<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید &#187; کار</title>
	<atom:link href="http://barani.ca/tag/work/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://barani.ca</link>
	<description>خاطرات و تجربيات مهاجرت به کانادا</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 20:26:13 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>سایتهای مفید</title>
		<link>http://barani.ca/2010/01/useful-site/</link>
		<comments>http://barani.ca/2010/01/useful-site/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jan 2010 17:16:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=2591</guid>
		<description><![CDATA[دو تا سایت رو که قبلا به یکی از دوستان در کامنتها معرفی کردم رو اینجا مینویسم تا اگه دوستان دیگری هم خواستند اونها رو مطالعه کنند. سایتهای جدیدی نیستند و مطمئنن خیلی از شما عزیزان قبلا از وجودشون اطلاع داشتید و مطالعه کردید. امیدوارم که مورد استفاده دوستان قرار بگیره.
یکی از این سایتها که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دو تا سایت رو که قبلا به یکی از دوستان در کامنتها معرفی کردم رو اینجا مینویسم تا اگه دوستان دیگری هم خواستند اونها رو مطالعه کنند. سایتهای جدیدی نیستند و مطمئنن خیلی از شما عزیزان قبلا از وجودشون اطلاع داشتید و مطالعه کردید. امیدوارم که مورد استفاده دوستان قرار بگیره.<span id="more-2591"></span></p>
<p>یکی از این سایتها که مربوط به دولت هست سایت مربوط به<a href="http://www.labourmarketinformation.ca/standard.aspx?pcode=lmiv_main&amp;lcode=e" target="_blank"> اطلاعات بازار کار در کانادا</a> هست. این اطلاعات بر طبق آمار و اطلاعاتی هست که دولت جمع آوری میکنه. البته اطلاعات فعلی این سایت بر اساس آخریت اطلاعات تا تاریخ 31 دسامبر سال 2008 هست. سایت خیلی مفیدی هست که فکر میکنم همه عزیزانی که در راه مهاجرت به کانادا هستند و یا دوستان خوبی که در کانادا زندگی میکنند و به دنبال اطلاعاتی در ارتباط به شغل و بازار کار کانادا و میانگین درآمد در تخصصهای مختلف و شهرهای مختلف و همین طور کاریابی و &#8230;هستند، بتونند اطلاعات مفیدی رو از این سایت به دست بیارن.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.labourmarketinformation.ca/standard.aspx?pcode=lmiv_main&amp;lcode=e"><img class="aligncenter size-full wp-image-2592" title="labour_market" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2010/01/labour_market.bmp" alt="" width="309" height="137" /></a></p>
<p style="text-align: right;">سایت بعدی سایتی هست که در حقیقت اطلاعات مربوط به املاک و خرید و فروش املاک رو در اختیار شما میذاره. این <a href="http://www.mls.ca/splash.aspx" target="_blank">سایت</a> مربوط به Canadian Real Estate Association و کلیه حقوق اون هم در اختیار (®MLS®(Multiple Listing Service هست.</p>
<p style="text-align: right;">شما میتونید با استفاده از <a href="http://www.mls.ca/splash.aspx" target="_blank">این سایت</a> کلیه اطلاعات مربوط به املاکی که برای فروش، اصطلاحا لیست شده اند رو ببینید. این اطلاعات شامل متراژ ملک، قیمت، تعداد اطاقها، مکان روی نقشه و آدرس و عکسهای مربوط ملک و &#8230; هست.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.mls.ca/splash.aspx"><img class="aligncenter size-full wp-image-2593" title="t_realtorsknow" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2010/01/t_realtorsknow.gif" alt="" width="167" height="66" /></a></p>
<p style="text-align: center;">***********</p>
<p style="text-align: center;">***********</p>
<p style="text-align: right;">در مورد <a href="http://www.crea.ca/public/use_a_realtor/use_a_realtor.htm" target="_blank">REALTOR® Services </a>هم میتونید <a href="http://www.crea.ca/public/use_a_realtor/use_a_realtor.htm" target="_blank">اینجا</a> اطلاعاتی رو به دست بیارید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.crea.ca/public/use_a_realtor/use_a_realtor.htm"><img class="size-full wp-image-2594  aligncenter" title="R_logo_burg" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2010/01/R_logo_burg.jpg" alt="" width="150" height="176" /></a></p>
<p style="text-align: right;">سایت  <a href="http://www.crea.ca/" target="_blank">Canadian Real Estate Association</a> رو هم میتونید اینجا ببینید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.crea.ca/"><img class="aligncenter size-full wp-image-2598" title="logo" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2010/01/logo.gif" alt="" width="300" height="49" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2010/01/useful-site/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبر مهم: درخواست نیرو برای شرکت :)</title>
		<link>http://barani.ca/2009/12/application-developer-opportunity/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/12/application-developer-opportunity/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 14:36:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=2399</guid>
		<description><![CDATA[شرکتی که من و همسرم کار میکنیم حدودا 150 تا پرسنل داره که تو بخشهای مختلف حقوقی، مالی و &#8230; کار میکنند. دپارتمان آی تی شامل 6 نفر هست که سه نفر از این شش نفر ایرانی هستند.( من و همسرم و یک نفر هم مسوول شبکه) البته تو بخشهای دیگر شرکت هم هموطنای عزیزمون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شرکتی که من و همسرم کار میکنیم حدودا 150 تا پرسنل داره که تو بخشهای مختلف حقوقی، مالی و &#8230; کار میکنند. دپارتمان آی تی شامل 6 نفر هست که سه نفر از این شش نفر ایرانی هستند.( من و همسرم و یک نفر هم مسوول شبکه) البته تو بخشهای دیگر شرکت هم هموطنای عزیزمون کار میکنند و خدا رو شکر که تا حالا از کار همه راضی بودند. رئیس دپارتمان آی تی هم از کار ما سه نفر خیلی راضیه. این روزها تصمیم به توسعه این بخش از شرکت دارند و در حال حاضر به یک برنامه نویس دیگه مسلط به Java و آشنا به ASP .NET احتیاج دارند و از من و همسرم خواستند که اگر شخصی رو در این تخصص میشناسیم معرفی کنیم.</p>
<p>از دوستان برنامه نویسی که اینجا رو میخونن (ساکن GTA) خواهش میکنم در صورت تمایل رزومه خودشون رو تا آخر هفته آینده یعنی 25 دسامبر به آدرس <span style="color: #339966;">Info@barani.ca</span> ارسال کنند.</p>
