بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا

Archive

Tag: مد

* دیروز باد شدیدی می وزید و امروز هوا خیلی خنکه، بخوام از جنبه غُرغُر آمیز به قضیه نگاه کنم باید بگم یکم سرده. چند تا ساقه از رز ها رو که هفته پیش هرس کرده بودم و گذاشته بودم تو لیوان آب، جوونه زدن و امروز میخوام بکارمشون توی گلدون، خانوم همسایه بهم گفت که انتهای ساقه رو کمی پودر مخصوص تسریع ریشه بزنم و بعد بذارمش توی خاک. ادامه مطلب…

این مطلب به دلیل ذوق زدگی ِ نویسنده این وبلاگ نوشته شده و هیچ ارزش دیگری ندارد :)

shopping

فروشگاه هایی که من ازشون خرید میکنم یکی  Esprit و یکی Tommy هستش.البته از فروشگاهای دیگه مثل Le chateau هم زیاد خرید میکنم.همینطور GAP و Suzy shier و خیلی های دیگه. ولی این دوتا فروشگاه رو خیلی دوست دارم. هم Design شون رو و هم Design شون رو :) )) ادامه مطلب…

داشتم به مد فکر میکردم .اینکه مد و فشن فقط تو نحوه لباس پوشیدن و آرایش و دکوراسیون و ایناست؟
خوب گاهی اوقات هم تکیه کلامها و نوع حرف زدن خاصی مد میشه.مثلا من یادمه وقتی دبستان بودم بین دخترهای دبیرستانی اونموقع مد شده بود “س” رو “ث” تلفظ کنند.خوب مد بود دیگه یه جورایی شبیه دخترای لوس و ننر میشدن !!!
گاهی وقتها هم یه جور سبک زندگی کردن مد میشه.مثلا مد میشه آدم خونه بخره بده اجاره و خودش هم بره جای دیگه مستاجر بشه!!!
یا مثلا مد میشه دخترا با مردهای پولدار  و خیلی مسن تر از خودشون ازدواج کنن.یا به قول “فرزانۀ” سریال “بزنگاه” الان شوهر جونتر مد شده.
اما تا چه حد ما موقع پیروی از مد فکر میکنیم و با آگاهی انتخاب میکنیم؟
آگاهی؟!!!
آهان یه چیزی که چند وقتیه تو ایران مد شده “نداشتن آگاهیِ”.چطوری؟ مثلا دوست داریم بریم خارج یا تصمیم داریم مهاجرت کنیم.یا اینکه اصلا دلمون میخواد! هویجوری! خوب یکی از رفتارهایی که مثلا ازمون سر میزنه اینه که تا یه جایی بحث از سریال های 90 شبی و اینا میشه قیافه میگیریم که : “من که اصلا از این سریالها خبر ندارم خدا رو شکر چون تلوزیون ایران رو بوسیدم و گذاشتم کنار.فقط ماهواره”
بدترینیش(البته به نظر من) قیافه گرفتن بخاطر دنبال نکردن اخبار و نخوندن روزنامه هاست.متاسفانه این مسئله چند وقتی هست که مد شده و عجیب هم بعضیها طرفدارش شدن.مثلا میگن:
اخبار چیه بابا.روزنامه میخونی؟ هه هه هه .چه جالب.
یا مثلا :من که اصلا نمیدونم چه روزنامه هایی هست و اخبار رو چه ساعتی میگن.
به نظر شما این چیز شیک و قشنگیه که کسی روزنامه نخونه یا خبرها رو دنبال نکنه؟
اینا رو گفتم تا به اینجا برسم که : من دوستی دارم که چند وقتی هست که رفته تو مُد خبر نخوندن و اینکه بابا همشون چرت و پرته و اینا.جالبه که این آدم با اینکه ایران زندگی میکنه ولی دیروز برای من متنی رو از یه روزنامه پر تیراژ ایران مربوط به 5 ماهه پیش ایمیل کرده  (البته مطمئن هستم که نمیدونه این متن مقاله ای هست که تو روزنامه نوشته شده وگرنه اصلا همچین کاری نمی کرد چون به نظرش عیبه آدم روزنامه، اونم ایرانی بخونه)  ولی جالب بود برام که من اینور دنیا روزنامه های داخلی رو هم پیگیرم و حالا این آدمِ به خیال خودش با کلاس که به نظرش من و امثال من بی کلاس هستیم متن 5 ماهه پیش یه روزنامه رو فرستاده و انگار چیز باحالی کشف کرده باشه برای همه هم ایمیل کرده.ولی نمیدونه این مقاله ایِ که تو همون روزنامه هایی که خوندنشون کار زشت و بیکلاسیِ، نوشته شده و اون هم 5 ماهه پیش.حالا شما بگید کدوم زشته؟