بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا

Archive

Tag: خرید در کانادا

روز شنبه با دوستم رفته بودیم خرید که رفتیم تو یه فروشگاه و من همون اول یه کمربند رو دیدم و ازش خوشم اومد و برداشتم، خیلی تو فروشگاه چرخ زدیم و لباسهاش رو دیدیم و چیزی نپسندیدیم و همیجور صحبت کنان اومدیم بیرون. از در فروشگاه که اومدیم بیرون چند قدم رفتیم که یهو چشمم به کمربند توی دستم افتاد و دیدیم ای وای من همینجوری اینو برداشتم اومدم بیرون. سریع دویدم تو و از همون دم در کمربند رو تو هوا تکون میدادم و به صندوقدار نشون میدادم. خودشون خنده شون گرفته بود از کار من، جالبه که اصلا نه بوقی نه صدایی نه آژیری هیچی هم صدا نکرد وقتی اومدیم بیرون. بله دوستان در ادامه حواس پرتی هام به سلامتی این خبر رو بدم که دزد هم شدم، البته این هم از عوارض همون حواس پرتی هاست. از اون به بعد تو هر مغازه ای که میرفتیم به دوستم میگفتم حواست به من باشه چیزی بلند نکنم. والله با این نوناشون. ادامه مطلب…

امروز هوا گرم و بهاریه. هرچند به قول گوینده بخش هواشناسی تلوزیون زمستون چند روزی رفته تعطیلات و هوا خوری و روز شنبه برمیگرده، اما همین دو سه روزه هم غنیمت بود و از هوای بالای صفر تو فوریه حسابی لذت بردیم. امروز دما به 12 درجه بالای صفر رسیده و این یعنی بهار در زمستان.

خوب معلومه که تو این هوا، بستنی خوردن، حسابی به ما بستنی خورا میچسبه. هر قدر هم سرماخوردگی از قبل داشته باشیم و سرفه هامون تازه کوتاه و فاصله دار شده باشه و رو به خوب شدن رفته باشه، باز نمیشه از لذت خوردن بستنی چشم پوشی کرد، به خصوص بستنی سُنتی.

اینجا سوپر مارکتهای ایرانی بستنی سنتی دارن، اما خوب ما به ندرت فروشگاه ایرانی میریم. ماهی یکبار میریم به اندازه مصرف یک ماهمون نون سنگک و تافتون تازه میخریم و میذاریم فریزر و تو همین ماهی یکبار ها خرید های دیگه ای که فقط از سوپرهای ایرانی امکان پذیرباشه انجام میدیم مثل خرید سماق یا نبات و پنیر لیقوان و … علاوه بر اون یکی دو بار بستنی سنتی ازشون خریدیم دیدیم فقط اسمش و قیافه اش سنتیه و رنگ و بوی بستنی سنتی نداشت. عطر و طعمش به هیچ عنوان آشنا نبود. تا اینکه چند مدت پیش یکی از دوستان گفتند خودشون بستنی سُنتی درست میکنند، فکر کردم با بستنی ساز و ثعلب و اینها، زیاد هیجانزده نشدم که دستور تهیه اش رو بگیرم، آخه به نظرم خیلی سخته، اما وقتی خودش شروع کرد طرز تهیه اش رو گفتن، دیدم نه اصلا اینطور نیست. این دوستمون از اونجایی که خودش هم خیلی شکمو هست و از طرفی کارشناس تغذیه هست و سالها توی ایران و آمریکا تو شرکتهای تولید مواد غذایی مشغول به کار بوده و هست، همیشه راه های ساده ای برای تهیه خوردنی های نوستالوژیک پیدا میکنه. در مورد بستنی سُنتی هم گفتند، بستنی وانیلی رو با کمی گلاب و زعفرون مخلوط میکنن و بعد هم خامه رو توی سینی میریزن و توی فریزر میذارن تا یخ بزنه و بعد اون رو خورد میکنن و به همراه مغز پسته با مخلوط بستنی وانیلی و گلاب و زعفرون قاطی میکنن و دوباره میذارن توی فریزر. گفت امتحان کن، مطمئنم عاشقش میشی. از شما چه پنهون دیدم حوصله خامه تو سینی ریختن و خورد کردنش رو ندارم و یهو به عقل ناقصم رسید که از این Chocolate chip ها که تو شیرینی پزی کاربرد داره استفاده کنم. البته از نوع سفیدش که شیریه. سریع دست به کار شدم و دستور تهیه بستنی سنتی دوست ساز رو امتحان کردم. بستنی سنتی ای شد که فقط از بستنی اکبر مشتی نمونه اش رو قبلا خورده بودم. اصلا بوی گلاب و زعفرونش آدم رو مست میکرد. Chocolate chip ها هم خیلی معرکه بودن اما خوب بوی خامه رو نداشتن، حالا شما دوست های غربت نشین اگه داشتید و مثل من تنبل نبودید میتونید همون خامه رو توی سینی فریز کنید و خورد کنید و استفاده کنید اما تنبلی هم کردید عیبی نداره :) من خامه توی بستنی رو دوست دارم اما به اندازه عطر و رنگ و مزه خود بستنی برام مهم نیست. اما بستنی ای میشه ها. توووپ.