<p>هیچ گونه مشخصات شخصی لازم نیست(آدرس و شماره تلفن &#8230;) فقط یک ایمیل بذارید، در صورتی که رزومه شما مورد قبول بود از خود شرکت از طریق ایمیل با شما تماس میگیرن.</p>
<p>برای نوشتن رزومه هم قبلا سایتهایی رو معرفی کردم که باز هم اینجا مینویسم.</p>
<p><a onclick="javascript:pageTracker._trackPageview('/outbound/article/resume.monster.ca');" href="http://resume.monster.ca/" target="_blank">Monster.ca – Resume Center</a></p>
<p><a onclick="javascript:pageTracker._trackPageview('/outbound/article/aneliteresume.com');" href="http://aneliteresume.com/" target="_blank">Elite Resumes</a></p>
<p><a onclick="javascript:pageTracker._trackPageview('/outbound/article/www.freeresumesamples.org');" href="http://www.freeresumesamples.org/" target="_blank">Free Sample Resume</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/12/application-developer-opportunity/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یه حس خوب</title>
		<link>http://barani.ca/2009/11/good-news/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/11/good-news/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 18:15:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=2294</guid>
		<description><![CDATA[حدودا سه هفته پیش همکار چینی ما که DBA  شرکت بود بالاخره اخراج شد. میگم بالاخره چون چیزی در حدود هشت &#8211; نه ماه بهش فرصت داده شد بلکه خوب کار کنه. هیچ وقت هیچ کاری رو انجام نداد که پر از اشکال نباشه و یا با انجامش یه مشکل تازه رو به وجود نیاره. من که خیلی وقت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حدودا سه هفته پیش همکار چینی ما که DBA  شرکت بود بالاخره اخراج شد. میگم بالاخره چون چیزی در حدود هشت &#8211; نه ماه بهش فرصت داده شد بلکه خوب کار کنه. هیچ وقت هیچ کاری رو انجام نداد که پر از اشکال نباشه و یا با انجامش یه مشکل تازه رو به وجود نیاره. من که خیلی وقت بود کاری رو بهش نداده بودم و خودم همه کارهای مربوط به دیتا بیس رو انجام میدادم، هر وقت یه کاری رو بهش داده بودم، یه کار ساده که باید یکی دو ساعته تحویل میداد، بعد از یک هفته، یه کاری دیگه رو با 180 درجه اختلاف تحویل میداد یا اصلا تحویل نمیداد. برام قابل تحمل نبود که بعد از یک هفته بیاد با خنده های مسخره خاص چینی ها چشمهاش رو لوچ کنه و بگه : این خیلی زمان میبره، خیلی سخته&#8230; وجودش دقیقا شبیه به سرعت گیری بود تو یه اتوبان که قابلیت رانندگی با سرعت 200 کیلومتر در ساعت رو داره. <span id="more-2294"></span>با وجودی که هیچ کدوم دل خوشی ازش نداشتیم و این ماه های آخر رئیس حسابی از دستش کلافه شده بود، اما به شخصه حس خوبی از اخراجش بهم دست نداد. به خصوص اخراجهای اینجا که یهو میان بهت اطلاع و همون لحظه باهات میان تا وسایلت رو جمع کنی و کلید رو تحویل بدی و بعد تا دم در همراهیت میکنن. دقیقا طرف رو میدازن بیرون، اما به صورتی مودبانه و با لبخند و آروزی موفقیت.</p>
<p>تو همون روزها هم همسری به رئیسمون گفته بود که ری ویو میخواد و درخواست افزایش حقوق داده بود. تقریبا 2 هفته گذشت و خبری نشد. هفته پیش از مدیر منابع انسانی یه ایمیل گرفتم که خواسته بود قبل از رفتن به خونه، رئیس رو ببینم. رفتم تو کیوب مدیرمون و گفتم : میخواستید با من صحبت کنید؟ یه جوری با شرمندگی و خجالت گفت نه! واقعا!! نه! و هی اشاره میکرد به کیوب مدیر منابع انسانی و میگفت که واقعا این نظر من نیست، متاسفم،  و یه نامه رو میخواست بده به من که هی خجالت میکشید. دیگه مطمئن شده بودم که نامه اخراجم رو میخواد بهم بده. مرتب هم میگفت متاسفم &#8230; پاکت رو گرفتم و قبل از اینکه بازش کنم پرسیدم :اخراج؟! دوباره گفت متاسفم! نامه رو باز کردم دیدم اضافه حقوق گرفتم!!!!! باورم نمیشد، چند بار خوندمش. با تعجب نگاهش کردم حتی مبلغش هم برام دور از انتظار بود. از دفعه قبل که خودم درخواست داده بودم بابت ری ویو و افزایش حقوق، بیشتر بود. فهمیدم میخواسته بیشتر از این به من افزایش حقوق بده اما مدیر منابع انسانی دخالت کرده و اجازه نداده.  به هر حال من چون اصلا منتظر افزایش حقوق نبودم و تقاضا هم نکرده بودم خیلی بهم مزه داد، خودم رو ناراحت نشون دادم ولی تشکر کردم و گفتم طوری نیست، کاری نمیشه کرد دیگه. اومدم تو کیوبم و از خوشحالی نزدیک بود غش کنم. همسری هم اضافه حقوق گرفت ولی چون خودش درخواست کرده بود، مطمئنم خیلی به اندازه من خوشحال نشد و بهش مزه نداد. حسی که به من دست داد درست مثل حس خوشحالی بعد از پیدا کردن گنج میمونه وقتی که اصلا دنبال گنج نبودی.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-2298 aligncenter" title="de4" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/11/de41.jpg" alt="de4" width="400" height="248" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/11/good-news/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>33</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پلی به سوی آینده</title>
		<link>http://barani.ca/2009/10/careerbridge/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/10/careerbridge/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 18:46:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار و کاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=2067</guid>
		<description><![CDATA[امروز میخوام یه روش کاریابی دیگه رو معرفی کنم. فکر میکنم تا حالا دو روش کاریابی رو معرفی کرده باشم. یکی کارهای داوطلبانه از طریق دوره های Co-Op بود و دیگری نمایشگاه های کار. اما قبل از توضیح روش جدید، لازم دیدم که یک مقایسه کلی بین این روشها داشته باشیم تا هم یه دید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز میخوام یه روش کاریابی دیگه رو معرفی کنم. فکر میکنم تا حالا دو روش کاریابی رو معرفی کرده باشم. یکی کارهای داوطلبانه از طریق دوره های Co-Op بود و دیگری نمایشگاه های کار. اما قبل از توضیح روش جدید، لازم دیدم که یک مقایسه کلی بین این روشها داشته باشیم تا هم یه دید کلی برای شما ایجاد بشه و هم اینکه بهتر براتون قابل لمس باشه و بشه بهتر تصمیم گیری کرد. دوره های Co-Op از این جهت که نیروی متخصص با توجه به سابقه کاری خودش به طور داوطلب در یک شرکت استخدام میشه و در واقع از این طریق سابقه کار کانادایی رو میخره نیازی به داشتن تجربه کار کانادایی نداره و اساسا برای اون دسته از افراد متخصصی هست که برای داشتن سابقه کار کانادایی از این طریق میخوان وارد بازار کار کانادا بشن. اما در نمایشگاه های کار اینطور نیست و همه میتونن شرکت کنند.<span id="more-2067"></span> یعنی ویژه مهاجران و ویژه افراد بدون سابقه کار کانادایی نیستند که البته این به این مفهوم نیست که کسی بدون سابقه کار کانادایی نتونه تو این نمایشگاه ها کار پیدا کنه، خود من دوستانی رو داشتم  که تو همون روزهای اول ورودشون به این نمایشگاه ها مراجعه کردن و در تخصص خودشون و کار مورد علاقشون هم استخدام شدند. اما در دوره های Co-Op شرکت ها شما رو به عنوان یه نیروی متخصص بدون تجربه در محیط های کانادایی استخدام میکنند و از این نداشتن سابقه کار هم مطلعند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-2068" title="8_1_employees_151852_0" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/10/8_1_employees_151852_0.jpg" alt="8_1_employees_151852_0" width="216" height="216" /></p>
