دو هفته خیلی شلوغ و پر از فشار کاری و سخت رو گذروندم.
امروز میریم به مسافرت یک هفته ای .همسری مرخصی داشت و من نمیدونستم.وقتی که فهمیدم و خواستم منم مرخصی برگیرم رئیسمون مسافرت بود و وقتی برمیگشت که فقط پنج روز تا مرخصی همسری فاصله داشت.میترسیدم تو این مدت کم قبول نکنه.اینه که تمام انرژیم رو گذاشتم که کاری رو که مدتها قرار بود انجام بشه و به خاطر تنبلی های همون همکار معروف هنوز به هیج جایی نرسیده بود ،تمومش کنم.
از صبح تا بعد از ظهر که میرفتم شرکت از پشت سیستم بلند نمیشدم اون پسره هم کماکان بی خیال و خرسند ،جز یه بار که دیده بود من به میل خودم Database میسازم و پاک میکنم جدول کم و زیاد میکنم یه ایمیل زد که تو میدونی که من DBA هستم و مسوولیت سرورهای Database با منه؟میخواستم بگم تا اونجایی که من میدونم DBA کارش اینه که وقتی ازش بخوای یه کار کوچیک تو Database انجام بده سریع اون کار رو تحویل بده نه اینکه 2 ماه طولش بده آخرش بیاد بگه دوباره توضیح بدید برام.ولی بهش محل نذاشتم فقط جواب دادم که آره میدونم ولی چون هفته پیش بهت ایمیل زده بودم که به جدولهای من دست نزنی گفتم شاید میدونی.
خلاصه این شد که دیشب من تو خونه هم روی برنامه کار کردم و بالاخره ساعت 1 شب تموم شد و گزارشش رو هم برای رئیسمون فرستادم.صبح که بیدار شدم دیدم رئیس ایمیل زده و تشکر کرده بود و گفته بود که امیدوارم تعطیلات خوشی رو داشته باشید.
کار سختی بود به خاطر محدودیت زمانی که برام ایجاد شده بود.اما بالاخره تمام شد.تو این کار همه کارهای مربوط به اون پسره خنگ رو هم خودم انجام دادم.من نمیدونم چرا اینو اخراجش نمیکنن.یعنی من و رئیس دو ماه به این میگفتیم این کار رو انجام بده میرفت میومد یه کار دیگه ای کرده بود.همش هم میگفت نمیشه.دوباره توضیح میدادیم حتی راه حل رو هم بهش میگفتیم.مثال براش مینوشتیم.نمیفهمید.یه بار من از حرصم برداشتم یه مثال ساده رو اینقدر براش توضیح دادم و شکل کشیدم .رنگ رنگی .ایمیل زدم بعد دیدم رفته پیش رئیس میگه اینو برام توصیح بده.بیچاره رئیس میگفت دیگه چیو توضیح بدم؟من بودم بهم برمیخورد یکی همچین مثالی رو برام بفرسته میگفتم مگه فکر کردی من خنگم.ولی این آقا انگار که نه انگار اصلا نفهمیده بود من دستش انداختم.منظورم این بوده که تو یه همچین مسئله ساده ای رو هم نمیفهمی.
ولی بالاخره انجام شد.هوا هم که امروز خوبه و پروازمون رو هم چک کردیم که به موقع انجام میشه. امشب ما کلی از اینجا دور هستیم و جایزه این دو هفته کار سخت رو کنار سواحل کاراییب میگذرونیم.تا هشت روز دیگه بر میگردم.امیدوارم همگی خوب و خوش باشید.