شیرین کام باشید.

White Chocolate chip

تو تعطیلات آخر هفته تصمیم گرفتیم زیر آلاچیق توی حیاط یه Deck درست کنیم، خلاصه طی تحقیقات و جستجوهایی که انجام دادیم متوجه شدیم که فروشگاه Lowe’s بخشی داره که مشخصات و اندازه Deck مورد نظر شما رو میگیره و در نهایت اونچه که مد نظر شماست طراحی میشه و به صورت یک پروژه تحویل شما داده میشه. ادامه مطلب…

روز جمعه رو مرخصی گرفتم چون مامان یکشنبه شب(دیشب) بر می گشت ایران و میخواستم که بیشتر با هم باشیم، با هم رفتیم داون تاون و از اونجا هم با فری رفتیم به جزایر تورنتو تا ظهر اونجا بودیم و قدم زدیم و بعد دوباره برگشتیم داون تاون. بعد از نهار هم رفتیم ایتن سنتر و اونجا بود که یه سری به اپل زدیم و من iPad دار شدم :)

مشخصاتش رو کم و بیش همه میدونید. صحفه اش حدودا 10 اینچه، کابردش شبیه به آی پاد تاچ هست اما تو سایز بزرگتر. از اشکالاتش(به نظر من البته) اینه که multitask نیست و single task هست و این مسئله زیاد خوشایند نیست، مثلا اگه دارید سایتی رو میخونید و بعد یک سایت دیگه ای رو باز میکنید (تو یه صفحه مستقل و جدید) و بعد دوباره به سایت اول بر میگردید این سایت دوباره از اول لود میشه. مرورگرش سافاریه و بعضی از سایتهایی که سافاری رو ساپورت نمیکنن رو نمیشه باهاشون کار کرد. در ضمن کلا از Adobe Flash هم پشتیبانی نمیکنه! اما برای سایتهایی که از HTML5 برای نمایش ویدیو استفاده میکنند مشکلی نداره. برای کتاب خوندن میتونم بگم فوق العاده ست. من خوندن کتابهای الکترونیکی رو دوست ندارم اما میتونم بگم از کتاب خوندن با آی پد لذت میبرم، چشمهام رو اذیت نمیکنه و خسته نمیشم. بقیه برنامه های کاربردیش هم شبیه به آی پاد تاچ و آیفونه. بازیهاش هم که اگه اهل بازی کردن و اینها باشید خیلی باحاله :) ادامه مطلب…

پی نوشت جدید هم  دارد ;)

نوع آب هوای هر منطقه با توجه به تاثیری که روی نوع و جنس لباسها داره مد هایی ویژه اون منطقه رو به وجود میاره. و قطعا با توجه به تاثیر شرایط محیط ما و تاثیر مستقیم محیط  در زیبایی شناسی، مدها و عادات افراد یک منطقه در لباس پوشیدن ممکنه برای افرادی در نقطه دیگه ای از دنیا عجیب باشه و اصلا نشانی از زیبایی نداشته باشه.