<p>نمایشگاه های کار برای همه مفید هست حتی برای کسانی که سالها تو کانادا کار کردن . اما روش سوم که امروز معرفی می کنم با هر دوی اینها متفاوت هست. این روش چیزی بین Co-Op و کار و استخدام واقعی هست. به این دلیل شبیه به Co-Op هست که برنامه ای هست برای جذب نیروهای متخصص مهاجر، اتفاقا یکی از شروط استخدام از این روش نداشتن سابقه دریافت حقوق در ارتباط با تخصص شما در کاناداست. یعنی کسانی مجاز به استفاده از این برنامه هستند که تا به حال در کانادا در زمینه تخصصی خودشون کار نکردند و یا اگر کار کردن حقوقی دریافت نکرده باشن. در ضمن نباید از تاریخ  ورود اونها به کانادا بیش از سه سال گذشته باشه. این برنامه کمی خرج داره البته کمی بیشتر از روش Co-Op. برای دوره Co-Op حدودا 60 دلار هزینه امتحان و ثبت نام دوره باید پرداخت بشه. اما برای این روش شما نیاز به معادل سازی مدرک تحصیلی خودتون دارید. که بسته به موسسه ای که برای این معادل سازی مراجعه میکنید هزینه ها هم متفاوت هست. بین 100 تا 300 دلار. موسسه ای که برای معادل سازی مراجعه میکنید باید تو لیست اونها وجود داشته باشه. به سایت موسسات مراجعه میکنید و هزینه ها رو چک کنید. یکی از دوستان که اخیرا اومده و من بهش گفتم که از طریق این برنامه برای کار اقدام کنه میگفت انجمن ایرانیان به صورت رایگان این معادل سازی رو انجام میده. من اطلاع دقیقی راجع به این مسئله ندارم که آیا جایی که انجمن، معادل سازی رو انجام میده جزء لیست هست یا نه. میتونید از خودشون سوال کنید.  اما مهمترین تفاوت بین این روش و Co-Op پرداخت وجهی است معادل 2200 دلار در ماه از طرف شرکت و به عنوان حقوق هست.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-2069    aligncenter" title="career" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/10/career.jpg" alt="career" width="320" height="320" /></p>
<p>یعنی بر خلاف Co-Op که شما اصلا دریافتی نداشتید اینجا هر ماه 2200 دلار هم دریافت میکنید. و باز هم کار در تخصص خود شماست. اکثرا شرکتهای بزرگ و معتبری هستند. دوره ها 4 ماه هست و در صورت تمایل دو طرف تا 12 ماه قابل تمدید هست . البته برای یکی از دوستان خود من پیش اومد که بعد از 2 ماه استخدام شد. و حقوقش هم با توجه به عرف بازار و متوسط اون رشته تعیین شد. اما شرکت اگه بخواد میتونه از فرصت و موقعیتی که بهش داده شده این برنامه رو تا 12 ماه تمدید کنه. چون این 2200 دلار رو در واقع اون شرکت پرداخت نمیکنه، بلکه اون هم این کمک رو دریافت میکنه تا به شما این مبلغ رو پرداخت کنه و فرصتی به مدت 12 ماه داره تا از این روش نیروهای متخصص رو به کار بگیره. خود من هم از این برنامه استفاده کردم و جایی که قرار شد برای کار برم پست برنامه نویس و طراح سیستم های بانکی تو رویال بانک بود. هم شغل خیلی خوبی بود و هم اینکه جای خیلی معتبری بود. اما جواب نهایی رو زمانی به من دادن که دو هفته از استخدام من تو شرکت فعلی میگذشت و من هم با توجه به اینکه با همسرم همکار بودیم و با هم رفت و آمد میکردیم و از این بابت در هزینه رفت و آمد صرفه جویی میشد، نرفتم. البته خیلی با اکراه گفتم که نمیام و همیشه از این میترسم که روزی پشیمون بشم که چرا نرفتم. امیدوارم هیچ وقت پشیمون نشم.</p>
<p>در کل شرکتهای خیلی معتبر و خوبی بودن. اکثر غولهای نرم افزاری که من اینجا اسمشون رو شنیدم و بانکها و شرکتهایی خودروسازی و شرکتهای هواپیماسازی مثل<a href="http://www.bombardier.com/" target="_blank"> Bombardier</a> از طریق این برنامه نیروهای متخصص رو به کار میگیرن.<br />
اسم این موسسه که این برنامه رو برگزار میکنه  <a href="http://www.careerbridge.ca" target="_blank">Career Bridge</a> هست و اون برنامه هم  <span style="color: #000000;"><a href="http://www.careerbridge.ca/cbbecomeintern.asp" target="_blank">FOR INTERNATIONALLY QUALIFIED PROFESSIONALS</a> هست که میتونید راجع بهش <a href="http://www.careerbridge.ca/cbbecomeintern.asp" target="_blank">اینجا</a> مطالعه کنید همه توضیحات رو با دقت بخونید، همه چیز رو کامل توضیح داده. اما به طور کلی و مختصر بخواهم مراحل کار رو توضیح بدم باید بگم که شما از طریق وب سایت CareerBridge تو <a href="http://www.careerbridge.ca/cbbecomeintern.asp" target="_blank">این صفحه</a> ثبت نام میکنید که بعد از چند روز با شما تماس میگیرن و مشاور شما، زمانی رو تعیین میکنه تا با شما مصاحبه اولیه که در حد آشنایی و چک کردن مدارک هست رو انجام بده و همینطور به شما کمک میکنه تا رزومه خودتون رو آماده کنید. بعد از مصاحبه به شما یوزر و رمز عبور میدن که از اون طریق میتونید لیست شرکتهایی که از طریق این برنامه، نیرو میخوان رو ببینید. بعد از طریق همون سایت براشون رزومه میفرستید و بقیه مراحل مصاحبه بطور معمول انجام میشه و در نهایت شما رو تحت اون برنامه برای یک دوره  استخدام میکنن و دوره ها هم از چهار تا دوازده ماه هست.</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><span style="color: #339966;">سبز باشید <strong>V</strong></span></span><span style="color: #000000;"> </span></p>
<p><span style="color: #000000;"><br />
</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #000000;"><img class="aligncenter size-full wp-image-2071" title="career_home" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/10/career_home.gif" alt="career_home" width="350" height="267" /></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #000000;"><br />
</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #000000;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/10/careerbridge/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمایشگاه کار</title>
