب یلدا رو پیشاپیش برگزار کردم و دوستان همه دور هم جمع شدیم و چند تا از بچه ها سازهاشون آوردن و کلی شب یلدامون رو با هنرشون گرم تر و خاطره انگیز کردن. تنبور و دف و تنبک. با این که شب چله تقلبی بود اما کلی شب چله بازی کردیم. البته شب چله اصلی رو هم دو نفری میگیریم. شاید هم بریم رستورانی یا جایی که برنامه ای باشه. اما چون وسط هفته بود و دور هم جمع شدن سخت بود و نمیشد تا دیر وقت بیدار موند اینه که شنبه شب گرفتیم و یازده نفر شدیم و کلی دور هم خوش گذشت
یکی از دوستامون روز مهمونی ما اسباب کشی داشتن و برای همین نتونستن بیان و من که برای مهمونی دلمه و فسنجون درست کرده بودم، سهمیشون رو برداشتم و یکشنبه ظهر قبل از نهار زنگ زدم به دوستم و گفتم ما نهارمون رو میاریم که با هم میخوریم. تا بعد از ظهر اونجا بودیم و خونشون رو دیدیم و کلی ذوق کردیم که دوستامون خونه خریدن و دیگه نزدیک ما هستن و خونشون هم خوشکل بود. دوستم اینجا دکوراسیون میخونه و کلی هم با سلیقه است و کلی هم طرح تو نظرش بود که پیاده کنه و من همش منتظرم نتیجه کارش رو ببینم
غروب برگشتیم خونه خودمون و با یکی از دوستایی که نتونسته بودن شب یلدا بیان صحبت کردیم. شب سال نو خونشون دعوتیم
من هم کلی پز دادم که دیشب شما نبودید کلی جاتون خالی بود و خوش گذشت و ساز و آواز هم داشتیم. اون هم گفت خب ما هم شب سال نو هم سی دی رستاک رو داریم و هم دف تنبک داریم، خودمون هم باش میخونیم، اینقدر پز نده
آخ یه چیز خیلی مهمی رو یادم رفت بگم. من هفته پیش امتحان رانندگی داشتم و رد شدم
دوباره برای آخر این هفته وقت گرفتم خدا کنه قبول بشم. داستان رد شدنم طولانیه. همینقدر بگم که امتحان من به خاطر برف شدیدی که گرفته بود کنسل شده بود و آقایی که ماشینش رو برای امتحان اجاره کرده بودم رفته بود و اصرار کرده بود که بیان از من امتحان بگیرن و ……
اینبار با ماشین خودمون میرم و امتحان میدم. خدا کنه قبول بشم. من واقعا به این گواهینامه احتیاج دارم.
امروز هم تو شرکت مراسم Secret Santa داریم و همزمان مراسم نهار داریم که هر کسی یکی از غذا ها یا دسرهای سنتی کشورش رو میاره. من باقلوا درست کردم که انگشتاشون هم باش بخورن
همین دیگه
همش همین بود
روز وشب بر همه شما دوستان خوش
پینوشت: قسمتهای اول این پست رو دو روز پیش نوشتم. ما شب چله واقعی جایی نرفتیم. توی خونه موندیم و من باقلوا درست کردم. اینقدر هم خوشکل شد. از طعمش هم همه تعریف میکردن. کلا همه غذاها خوشمزه بود. هدیه کریسمس هم یکی از همکارا به من یک ست سه تایی از عطر های سلن دیون داد