یکی از عادتهای مردم کانادا در پوشش زمستانی، پوشیدن پوتینهای پوست بره هست (البته من تو ایران هم این پوتینها رو دیده بودم اما پوشیدن اونها عمومیت نداشت و به ندرت دیده میشد). این پوتینها از پوست کامل بره درست شدند، و همونطور که تو شکل بالا میبینید، قیافه خیلی ساده ای دارند. شاید زیبا به نظر نیاد اما اینجا اولین چیزی که زمستونها توجه شما رو جلب میکنه(از لحاظ پوشش) همین پوتینهاست. و کم کم این قدر میبینید که چشمهاتون عادت میکنه و بعد مدتی قیافه شون به نظر با نمک و دوست داشتنی میاد. یکی از شرکتهایی که این نوع پوتینهاش اینجا خیلی معروفه شرکت ادامه مطلب…

این مطلب به دلیل ذوق زدگی ِ نویسنده این وبلاگ نوشته شده و هیچ ارزش دیگری ندارد :)

shopping

فروشگاه هایی که من ازشون خرید میکنم یکی  Esprit و یکی Tommy هستش.البته از فروشگاهای دیگه مثل Le chateau هم زیاد خرید میکنم.همینطور GAP و Suzy shier و خیلی های دیگه. ولی این دوتا فروشگاه رو خیلی دوست دارم. هم Design شون رو و هم Design شون رو :) )) ادامه مطلب…

cloudcovercopy

به نظر من رضايت از زندگي و احساس آرامش زیاد ربطي به داشتن و يا نداشتن مشکلات مالي و رابطه بين دخل و خرج نداره.نه اينکه بخوام شعار بدم و بگم که خوشبختي اين است و اون و فلان و … برعکس من شديدا معتقد هستم پول نقش بسيار زيادي تو خوشبختي آدمها داره.به هر حال بي پولي اگه بدبختي نياره مطمئن هستم خوشبختي هم نمياره.(منظورم از نقش پول در سعادت خانواده اين بود)
اينکه آدم به چقدر پول راضي باشه، مسئله ايِ کاملا شخصي و من عقیده دارم الگوهای ما تاثیر مستقیم توی این احساس دارند.

مثلا من اينجا دوستي دارم که معتقدِ کانادا جاي خوبي براي زندگي نيست و دليلش رو هم اینطوری میگه: اينجا نهايتش تو بتوني يه خونه داشته باشي و يه ماشين و يه زندگي راحت و سالي يکي، دوتا مسافرت خارج و … همين.

خب وقتي من ازش پرسيدم که مگه آدم ديگه چي ميخواد.آدم ميخواد يه زندگي راحت داشته باشه و احساس آرامش کنه ديگه. و در جوابم می گه که نه!نه! ببين ما تو ايران يه خونه داشتيم بعد زحمت کشيديم  يه خونه دیگه خریدیم. کلي زمين خريديم ساخت و ساز کرديم.باز هم خيالمون راحت نبود و آرامش نداشتیم، حالا چطوري اينجا آدم با يه خونه خيالش راحت ميشه.
به نظر من اين مشکل ايران يا کانادا يا هر کشور ديگه اي نيست.اين مشکل اين آدم هستش. يه جور مشکل رواني(نه به معنای بد، منظورم طرز فکر بود). یه جور حرص و ولع مال اندوزي. کاملا درسته اينجا شما نميتونيد هي خونه بخريد و 6 ماه بعد به دو برابر قيمت بفروشيد و بعد با پولش بريد زمين بخريد و با مصالح ارزون و باج و … 8 طبقه بريد بالا که فوتش کنن همش بريزه و شما خيالتون راحت باشه که در عرض يک سال يه خونه رو کرديد 16 تا، خب من با همچین چیزی کیف نمیکنم. پس اگه شما به اين ميگيد احساس آرامش بهتره قبل از اومدن الگوهاي خودتون رو تغيير بديد.