		<link>http://barani.ca/2009/10/job-fair/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/10/job-fair/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 16:53:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار و کاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=2055</guid>
		<description><![CDATA[یکی از راه های کاریابی و استخدام تو کانادا که متاسفانه تا حالا در موردش، صحبت نکردم و خیلی مفید هست، Job Fair ها هستند. که اگه بخوام ساده تر بگم یه جورایی شبیه به نمایشگاه ها و مثل نمایشگاه کتاب هست. با این تفاوت که شرکت کنندگان و غرفه داران این نمایشگاه شرکتها و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از راه های کاریابی و استخدام تو کانادا که متاسفانه تا حالا در موردش، صحبت نکردم و خیلی مفید هست، Job Fair ها هستند. که اگه بخوام ساده تر بگم یه جورایی شبیه به نمایشگاه ها و مثل نمایشگاه کتاب هست. با این تفاوت که شرکت کنندگان و غرفه داران این نمایشگاه شرکتها و موسساتی هستند که به دنبال نیروی کار و استخدام افراد هستند. در سال چندین بار این نمایشگاه های کار برگزار میشن. معمولا ورودی ندارن و برای مراجعه کنندگان رایگان هستند اما گاهی اوقات هم ورودی حدودا 3 تا 10 دلار دارند. گاهی وقتها این نمایشگاه ها عمومی هستند. یعنی همه نوع شرکت و در همه زمینه ها و تخصص ها در او شرکت دارن. اما بعضی از این نمایشگاه ها هم تخصصی هستند. و فقط شرکتهایی در زمینه تخصص خاصی شرکت میکنند. معمولا در زمینه  IT تعداد نمایشگاه های کار تخصصی زیاد برگزار میشه.<span id="more-2055"></span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-2061" title="job_fair_lg" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/10/job_fair_lg1.gif" alt="job_fair_lg" width="420" height="280" /></p>
<p>اساس کار این نمایشگاه ها بر پایه معرفی کارفرما ها و موسسات هست و در واقع ایجاد زمینه و فرصتی برای آشنایی و ملاقات افراد جویای کار (یا افرادی که به فکر تغییر محل کار خود هستند) با شرکت ها و موسسات هست. به هر شرکتی غرفه ای داده میشه و اون شرکت ضمن معرفی زمینه کار و فعالیت هایی که انجام میده از این فرصت استفاده میکنه تا با نیروهای متخصص در اون زمینه آشنا بشه. برای شرکت در این نمایشگاه ها بهتر هست تعدای رزومه آماده و پرینت شده همراه خودتون داشته باشید. تا در صورتی که تمایل به همکاری با یکی از این شرکتها رو داشتید بتونید رزومه خودتون رو به اونها بدید. خیلی وقتها اگه از شما و تجربه شما خوششن بیاد همون جا با شما مصاحبه میکنن. معمولا شرکتهای بزرگ و معتبری تو این نمایشگاه ها شرکت میکنند. بهتره همیشه تو اینترنت جستجو کنید تا این نمایشگاه رو از دست ندید. البته معمولا توی مترو و روزنامه ها و این طرف و اون طرف پوستر ها و آگهی هاشون رو میبینید. اما یکی از این نمایشگاه ها حدودا 10 روز پیش برگزار شد که من امروز با خبر شدم. اینجا<a href="http://www.thenationaljobfair.com/visitors/list.php" target="_blank"> لیست شرکت کننده ها</a> رو میتونید ببینید. البته یه نمایشگاه دیگه هم هست که  22 اکتبر برگزار میشه و میتونید<a href="http://www.nappcanada.com/" target="_blank"> اینجا اطلاعات لازم</a> رو در این مورد بخونید. یه نمایشگاه دیگه هم هست که 26 اکتبر برگزار میشه و<a href="http://www.nastrategyinstitute.com/english/Toronto.htm" target="_blank"> اونهم اینجا اطلاعاتش</a> رو نوشته. حتما به این نمایشگاه ها مراجعه کنید و شانس خودتون رو امتحان کنید.</p>
<p>برای آشنایی با رزومه و رزومه نویسی هم به این سایتها مراجعه کنید.</p>
<p><a href="http://resume.monster.ca/" target="_blank">Monster.ca &#8211; Resume Center</a></p>
<p><a href="http://aneliteresume.com/" target="_blank">Elite Resumes</a></p>
<p><a href="http://www.freeresumesamples.org/" target="_blank">Free Sample Resume</a></p>
<p>همینطور سایر نمایشگاه های کار رو میتونید<a href="http://www.thetorontoemploymentdirectory.com/jobfairsandevents.html" target="_blank"> اینجا </a>ببینید. تاریخ و مکان همه و همینطور شرکت کننده ها رو میتونید مطالعه کنید.</p>
<p><span style="color: #339966;">سبز باشید <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/10/job-fair/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه نویس</title>
		<link>http://barani.ca/2009/09/software-developer/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/09/software-developer/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 17:43:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار و کاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=2020</guid>
		<description><![CDATA[
تو این پست سوال خانوم نیلوفر رو جواب میدم که رشته تحصیلیشون کامپیوتر هست و در راه مهاجرت به کانادا هستند. و در مورد رشته کامپیوتر و نیاز بازار کار اینجا پرسیده بودند و اینکه بهتر هست رو چه قسمتهایی کار کنند. خدمت این دوست عزیزم و دوستای دیگه ای که احیانا همچین سوالی دارن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-2026" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/09/Computer_Crash_Cartoon.png" alt="Computer_Crash_Cartoon" width="305" height="266" /></p>
<p>تو این پست سوال خانوم نیلوفر رو جواب میدم که رشته تحصیلیشون کامپیوتر هست و در راه مهاجرت به کانادا هستند. و در مورد رشته کامپیوتر و نیاز بازار کار اینجا پرسیده بودند و اینکه بهتر هست رو چه قسمتهایی کار کنند. خدمت این دوست عزیزم و دوستای دیگه ای که احیانا همچین سوالی دارن باید عرض کنم که همونطور که همه ما میدونیم رشته کامپیوتر و کلا IT خیلی وسیع هست و تو این سالهای اخیر خودش به رشته های خیلی جزئی تر تبدیل شده. زمانی رشته کامپیوتر زیر مجموعه رشته برق و در واقع یکی از گرایشهای رشته برق بود. زمانی که من دانشجو بودم رشته کامپیوتر رشته مستقلی بود با دو گرایش نرم افزار و سخت افزار. عمده کار نرم افزاری ها برنامه نویسی بود و سخت افزاری هم به دلیل اینکه صنعت سخت افزاری (حداقل در اون زمان) پیشرفته ای تو کشورمون نداشتیم یا متخصص شبکه های کامپیوتری بودند و یا اینکه به دلیل بازار کار برنامه نویسی به سمت برنامه نویسی گرایش پیدا میکردند. امروزه البته میبینیم که رشته کامپیوتر گرایشهایی زیادی داره و هر کدوم هم بازار کار خودشون رو دارن.<span id="more-2020"></span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2029" title="300px-Java_logo.svg" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/09/300px-Java_logo.svg-163x300.png" alt="300px-Java_logo.svg" width="130" height="240" /></p>
<p>اطلاعاتی رو که من اینجا در این زمینه میگم تنها در مورد بازار کار برنامه نویسی هست و اطلاعات رو با توجه به امروز یعنی بیست و هشت سپتامبر سال 2009 عرض میکنم. چون صنعت کامپیوتر روز به روز در حال تغییر و پیشرفت هست و همینطور هم نرم افزار ها و زبان های برنامه نویسی مرتبا در حال تغییر هستند. یه مهندس کامپیوتر که شغلش برنامه نویسی و پیاده سازی سیستمهاست همیشه باید نیاز بازار کار و همینطور تغییرات زبانهای برنامه نویسی و تکنولوژی های جدید رو دنبال کنه تا بتونه متخصص موفقی باشه. مطمئنا همه تخصص ها به همین صورت هستند اما سرعت تحلیل رفتن دانش یه برنامه نویس خیلی خیلی زیاد هست. امروزه بیشتر Application ها به صورت web-based هستند. بنابر این زبانهای برنامه نویسی که قابلیت نوشتن اینطور Application ها رو داشته باشند تو بازار کار دارای موقعیتهای بیشتری هستند. زبانهای برنامه نویسی از جمله Net , Java , PHP. , &#8230;دونستن تکنولوژی Ajax هم اینروزها لازمه. (دونستنش، شانس شما رو خیلی خیلی بالا میبره).</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-2027" title="DeveloperCauldron" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/09/DeveloperCauldron.png" alt="DeveloperCauldron" width="248" height="235" /></p>
<p>همه این زبانهای برنامه نویسی برای نوشتن interface برنامه ها به کار میروند و همونطور که همه شما اطلاع دارید، داده ها توسط یک بانک اطلاعات ذخیره میشه.مثل:</p>
<p>Sql Server, My Sql, Oracle , &#8230;  اینجا از My Sql به دلیل اینکه مجانی هست و برای نصب و استفاده نیازی به خرید لایسنس نداره بیشتر استفاده میشه. اما در هرصورت همچنان داشتن دانش کار با Sql Server  وOracle خیلی خیلی مفید هست؛ ممکنه شرکتهای بزرگ از این نرم افزارها استفاده کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-2028" title="mysql-logo" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/09/mysql-logo.gif" alt="mysql-logo" width="200" height="146" /></p>
<p>این یک نکته کلی بود که به نظرم لازم بود راجع به بازار کار تخصصی خودم تو کانادا بگم و حتما همه عزیزانی که تو ایران تو این زمینه مشغول کار هستند متوجه شدند که از لحاظ بازار کار در زمینه برنامه نویسی کامپیوتر با ایران تفاوتی نداره. تنها تفاوتش میتونم بگم این هست که تو زمینه هایی که نیازی به خرید لایسنس برای کار نیست (نرم افزارهای open-source)، موقعیت کار برنامه نویسی بیشتر هست. مثل PHP که یاد گرفتنش به شما کمک میکنه زمینه کار بیشتری رو داشته باشید.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-2030 aligncenter" title="php-logo" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/09/php-logo.jpg" alt="php-logo" width="169" height="141" /></p>
<p>خوشبختانه متخصصین برنامه نویسی و کلا IT نیازی به آموزشهای اضافی و گذروندن دوره های ویژه و عضویت در انجمن خاصی ندارن. همه چیز بستگی به توانایی خود شخص در برنامه نویسی و به روز بودن برنامه نویس داره. البته داشتن مدارکی مثل MCSD,MCSE و سایر مدارک مرتبط با کامپیوتر وIT میتونه یه امتیاز محسوب بشه و رزومه شما رو قوی تر میکنه.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-2031 aligncenter" title="Linux-logo" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/09/Linux-logo.jpg" alt="Linux-logo" width="169" height="202" /></p>
<p>بهترین کار مطالعه و جستجو تو سایتهای کاریابی کاناداست، به این صورت که آگهی های کار رو که شرکتها تو این سایتها قرار میدن رو مطالعه کنید خود به خود متوجه خواهید شد که بازار کار در چه زمینه ای دارای موقعیت های  کاری  بیشتری هست. تو همون زمینه خودتون رو تقویت کنید. و همیشه سعی کنید خودتون رو یه برنامه نویس و یه متخصص فعال با دانش به روز شده، نگه دارید. حتما موفق خواهید شد.</p>
<p>این پست رو سعی کردم خیلی کلی بگم  و در واقع پاسخ سوالاتی بود تا حالا خیلی از دوستان از من پرسیده بودن که تو چه زمینه ای بهتره کار کنند تا بتونن بهتر جذب بازار کار کانادا بشن. حتما در آینده پست های با جزئیات بیشتر راجع به کار و شغل های مرتبط با مهندسی کامپیوتر خواهم نوشت. ضمن اینکه تو همین پست هم از دوستانی که در زمینه IT در کانادا فعالیت دارن خواهش میکنم اگه نکته ای به ذهنشون میرسه حتما تو کامنت ها بهش اشاره کنند.</p>
<p><span style="color: #339966;">سبز باشید <img src='http://barani.ca/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/09/software-developer/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دخل و خرج</title>
		<link>http://barani.ca/2009/02/job2/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/02/job2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Feb 2009 20:42:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[هویجوری]]></category>
		<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=685</guid>
		<description><![CDATA[
فرید زکریا در یکی از مقالات خودش با عنوان لطفا كانادا را الگو قرار دهيد  اعتقاد داره کانادا در بحران اقتصادی اخیر مشکلی نداره.
هرچند این بحران همچنان ادامه داره و به گفته خیلی از کارشناسان اقتصادی روزهای سختی رو پیش رو داریم اما تعداد زیادی از کارشناسان اقتصادی بر عکس بر این باورند که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-694" title="08-01-17_money1" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/08-01-17_money1.jpg" alt="08-01-17_money1" width="550" height="330" /></p>
<p><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7">فرید زکریا</a> در یکی از مقالات خودش با عنوان <a href="http://www.irannewsagency.com/index.php?news=15119">لطفا كانادا را الگو قرار دهيد </a> اعتقاد داره کانادا در بحران اقتصادی اخیر مشکلی نداره.</p>
<p>هرچند این بحران همچنان ادامه داره و به گفته خیلی از کارشناسان اقتصادی روزهای سختی رو پیش رو داریم اما تعداد زیادی از کارشناسان اقتصادی بر عکس بر این باورند که اقتصاد کانادا نه تنها دچار بحران نخواهد شد بلکه رونق هم خواهد گرفت.به هر حال هرکسی فرمول خودش رو داره و نظرش رو هم طبق تحقیقات خودش میگه و همه این نظرات موافق یا مخالف همگی نظریه های اقتصاد دانان هستند.<span id="more-685"></span></p>