happy_man

من به جاي اينکه توي يه جمله بخوام بگم اينجا خوبه يا بد! بياييد يا نياييد. بدون اينکه نظر خودم رو بگم سعي ميکنم فقط راهنمایی کنم از کجا این اطلاعات رو به دست بیارید. متوسط درآمد هم ميتونيد توي این سایت که یه سایت دولتی هست پیدا کنید.ضمن اینکه اطلاعات خیلی خوبی هم راجع کاریابی میتونید توش پیدا کنید.

در مورد هزینه ها و کلا دخل و خرج هم این آدرس یکی از سایتهای دولتی کاناداست و آمار گیری که هر سال انجام میده.آخرین آمارگیری دسامبر 2008 انجام شده روی اطلاعات سال 2007.چون بیشتر دوستان راجع به اونتاریو سوال میکنند.این جدول آماری استان اونتاریو هستش.اطلاعات سایر استانها رو میتونید اینجا داشته باشید.ضمن اینکه اطلاعات جالبی هم راجع به سایر هزینه ها با جزییات خواهید داشت Spending Patterns in Canada 2007

خودتون ببینید طبق این جدول که یه سایت دولتی هست، چقدر میتونید با این میانگین ها و هزینه ها احساس آرامش کنید.

امیدوارم بتونید از این اطلاعات جواب همه سوالهاتون رو بگیرید و همیشه در زندگی موفق و پیروز باشید.

امروز آخرین روز کاریه و از فردا چهار روز تعطیل هستیم.البته پارسال 2 هفته تعطیل بودیم.امسال رئیسمون حال نکرده بیشتر تعطیلمون کنه :(

البته پارسال من اینجا کار نمیکردم اما همسرم اینجا بود و 2 هفته هم تعطیل بود ولی اونموقع ما ماشین نداشتیم که جایی بریم و چون یه روز مونده به تعطیلات از این دو هفته تعطیلی مطلع شدیم فرصت خرید بلیط و پکیج های مسافرتی رو هم نداشتیم.دلمون رو صابون زده بودیم برای امسال که اینجوری شد.مرخصی های من که چون تقریبا از اواسط سال اومدم شرکت نصف مرخصی های همسرم بود و الان همسرم 8 روز مرخصی داره که مجبوره استفاده کنه.اونوقت من مظلومانه تنهایی باید بیام شرکت.گواهینامه ام  طوریه که نمیتونم تنهایی پشت ماشین بشینم (به دلیل تنبلی مفرط هنوز گواهینامه G2 رو نگرفتم) و البته همسر گرامی هم اونروز اعلام کردند گواهینامه هم داشتی من نمیذاشتم تو این برف تنهایی رانندگی کنی.البته پارسال سرتاسر زمستون تو طوفان و برف ، همش تنهایی میرفتم سر کار و تازه پیاده روی هم بیشتر از اینجا داشتم.هرچند که همسر جان هم جایی نمیتونه بره و مجبوره الکی بشینه تو خونه.اما خوب بنده مقادیر معتنابهی مورد غر زدن واقع شدم که چرا همون قدر مرخصی هام رو هم تک خوری  کردم که نشه با هم آخر سال استفاده کنیم و مسافرت بریم.