<p>اما چیزی که وجود داره و ما مردم عادی که علم اقتصاد نداریم به وضوح شاهد اون هستیم تعطیلی بسیاری از کارخانجات هست که عمده اونها کارخونه های خودرو سازی آمریکایی هستند که تو کانادا هستند و پیامد این ورشکستگی ها و تعطیلی ها اخراج تعداد زیادی کارمند و کارگر بوده و به قولی تعداد زیادی موقعیت شغلی ناپدید شده.در نتیجه علاوه بر جمعیت تازه وارد جویای کار جمعیت زیادی از افراد جویای کار رو کارمندها و کارگرانی تشکیل میدن که قبلا کار میکردن و حالا بیکار شدن.از همه قشری هم هستند.از دکترا گرفته تا کارگران ساده.این یه بحران اقتصادیه و هیچ ربطی به این نداره که کانادا خوبه یا بده.یه کارخونه تولید کننده بزرگ بوده که سفارشات زیادی هم داشته.تعداد زیادی هم براش کار میکردن و حالا دچار بحران شده و نمیتونه حقوق کارمنداش رو بده مجبوره تعلیقشون کنه.خیلی از کارخونه ها هم تعطیل شدن.بعضیها بیمه هستن.مثلا من اگر که شرکتمون به دلیل بحران اقتصادی مجبور بشه من رو اخراج کنه.تا 8 ماه 55 درصد حقوقم رو از بیمه دریافت میکنم و تو خونه میشینم البته به شرط اینکه کار پیدا نکنم.اگه کار پیدا کردم که هیچی میرم سر کار.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-medium wp-image-691 aligncenter" title="08-01-17_money8" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/08-01-17_money8-300x229.jpg" alt="08-01-17_money8" width="300" height="229" /></p>
<p>یه نکته دیگه اینکه یکی از دلایل بحران اقتصادی رابطه بین عرضه و تقاضا ست.یعنی هی تقاضا زیاد شده هی عرضه بیشتر شده بعد هی تقاضا بیشتر شده و قیمتها و بهره ها رفتن بالاتر، بعد تقاضا کم شده عرضه ها ولی به اون سرعت کم نشده بعد تولید کننده ها مثل خر تو گل گیر کردن.یعنی این خیلی عامیانه اش بود .بعضیها دلایل زیادی رو عنوان میکنن که چون من علمش رو ندارم همینجوری کلی گویی کردم.کلی سایتهای تخصصی هست که اگه میخواید میتونید تو اینترنت راجع بهش تحقیق کنید.بعضی ها میگن اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بعضیها میگن نه اول تخم مرغ بوده.فکرش رو که میکنی همه هم درست میگن ولی من نفهمیدم بالاخره اول مرغ بوده یا تخم مرغ.مهم اینه که الان هر دو برای هم مشکل درست کردن.هم عرضه هم تقاضا.کاری نداریم به این چیزها.ولی در حال حاضر که وضعیت اقتصاد خرابه کار ساخت و ساز هم خوابیده.بانکها بهره هاشون رو کم کردن و داره بهره وامهای خرید خونه به صفر درصد میرسه.اجناس هم ارزونتر شده.بیشتر کارشناسای اقتصادی این زمان رو بهترین موقع برای خرید مسکن میدونن هرچند تاکید میکنن با وجود رکود اقتصادی و پایین اومدن بهره ها بانکها خیلی با اکراه وام میدن چون ریسک بالایی داره و خریدارها هم میترسن که کارشون رو از دست بدن و نتونن وامها رو پرداخت کنن و خونه از دستشون دربیاد.(دیدین بازم مشکل مرغ و تخم مرغ به وجود اومد) .این خودش به معنای بحران اقتصادیه.اونهایی که کار دارن و حقوقی دریافت میکنند نگرانیشون از دست دادن کار هست نه گرونی.اونهایی هم که تازه دارن میان و کار ندارن که به نظر من بحران و رونق نداره در هر صورت باید خودشون رو برای یک سال از جیب خوردن آماده کنن.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-medium wp-image-696 aligncenter" title="08-01-17_money3" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/08-01-17_money3-300x218.jpg" alt="08-01-17_money3" width="300" height="218" /></p>
<p>چیزی که میخوام بگم برای دوستایی هست که دارن میان.چه حالا که اوضاع اقتصادی بحث روز هست چه زمانی که مشکلات اقتصادی وجود نداره.شما دارید از یه کشوری می آیید که انگلیسی زبان دوم اون کشوره و بی شوخی انگلیسی هم اصلا خوب صحبت نمیکنیم.با محیط کار کانادا هم آشنا نیستیم.حتما به این موضوع فکر کنید که ممکن هستش مدتی بیکار باشید.چیزی در حدود یکسال رو در نظر بگیرید.ما خودمون با تمام شرایطی که توی پست قبلی گفتم این یکسال رو پیشبینی کرده بودیم.چیزی در حدود 1500 دلار برای 2 نفر در ماه در نظر بگیرید.به ازای هر نفر اضافه 150 دلار به این مبلغ اضافه کنید.این یه میانگین هستش برای یه زندگی معمولی زمانی که شما بیکار هستید.منظورم این نیست که این مبلغ برای زندگی اینجا خیلی خوبه.خب طبیعی شما وقتی دارید از جیب میخورید به مسافرت و کنسرت و لباسهای مارک دار و .. نباید فکر کنید.این مبلغ هم که گفتم با حاشیه اطمینان گفتم.وگرنه خیلی ها ممکنه کمتر از این هم خرج کنن.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-medium wp-image-692 aligncenter" title="saving-money-during-hard-financial-times-01-af" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/saving-money-during-hard-financial-times-01-af-300x207.jpg" alt="saving-money-during-hard-financial-times-01-af" width="300" height="207" /></p>
<p>از همون اول که اومدید بهتره برید دنبال کلاسهایی که رایگان هست از کلاس زبان گرفته تا رزومه نویسی .موسسه های زیادی هم هستند که این کارها رو رایگان برای مهاجرا انجام میدن.من خودم سه تا از این کلاسها رو رفتم.هم زمان هم رفتم. صبح میرفتم کلاسهای رزومه نویسی یه موسسه بعد از ظهر همون کلاس رو تو یه موسسه دیگه میرفتم.مفتِ ، خب بیکار هم هستید استفاده کنید.هرچند همشون مثل هم هستش ولی کلی آدمهای مختلف میبینید و از تجربیاتشون استفاده میکنید.من حتی همون روزهای اول که اومده بودیم به کلاس Customer service  هم بود که رایگان بود و رفتم با اینکه ربطی به رشتمون نداشت.شرکت کردن تو دوره های Co-op هم به نظر من خیلی خوبه حد اقلش اینه که شما تجربه کاری خوبی رو به دست میآرید.و کار تخصصی خودتون رو هم انجام میدید.درسته که حقوق نمیگیرید ولی خوب برای شما که فرقی نمیکنه وقتی دارید از جیب میخورید تو خونه بشینید یا برید سر کار.من ترجیح میدم تو محیط کار باشم و همزمان دنبال کار هم باشم.اگه دوست ندارید زیاد از جیب بخورید میتونید بعد از ظهر ها توی فروشگاه ها به عنوان (Cashier) کار کنید مطمئن باشید برای زبانتون هم خیلی خوبه.به هیچ عنوان هم کسر شان نداره.کار که عار نیست.(به نظر من البته) درسته که من نرفتم.چون همونطور که گفتم همسرم همون روزهای اول رفت سر کار اگر هم نمیرفت برای همون شرکت قبلی داشت کار میکرد.اما راستش رو بخواید اگه الان برگردم به روزهای اول مهاجرت حتما میرم و همزمان که دارم کار داوطلبانه تخصصی انجام میدم تو یه فروشگاه کار میکنم.چون برای زبان خیلی خوبه.برای رشته کاری من که از صبح تا شب جلوی کامپیوترم نشستم و با کسی حرف نمیزنم.تنها صحبتهای روزمره هم صحبتهای فنی و روتین کاریه خیلی خوب بود اگه قبلش تو یه محیط که با اجتماع سرو کار داشت کار میکردم.دروغ نگم حتی همین الان هم گاهی وقتها هوس میکنم روزهای تعطیل مثلا برم تو کافی فروشی های تیم هورتونز حتی اگه شده مجانی کار کنم حداقل یکم حرف بزنم با <img style="vertical-align:text-bottom" src="/wp-content/uploads/cache/b6d63808e5f308628fc43d566fbffba9.png"/>.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-thumbnail wp-image-690 aligncenter" title="moneyhappiness" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/moneyhappiness-150x150.jpg" alt="moneyhappiness" width="150" height="150" /></p>
<p>من پارسال که اومده بودم تو موسسه ای که میرفتم برای Co-op با یه آقای ایرانی آشنا شدم که حسابدار بود.2 سال بود که کانادا زندگی میکرد و هنوز کار پیدا نکرده بود و تازه بعد از 2 سال Co-op آشنا شده بود و اومده بود اونجا(خیلی ها با این موسسه ها آشنا نیستند).بهش گفتم از کانادا خوشتون می آد؟راضی هستید از اینجا بودن؟جوابم رو اینطوری داد که: راستش رو بخواید من تو ایران حسابدار یه شرکت خیلی بزرگ بودم و درآمدم هم خوب بود.ولی زبانم اصلا خوب نبود.اوایل که اینجا اومده بودیم از زندگی کردن تو کانادا زیاد راضی نبودیم و به زور تو یه تیم هورتونز کار گیرآورده بودم.با ماهی 1000 دلار.ولی بعد که با خودم صادقانه فکر کردم دیدم من اصلا نمیتونم صحبت کنم.تحصیلاتم هم هرچی باشه چون زبان نمیدونم با یه آدم بی سواد که خوندن و نوشتن بلد نیست هیچ فرقی نمیکنم تازه حتی نمیتونم صحبت کنم هرچی هم باهام حرف میزنن نمیفهمم چی میگن.درست مثل یه آدم کر و لال و بی سواد میمونم که ایران زندگی کنم.یه همچین آدمی چه انتظاری باید داشته باشه؟ضمنا این آقا تو ایران دانشگاه هم درس میداد.خودش میگفت وقتی اینطوری فکر کردم دیدم درصد زیادی این عدم موفقیت به خود من برمیگرده.تو این دو سال هم برای یه ایرانی حسابدار بودم و هیچ انگلیسی صحبت نکردم.به هر حال با تمام این احوال یه آپارتمان اجاره کردیم و یه ماشین  7-8 سال کار کرده هم خریدیم.وقتی دارم مقایسه میکنم، خودم رو با یه حسابدار با سابقه تو ایران مقایسه نمیکنم بلکه با یه آدم بی سواد و کر و لال مقایسه می کنم.</p>
<p>خدا رو شکر که تو همون دوره تو یه شرکت خیلی معتبر کار پیدا کرد و رفت سر کار.اما خودش معتقد بود اگه مشکل زبان نداشت و از همون اول که اومده بود رفته بود کلاس زبان و با برنامه ریزی پیش رفته بود در عرض یکسال میتونست به جایگاهی که لیاقتش داشت برسه.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-693 aligncenter" title="250px-banknotes" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/250px-banknotes.jpg" alt="250px-banknotes" width="250" height="188" /></p>
<p>من آدمی هستم که خیلی اعتماد به نفس دارم.اما این معنیش این نیست که بگم خودم رو دست بالا میگیرم.خودتون رو نه دست بالا بگیرید نه دست پایین.خود واقعی و توانایی هاتون رو بشناسید.ببینید چه کمبودهایی رو دارید.کجاها ضعف دارید.حداقل یکسال رو که گفتم زمان بذارید برای کار پیدا کردن.این یکسال رو که میگم از همون روز اول شروع کنید، با برنامه.کلاس و کار والنتیر و &#8230;</p>
<p>یکسال معنیش این نیست که تو خونه بشینید تا یکسال بشه بعد کار خودش خود به خود میاد.نه یکسال و شش ماه و دو ماه و &#8230;چیزی اثبات شده و فرمول نیست.میوه هم نیست که بگن اینقدر طول میکشه تا برسه.زمانی هست که شما به خودتون فرصت میدید تا با محیط از هر لحاظ، متناسب بشید.حالا اگه مثل ما تو همون اوایل همه چیز جفت و جور شد که چه بهتر اگر هم نه شما برنامه ریزیتون همین بوده پس دلیلی نداره سرخورده بشید و دپرس.هرکه طاووس خواهد &#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-medium wp-image-695 aligncenter" title="1281953512_35e53c9cba_o" src="http://barani.ca/wp-content/uploads/2009/02/1281953512_35e53c9cba_o-300x225.jpg" alt="1281953512_35e53c9cba_o" width="300" height="225" /></p>
<p>این یکسال رو خود ما خیلی روش فکر کرده بودیم و کاملا آمادگیش رو از قبل داشتیم.درصد خیلی زیادی از موفقیتمون هم همین بود که میدونستیم چه مشکلاتی پیش رو خواهیم داشت.به جای فرار از مشکلات با آمادگی قبلی سعی میکردیم راه حلی براشون پیدا کنیم نه اینکه جا بخوریم و کم بیاریم.</p>
<p>سعی کنید خوب مزه مزه کنید.مثل یه فنجون قهوه تلخ.تلخیش هم میتونه خوشمزه باشه.اولش شاید طعمش به نظرتون بد باشه اما اگه قبول کنید قهوه باید تلخ باشه میتونید از نوشیدنش لذت ببرید.سعی نکنید یه باره کل لیوان رو سر بکشید.آروم آروم.هر بار که کمی میخورید چیزهایی تازه تری رو حس میکنید.</p>
<p>وای خیلی زیاد شد. هنوز تموم نشده حرفام. بقیه اش رو تو پست بعدی مینویسم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/02/job2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>24</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کار، هزینه، دخل و خرج؟</title>
		<link>http://barani.ca/2009/02/job1/</link>
		<comments>http://barani.ca/2009/02/job1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Feb 2009 17:04:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
				<category><![CDATA[هویجوری]]></category>
		<category><![CDATA[کار و هزینه های زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کار و کاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://barani.ca/?p=671</guid>
		<description><![CDATA[مدتی بود که میخواستم راجع به این موضوع بنویسم اما موقعیتش پیش نمیومد.چندین بار هم دوستان کامنت گذاشته بودن و راجع به هزینه های اینجا و کلا دخل و خرج پرسیده بودند.
گاهی وقتها هم دوستانی سوال کرده بودن که اصلا مهاجرت به کانادا کار درستی هست یا نه؟چند تایی هم از دوستهای خودم از طریق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مدتی بود که میخواستم راجع به این موضوع بنویسم اما موقعیتش پیش نمیومد.چندین بار هم دوستان کامنت گذاشته بودن و راجع به هزینه های اینجا و کلا دخل و خرج پرسیده بودند.<br />
گاهی وقتها هم دوستانی سوال کرده بودن که اصلا مهاجرت به کانادا کار درستی هست یا نه؟چند تایی هم از دوستهای خودم از طریق ایمیل راجع به این موضوع سوال میکنند و اینکه کار پیدا کردن راحته یا نه؟راجع به وضع اقتصادی و &#8230;.<br />
تصمیم گرفتم تو چند پست جواب همه این سوالات رو بدم.هر چند پیشاپیش می گم  این مسائلی که میگم نظر شخصی من هست و  ممکنه خیلی ها این رو قبول نداشته باشن.(پس من دارم نظر شخصی خودم رو اینجا می نویسم) ضمن اینکه از دوستانی که اینجا رو میخونن و کانادا زندگی میکنند خواهش میکنم نظر خودشون رو بگن تا توی همین پست بنویسم.نظرات مختلف میتونه کمک بیشتری برای دوستان باشه.البته حواسمون باشه که نظرمون رو جوری نگیم که یا الکی امیدوار بشن یا بر عکس فاتحه روحیه شون خونده بشه.اگه نظرمون رو میگیم مثلا خوب نیست ، بگیم چرا فکر میکنیم خوب نیست و هم کاملا شرایطمون رو و هم اینکه چه مسیری رو رفتیم.<span id="more-671"></span><br />