فردا روز کریسمس و همه به هم هدیه میدن.این رسم هدیه دادن هم اینجا خیلی جالبه.اولا که بچه های کوچولو یه ویش لیست پر میکنن که از سنتا (بابا نوئل) چی میخوان و پدر و مادر ها هم اون ها رو تهیه میکنند و شب یواشکی میذارن تو جورابهای مخصوصی که بچه ها کنار درخت کریسمس یا پشت در آویزون کردن.و صبح که بیدار شدن فکر میکنن سنتا دیشب اومده و این هدیه ها رو براشون آورده.بعضی وقتها پدر و مادر ها هدیه ها رو میدن به سنتا هایی که تو مراکز خرید و … هستند و با لباس و ریش و .. و بعد با بچه شون میرن اونجا و یه دفعه سنتا میاد طرف بچهه و میگه تو باید فلانی باشی!!! اونوقت هدیه بچه رو میده بهش.

گاهی وقتها هم یه نفر سنتا میشه و لباس میپوشه و میره خونه فامیلا و همسایه ها و هدیه هایی که پدر و مادرا گرفتن رو میده به بچه ها و با هاشون عکس میگیره.

یکی از کارهای جالبی که اینجا تو بعضی از شرکتها انجام میشه از جمله شرکت ما مراسم Secret Santa هست.هز کس که میخواد تو مراسم شرکت کنه اسمش رو میگه و بعد اسمها رو مینویسن و میریزن تو یه کلاه و هر کس یه دونه بر میداره (ولی نمیگه اسم کی در اومده) و برای اون شخص هدیه میخره و اسم طرف رو روش مینویسه اما جای اسم خودش رو خالی میزاره.بعد همه هدیه هایی رو که خریدن رو یه میز یا کنار درخت کریسمس میذارن و تو یه مراسم همه جمع میشن و هر کس هدیه ای که اسم خودش روش نوشته شده رو بر میداره و آخر سر هر کسی حدس میزنه که کی این هدیه رو براش گرفته.مراسم جالب و با مزه ایه و من خیلی دوستش دارم.در واقع هر کسی سنتای یکی دیگه میشه ولی خوب چون سنی ازمون گذشته میفهمیم که باید کار یکی از همکارا باشه.

امسال ریسمون سنتای من شده بود و یه سینی کریستال و یه قاب سیلور خوشکل هم برام گرفته بود.تزیینش هم خیلی باحال بود.خودم هم برای یکی از همکارها یه سبد گرفتم که توش پر از شوکولات های استارباکس و قهوه و لیوان استارباکس بود.

و اما خرید : اینجا میشه گفت همیشه حراجهای فصلی خوبی داره و میتونید خریدهای خوبی داشته باشید اما یکی از بهترین روزها برای خرید که میتونید خرید خیلی خیلی خیلی خوبی داشته باشید یه روز بعد از کریسمسِ که بهش Boxing day میگن.تو این روز همه فروشگاه ها اجناس خودشون رو حراج میکنن یه حراج واقعی.میتونید لباسها ،کیف ، کفش و هرچیزی رو بعضی جا ها حتی تا 10% قیمتش هم بخرید.البته این روز به قدری شلوغه که باید با برنامه ریزی برید خرید.لباس و کفش مناسب و راحت بپوشید.بعضی از مردم حتی از شب میرن و پشت فروشگاهای بزرگ و مال ها منتظر میمونن تا به محض باز شدن فروشگاها خریدشون رو شروع کنن.

به خصوص فروشگاه هایی مثل Future shop و Best buy.

تو این روز همه فروشگا ها حراج دارن و با خیال راحت خرید کنید چون اینجا وقتی جنسی رو حراج میکنن واقعا حراج شده و اگه همیشه از حراجها خرید کنید در سال هر خونواده تا چندین هزار دلار میتونه پس انداز کنه.حراج های این روز شامل لوازم خونگی و مبل و تلوزیون و … میشه فقط خاص پوشاک نیست.

روز خوب و خوشی داشته باشید

اینم یه عکس از خرید  boxing day :)

boxing-day