اول از همه یه توضیحی بدم که همه عزیزانی که خاطرات مهاجرت من رو خوندن ممکنه اینطوری خونده باشن که :ما اومدیم تورنتو خونه گرفتیم و غیژژژژژ رفتیم سر کار.البته غیژژژژژژ بود ولی من شرایط خودمون رو نگفتم.اول اینکه ما (من و همسرم) توی ایران سابقه کاری خوبی رو داشتیم.از لحاظ فنی هم همیشه سعی کرده بودیم خودمون رو به روز نگه داریم و با توجه به بازار کار و نیاز مارکت کانادا کار کنیم.همسرم چند سالی سابقه کار مدیریت نرم افزار و پروژه های نرم افزاری داشت.خود من هم همیشه سعی کرده بودم به جای اینکه به فکر راحتی کار باشم و اینکه صبح برم سرکاری که وقت آزادم زیاد باشه و بتونم تا ساعت 10 صبحانه بخورم و بعد ناهار و بعد هم میوه و &#8230; واقعیت رو قبول کنم که روزی قرار هست برم جایی کار کنم که بابت کار مفید به من پول میدن.بنابر این همیشه تو شرکتهایی کار کرده بودم که به یه نیروی متخصص و پول ساز نیاز داشتن و همیشه هم با دنیا از لحاظ فنی پیش میرفتند.(سابقه مثلا 10 سال در یکی از سازمانهای بزرگ دولتی کار کرده ام که حقوق و مزایای بالایی دارد!!!! نداشتم.توجه داشته باشید اینجا هیچ موقع از شما سوال نمیکنن حقوق و مزایای جای قبلی که کار میکردید چقدر بود.تخصص شما و اینکه چقدر میتونید برای شرکت مفید باشید مهمه) گاهی وقتها هم توی شرکتهایی که کار میکردم مسولیتهایی داشتم و 2 و 3 نفر زیر دستم کار میکردن.البته نه به اون معنی که مدیر باشم.اما اگه بخوام به عنوان سابقه مدیریت ازش صحبت کنیم، آره میتونم از این سابقه استفاده کنم ولی اینجا تا حالا توی رزومه هام این رو ننوشتم.2 سالی هم تو یه سازمان دولتی مشاور نرم افزار بودم و خوب همتون میدونید که تو هر تخصصی کسی که قراره مشاوره بده در چه سطحی باید باشه.اینها رو برای تعریف از خودم نمیگم.اگه قصدم تعریف بود، خودم میتونستم توی پستهای خاطرات مفصل ازش بنویسم.اما چون خیلی ها سوال کردن و خیلی ها هم راهنمایی کردن که نوشته های من ممکنه باعث بشه دوستان فکر کنن اینجا کار پیدا کردن خیلی راحته و اگه بیان و نتونن زود کار پیدا کنن ممکنه افسرده بشن دارم میگم.<br />
همسر من بعد از چند سال سابقه کار مدیریت نرم افزار و برنامه نویسی و مشاوره&#8230; یک و نیم سال توی یه شرکت آمریکایی کار میکرد.که اون شرکت به هیچ عنوان نه فیزیکی نه معنوی و &#8230; توی ایران نبود حتی مشتری های شرکت!! فقط چند نفری برنامه نویس بودند که توی ایران کار میکردن و از طریق اینترنت با شرکت که توی آمریکا بود ارتباط داشتند.هر روز گزارشات کاری رو به انگلیسی برای شرکت میفرستادند هفته ای یک بار هم که جلسات شرکت بود با وب کم و &#8230; اینها از ایران تو جلسه شرکت میکردن.پس محیط کاملا آمریکایی بود و سابقه کار همسرم از یه شرکت آمریکایی صادر شد.و حتی رییسشون تاکید کرده بود اگه جایی شماره تلفن خواستن تلفن همون شرکت رو توی آمریکا بده.البته قرار بود که همسرم تا زمانی که اینجا کار پیدا نکرده  برای همون شرکت کار کنه.پس از این جهت کمی آرامش خاطر هم داشتیم و همینطور اعتماد به نفس.پس علاوه بر اینکه همسرم سابقه فنی خوبی داشت و از لحاظ تخصصی و فنی در سطح خیلی بالایی بود سابقه کاری هم از یه شرکت آمریکایی داشت که این خیلی مهمه.یه چیزی رو توجه داشته باشید که اینجا به خاطر اینکه همسایه آمریکاست سابقه کار توی آمریکا خیلی به درد میخوره.چون سیستم کاری هر دو خیلی خیلی نزدیک به هم هست.اینجا بعضی از شرکت ها نگران این هستند که نیرویی که استخدام میکنن با محیط کار کانادا آشنا نباشه(هر چند به نظر من هیچ تفاوتی نداره ولی کارفرما این نگرانی رو داره)این نگرانی شامل تمام نیروی کار خارجی حتی کشور های اروپایی میشه.<br />
چیزی که خیلی مهم بود، این سابقه کار تنها باعث آرامش خاطر و اعتماد به نفس بود نه باعث غرور بی خودی.اینکه مثلا من سالها مدیر بودم حالا بیام اینجا برم زیر دست یکی دیگه کار کنم و &#8230;این رو یادتون باشه که اینجا از شما انتظار دارن متخصص باشید نه مدیر.<br />
با وجود سوابق کاری و اینکه به نظر خودمون رزومه نوشتن رو خوب بلد بودیم با این حال همون روزهای اول ورودمون تو کلاسهای رزومه نویسی ثبت نام کردیم و فهمیدیم تا حالا هیچی از فرمت رزومه کانادایی نمیدونستیم.(خیلی ها رو دیدم با اینکه این کلاسها رایگان هست ولی نمیرن و میگن ما که خودمون بلدیم برای اونایی هست که نمیدونن!!!!!)<br />
این مسئله برای ما خیلی اهمیت داشت که وارد مارکت کانادایی بشیم توی تخصص خودمون، نه توی سطحی که توی ایران بودیم(مثلا از روز اول فقط بریم دنبال کار مدیریتی و مشاوره) با خودمون رو راست بودیم که انگلیسی زبان دوم ماست که خوب هم صحبت نمیکنیم و نمیتونیم تا رسیدیم کانادا بریم توی شرکتی که همه انگلیسی صحبت میکنن مدیر بشیم یا مشاور.اگه کارتون درست باشه و واقعا لیاقت داشته باشد اینجا خیلی سریعتر از ایران به جایگاهی که استحقاقش رو دارید میرسید.فقط کافیه با خودتون رو راست باشید.<br />
با تمام این حرفها هر دو خودمون رو برای یه کار تخصصی بدون حقوق به صورت داوطلبانه آماده کرده بودیم.برای این کار حتی 65 دلار هم هر کدوم پرداخت کردیم و توی موسسه ای اسم نوشتیم که امتحان میگرفت و شما رو برای مصاحبه به شرکتهایی معرفی میکرد و اونجا در تخصص خودتون کار میکردید ولی حقوق نمیگرفتید بهش میگن Co-op البته همسرم خیلی قبل از شروع این دوره و همون روزههای اول تو یه شرکت استخدام شد و رفت سر کار.اما من 5 ماه این دوره رو توی سرما و برف و کولاک و طوفان با اتوبوس و مترو، روزی 2 ساعت رفت و 2 ساعت برگشت رفتم سر کار(هر بار هم 15 دقیقه پیاده روی داشتم) (2 ماه دوره های مربوط به قوانین کار و محیط کار بود و 3 ماه کا توی شرکت نرم افزاری) بدون حقوق.میتونستم این 5 ماه رو توی خونه بشینم و دنبال کار باشم ولی رفتم اونجا اونجا هم میشد همزمان دنبال کار بود مثل اینکه تو خونه بشینید.اما من هم تنبلی خودم و هم اعتماد به رئیس شرکت که هر موقع من یه مصاحبه ای میرفتم سعی میکرد من رو با وعده های دروغش منصرف کنه اونجا موندم تا 3 ماه تمام شد و دوره من هم به آخر رسید و همزمان شرکت یا ورشکست شد یا دروغ میگفتن به هر حال من رو استخدام نکردن.چون هیچکس بدش نمی آد یه نیروی متخصص مفت داشته باشه.شما اگه اینطوری رفتید جایی سر کار به محض اینکه موقعیت خوبی پیش اومد به وعده های رییس شرکت یک اپسیلون هم دل نبندید.هر چند سابقه و تجربه اونجا باعث شد که خیلی سریع و بلافاصله یه کار خوب پیدا کنم و به هر حال ارزشش رو داشت.<br />
این جوری استخدام شدن و کار پیدا کردن ما غیژژژژژژ بود.<br />
یه نکته دیگه اینکه بازار کار &#8220;آی تی&#8221; هم خوبه همیشه.<br />
اینا رو گفتم که اگه نکته ای برای کسی سوال بود رفع شده باشه.<br />
پست بعدی رو میخوام راجع به هزینه ها و دخل و خرج اینجا بگم.<br />
باز هم از دوستانی که اینجا زندگی می کنن خواهش میکنم اگه تجربه ای راجع به کار پیدا کردن اینجا دارن حتما این تجربه رو در اختیار دوستان هم قرار بدن.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://barani.ca/2009/02/job1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
